گم کردن [gom kardán] (to lose) conjugation

Persian
42 examples

Conjugation of eiti

present
past
Stems
گم کن
gom kon
lose
گم کرد
gom kard
lost
Participles
گم کننده
gom konandé
losing
گم کرده
gom kardé
lost
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
گم می‌کنم
gom mí-konam
I lose
گم می‌کنی
gom mí-koni
you lose
گم می‌کند
gom mí-konad
he/she loses
گم می‌کنیم
gom mí-konim
we lose
گم می‌کنید
gom mí-konid
you all lose
گم می‌کنند
gom mí-konand
they lose
Present progressive tense
دارم گم می‌کنم
dấram gom mí-konam
I am losing
داری گم می‌کنی
dấri gom mí-koni
you are losing
دارد گم می‌کند
dấrad gom mí-konad
he/she is losing
داریم گم می‌کنیم
dấrim gom mí-konim
we are losing
دارید گم می‌کنید
dấrid gom mí-konid
you all are losing
دارند گم می‌کنند
dấrand gom mí-konand
they are losing
Present perfect tense
گم کرده‌ایم
gom kardé-im
I have lost
گم کرده‌اید
gom kardé-id
you have lost
گم کرده‌اند
gom kardé-and
he/she has lost
گم کرده‌ام
gom kardé-am
we have lost
گم کرده‌ای
gom kardé-i
you all have lost
گم کرده است
gom kardé ast
they have lost
Past tense
گم کردیم
gom kárdim
I lost
گم کردید
gom kárdid
you lost
گم کردند
gom kárdand
he/she lost
گم کردم
gom kárdam
we lost
گم کردی
gom kárdi
you all lost
گم کرد
gom kard
they lost
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
گم کنم
gom kónam
I lost
گم کنی
gom kóni
you lost
گم کند
gom kónad
he/she lost
گم کنیم
gom kónim
we lost
گم کنید
gom kónid
you all lost
گم کنند
gom kónand
they lost
Past imperfect tense
گم می‌کردیم
gom mí-kardim
I used to lose
گم می‌کردید
gom mí-kardid
you used to lose
گم می‌کردند
gom mí-kardand
he/she used to lose
گم می‌کردم
gom mí-kardam
we used to lose
گم می‌کردی
gom mí-kardi
you all used to lose
گم می‌کرد
gom mí-kard
they used to lose
Past progressive tense
داشتیم گم می‌کردیم
dấštim gom mí-kardim
I was losing
داشتید گم می‌کردید
dấštid gom mí-kardid
you were losing
داشتند گم می‌کردند
dấštand gom mí-kardand
he/she was losing
داشتم گم می‌کردم
dấštam gom mí-kardam
we were losing
داشتی گم می‌کردی
dấšti gom mí-kardi
you all were losing
داشت گم می‌کرد
dâšt gom mí-kard
they were losing
Pluperfect tense
گم کرده بودم
gom kardé búdam
I had lost
گم کرده بودی
gom kardé búdi
you had lost
گم کرده بود
gom kardé bud
he/she had lost
گم کرده بودیم
gom kardé búdim
we had lost
گم کرده بودید
gom kardé búdid
you all had lost
گم کرده بودند
gom kardé búdand
they had lost
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
گم خواهم کرد
gom xâhám kard
I will lose
گم خواهی کرد
gom xâhí kard
you will lose
گم خواهد کرد
gom xâhád kard
he/she will lose
گم خواهیم کرد
gom xâhím kard
we will lose
گم خواهید کرد
gom xâhíd kard
you all will lose
گم خواهند کرد
gom xâhánd kard
they will lose
Imperative mood
-
گم بکنید
gom békonid
you lose
-
-
گم بکن
gom békon
you all lose
-
Subjunctive present tense
گم بکنم
gom békonam
I have lost
گم بکنی
gom békoni
you have lost
گم بکند
gom békonad
he/she have lost
گم بکنیم
gom békonim
we have lost
گم بکنید
gom békonid
you all have lost
گم بکنند
gom békonand
they have lost
Subjunctive past tense
گم کرده باشیم
gom kardé bấšim
I lose
گم کرده باشید
gom kardé bấšid
you lose
گم کرده باشند
gom kardé bấšand
he/she lose
گم کرده باشم
gom kardé bấšam
we lose
گم کرده باشی
gom kardé bấši
you all lose
گم کرده باشد
gom kardé bấšad
they lose

