بریدن [boridán] (to cut) conjugation

Persian
62 examples

Conjugation of eiti

present
past
Stems
بر
bor
cut
برید
borid
cut
Participles
برنده
borandé
cutting
بریده
boridé
cut
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
می‌برم
mí-boram
I cut
می‌بری
mí-bori
you cut
می‌برد
mí-borad
he/she cuts
می‌بریم
mí-borim
we cut
می‌برید
mí-borid
you all cut
می‌برند
mí-borand
they cut
Present progressive tense
دارم می‌برم
dấram mí-boram
I am cutting
داری می‌بری
dấri mí-bori
you are cutting
دارد می‌برد
dấrad mí-borad
he/she is cutting
داریم می‌بریم
dấrim mí-borim
we are cutting
دارید می‌برید
dấrid mí-borid
you all are cutting
دارند می‌برند
dấrand mí-borand
they are cutting
Present perfect tense
بریده‌ایم
boridé-im
I have cut
بریده‌اید
boridé-id
you have cut
بریده‌اند
boridé-and
he/she has cut
بریده‌ام
boridé-am
we have cut
بریده‌ای
boridé-i
you all have cut
بریده است
boridé ast
they have cut
Past tense
بریدیم
boridim
I cut
بریدید
boridid
you cut
بریدند
boridand
he/she cut
بریدم
boridam
we cut
بریدی
boridi
you all cut
برید
borid
they cut
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
برم
boram
I cut
بری
bori
you cut
برد
borad
he/she cut
بریم
borim
we cut
برید
borid
you all cut
برند
borand
they cut
Past imperfect tense
می‌بریدیم
mí-boridim
I used to cut
می‌بریدید
mí-boridid
you used to cut
می‌بریدند
mí-boridand
he/she used to cut
می‌بریدم
mí-boridam
we used to cut
می‌بریدی
mí-boridi
you all used to cut
می‌برید
mí-borid
they used to cut
Past progressive tense
داشتیم می‌بریدیم
dấštim mí-boridim
I was cutting
داشتید می‌بریدید
dấštid mí-boridid
you were cutting
داشتند می‌بریدند
dấštand mí-boridand
he/she was cutting
داشتم می‌بریدم
dấštam mí-boridam
we were cutting
داشتی می‌بریدی
dấšti mí-boridi
you all were cutting
داشت می‌برید
dâšt mí-borid
they were cutting
Pluperfect tense
بریده بودم
boridé búdam
I had cut
بریده بودی
boridé búdi
you had cut
بریده بود
boridé bud
he/she had cut
بریده بودیم
boridé búdim
we had cut
بریده بودید
boridé búdid
you all had cut
بریده بودند
boridé búdand
they had cut
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
خواهم برید
xâhám borid
I will cut
خواهی برید
xâhí borid
you will cut
خواهد برید
xâhád borid
he/she will cut
خواهیم برید
xâhím borid
we will cut
خواهید برید
xâhíd borid
you all will cut
خواهند برید
xâhánd borid
they will cut
Imperative mood
-
ببرید
béborid
you cut
-
-
ببر
bébor
you all cut
-
Subjunctive present tense
ببرم
béboram
I have cut
ببری
bébori
you have cut
ببرد
béborad
he/she have cut
ببریم
béborim
we have cut
ببرید
béborid
you all have cut
ببرند
béborand
they have cut
Subjunctive past tense
بریده باشیم
boridé bấšim
I cut
بریده باشید
boridé bấšid
you cut
بریده باشند
boridé bấšand
he/she cut
بریده باشم
boridé bấšam
we cut
بریده باشی
boridé bấši
you all cut
بریده باشد
boridé bấšad
they cut

Examples of بریدن

Example in PersianTranslation in English
. برم یه چیزی برای بریدن کیک پیدا کنمI'll find something to cut the cake.
مهم نیست که چرا می خواد دربارۀ مهارتهای بریدن مسابقه بدهNo matter why he wants to compete with cutting skills.
مهارت بریدن عالیهThe cutting skills are excellent.
اولین دستگاه دارای موتوره که برای بریدن استخوان استفاده میشه که میتونه بدون اینکه به بدن آسیب بزنه دائماً استریل رو انجام بدهIt's the first motorized bone-cutting device that can be sterilized repeatedly without damaging the drive train.
میگن که طوری گلوش رو بریدن که به استخون رسید و جسدش رو توی رودخونه انداختنThey say they cut her throat to the bone and threw her body in the river.
.به شما گفته بودم ميان بر .درسته.الان اون داره ما رو تعقيب ميكنه- I told you it was a short cut! - Right!
به سمت ساحل ...ميان بر از مسير کشتي هاDash into shore, cut across shipping lanes...
ميان بر مي زنيم.Takin' a shortcut.
من روياي يه موسسه ي تحقيقاتي با فن آوري روز رو دارم .که متمرکز روي تحقيق بر روي گونه ي شما باشهI dream of a cutting edge research organization dedicated to the study of your species.
،با اینحال در اینجا ،همانطور که آنها مصیبت زده و محتاج خوابانده شده اند ،بر زمینهای سیمانی عاجزانه به خود می پیچند ...باساطورشکافتهمیشوندYet here, as they lay stricken and needful, wreathing helplessly on cement floors, they are cut open with machetes and left to slowly suffocate convulsing and contorting in the throes of agony ... while school children walk on by.
.تنهاش بذار - .افتادم. لبم برید -Leave her alone. I fell. I cut my lip.
کت . اون انگشت های یه آدم مرده رو بریدKat, he cut the toes off a dead man so Luther's boots would fit.
. این سگ یهود ، گلوی اونو بریدThis Jew dog cut his throat!
♪ اون چاقوش رو بیرون آورد و طناب رو برید ♪♪ He took his knife and he cut her down ♪
،پرنده رو از گردنم برید و من هم خیلی عصبانی شدمAnd he knocked me down. He cut the bird from my neck,
دست میلر توی قسمت برنده دستگاه بود در حالی که دستگاه خاموش بودهMiller's arm was in the cutting zone of mill while it was off.
بدجوری دستش رو بریده بود و ازم کمک خواستHe's cut his hand badly, and has asked for our help.
... هیچ اثری از اینکه بریده شده یا خراش خورده نیست مثل اینه که کریستال خودش اونو بوجود آوردهThere's no scratching or sign of cutting... as if the crystal itself gave birth to it.
اونا خونریزی نمیکنن ! وقتی جاییشون بریده میشه؟Do they not bleed when they are cut?
اونا بریده شده بودنThey've been cut.
،"این "رین کاتر .بالش رو با تور تیغه ای بریدهThis raincutter had her wing sliced by razor netting.
...اون زبون شبیه مارت رو می‌برم .و خودم میدمش به سرپرستI'm going to cut out that forked tongue of yours and deliver it to the Director myself.
.از حملات مانیا و شیدایی رنج می‌برد ... گاهیاو عصبانیبود و ایده‌هایی از شکوه و عظمت داشت وSometimes he would be angry... and he would have ideas of grandeur and sometimes he had also ideas of persecution.
پس برای همین، گلوت رو می‌بریمSo we're gonna cut your throat.
ما داشتیم اون سنگ رو می بریدیم.. همون سنگ مقابل روWe were cutting through the rock, right on your specs.
ما رگ های تو رو بریدیم و شریان های من رو و یک مجرا درست کردیم تا خون من به رگ های تو جریان پیدا کنهWe cut open your veins and my arteries and created a vacuum, which allowed my own blood to replenish yours.
دیگه نه ما افسارش رو بریدیمNot anymore. We cut off his harness.
،از اون روز شروع شد .روی قایق، وقتی دستم رو بریدمIt started that day, uh, on the boat, when I cut my hand.
‏خودم سرشو بریدمI cut his head off.
اونوقت من تخماتو می بریدمI'm gonna cut your nuts off.
.نه، فکر کنم دستم رو موقع اصلاح بریدمI think I cut my hand shaving.
تو از وسط نصفش کردی و من سرش رو بریدمYou sawed her in half, and I cut her head off.
خودتو بریدی مرسی در...You cut yourself. - Thank you. Door--open the door!
دستتو بریدیYou cut your hand
فقط انگشتت رو بریدی ؟Did you just cut your finger?
باربی میدونه که تو چوب ها رو بریدی ... که این یعنی تو مسئول مرگ دو نفریBarbie knows that you cut the beams in the ceiling, that you're responsible for the deaths
مطمئن میشم که گلوی خودتو بریدیI'll make sure you get your throat cut.
. برم یه چیزی برای بریدن کیک پیدا کنمI'll find something to cut the cake.
.هر وقت يه ماهي رو مي برم مي خوام بالا بيارمI wanna throw up every time I cut a fish.
اما اگه به دوست پسرم دست بزني ، سرتو با همبن مي برمI'II cut you.
. ولش کن وگر نه گردنت رو مي برمRelease him or I'll cut your throat.
اگه قراره برم اون تو، يه سهمي از پولهارو ميخوام- If I'm goin' in, I want a cut.
تو الان باید بری کنتیکات؟You're going to Connecticut now?
بری سمت داوینا منم اون قسمتی از تورو میکنمYou go near davina, and i'm gonna cut off parts of you
،هیچ راه میون بری نیست .هیچ کلکی نمیشه زدThere are no shortcuts, no do-overs.
اه، باسن کوچيک بامزه ام دوباره .دل ها رو بردOh... my cute little tushy strikes again.
او عاقلانه از وزش باد کمک مي گرفت اما شمشير فقط نمي برد...Taking advantage of the wind was brilliant, but a blade can do more than cut.
.کله تخفيفشو از بين برد حالا ميخواد يه کار ديگه بکنهHe blew his whole cut, now he wants to do another job.
.از حملات مانیا و شیدایی رنج می‌برد ... گاهیاو عصبانیبود و ایده‌هایی از شکوه و عظمت داشت وSometimes he would be angry... and he would have ideas of grandeur and sometimes he had also ideas of persecution.
...اون با يک چاقوي جراحي چشم هاش رو در آورد و بعد صورتش رو از بين برد . به طوري که قابل شناسايي نبودHe took a scalpel and cut out her eyes... and then he hacked at her face as if it were clay.
خوب،حالا،بریم سر مسائل مهمGood. Now, let's cut to the chase.
. بریم تمومش کنیمLet's go cut her up.
حالا بریم سر اصل مطلب باشه.. ؟Let's cut to the chase, shall we?
پس برای همین، گلوت رو می‌بریمSo we're gonna cut your throat.
بریم سر اصل مطلبLet's just cut to the chase.
دو میلیارد نفر در جهان جنگلها را برای تولید زغال از بین می برند تا بتوانند برای خانواده هایشان غذایی تهیه کنند2 billion people cut down forests to make charcoal, and to feed their families through slash and burn agriculture.
... مهمترین وظیفه او .حمایت از اُلیگارشهای جنایتکار از پیگرد قانونی است ... در حالیکه آنان اقتصاد جهان را به تاراج می برندHis most important function is to protect the criminal oligarchs from prosecution and engage in torture.
فقط اين رو ببرJust cut me out!
،لئو، اگه واقعاً مي‏خواي کار کني ! اگه پيداش کردي، سرش رو ببرLeo, if you really wanna help, you find this man and you cut his head off!
ببر شاخه رو، اینم از این .یالا، ببُر بچه جون، ببُرCut the leaf, man. Here it goes. Come on, baby, cut.
تو اين دست رو با قيچي ببر همه ش رو..you cut this hand with your scissors, all of it.
"رمئو" مرا به من بده و وقتي او مُرد، او را پيش ستارگان ببر. و او چهره ي آسمان را شاد خواهد کرد.Give me my Romeo, and when he shall die, take him and cut him out to little stars and he'll make the face of heaven so fine.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

پریدن
fly
تنیدن
spin
چشیدن
taste
خریدن
buy
خزیدن
crawl
دمیدن
breathe
دنیدن
walk with pomposity
رسیدن
arrive
سریدن
slide
کشیدن
pull
گزیدن
bite
مکیدن
suck

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'cut':

None found.
Learning languages?