Examples of گم کردن

Example in PersianTranslation in English
* مگر گم کردن ليست رخت ها را که اصلاً اجازه نمي دادي *# But lose that laundry list of what you won't allow #
این نقشه برای گم کردن خودتهIt's a map to lose yourself.
اونا پدرت رو گم نکردن فقط جنازش رو گم کردنThey didn't lose your father. They just lost his body.
چمدونت رو تو راه امدن گم کردن؟Did they lose your suitcase on the way over?
بسيار خب، خب، تو کمر بندت رو بسته نگه دار اما لباس وکالت رو گم کن، ممکنه؟Okay, well, uh, stay buckled in, but lose the lawyer outfit, will you?
حالا گورتو از اينجا گم کن و اون معامله لعنتي رو هم بيخيال شوNow get your ass in there and close the goddamn deal.
توي جنگل و ماشينه رو گم کرد و اون موقع فهميد کهSo, finally, she swerved off the road... into the woods... and lost the other car... and that's when she realized... the man in the other car wasn't trying to hurt her.
من چاکرمم رو گم کرد (يک صلاح پرتابيِ هندي به شکل دايره با لبه هاي بيرنيِ تيز)I've lost my chakram!
اون منو تو بزرگراه گم کردShe lost me on the freeway.
برادرت ال-کامينو رو گم کردYour brother's "lost" El Camino.
اشلي همين الان ترنرو گم کرد و اون داره بر ميگرده خونهAshley just lost Turner, who's coming home right now.
از طرف ديگه سوپر مارکت پنکه شو پس نمي گيره چون اون فاکتورشو گم کردهThe drugstore wouldn't take back her fan, she lost the slip.
راهم را در ميان خيابان هاي خالي از جمعيت و خانه هاي خرابه گم کرده امI lost my way among empty streets with ruined houses.
احتمالا" عقب مونده و راه رو گم کردهHe probably lagged behind and lost his way.
... شايد پولش رو اون تو گم کردهMaybe he lost the money inside.
.مردک بي چاره، بايد راهش رو تو جنگل گم کرده باشهMALE 1: Poor fellow, must have lost his way in the woods.
چون تو همش گم می‌کنی اوه، دل می‌خواد همش تو حیاط پشتی تو چادر بخوابیOh, and you're this close of doing all the sleeping in a tent in the backyard.
فکر کنم اونا رو گم کردیم - آره --l think we lost them. -Yes.
. ما فیلیپ رو گم کردیمWe have lost the leap.
.میدونی، راه ـمونو گم کردیمKinda lost track. You know?
بعد از یه مدت سطح زمین سخت شد و ردشون رو گم کردیمThe ground rolls into a hardpack and we lost that track, too.
# از واحد ِ هوایی ِ 3، ما مظنون رو گم کردیم #air based 3,we lost visual lost suspect
اونا تا حدي تعقيبشون کردند، اما بعد اونا رو گم کردندThey followed them some distance but then lost them.
يک شب وقتي در تاريکي به خانه مي رفتند , همديگر رو گم کردندGoing home in the blackout one night they lost each other
آينده خودشون رو گم کردندPeople have lost the future.
چند تا ماهيگير هستند که راه خودشون رو گم کردندWe got some swordfishermen who have lost their way.
اونا پدرم رو گم کردندThey lost my father.
، گفشم رو گم کردم . زنه از دستم عصبانیه .I lost my shoes. The wife went mad at me.
من جايگاهم رو گم کردم .I lost my place.
که بگم وسايلمُ گم کردم؟That I lost my luggage?
مژه چشم چپمُ گم کردمI lost my left eyelash.
وقتي داشتم از ماشين پياده ميشدم کفشمُ گم کردمI lost my shoe getting out of the car.
مراقب حرف زدنت باش، خواهر .تو اون رو گم کردی نه ماWatch your tongue, sister! It is you and not we who've lost her.
هی ؛ شما بازیکنت رو گم کردی ؛ درسته؟Hey, you lost your player, havent u? - Son of a bitch.
فکر کردم منو گم کردیI think you've lost me.
.و بهشون میگیم که گوشیتُ گم کردی امّا حالت خوبهAnd tell them that you lost your phone but you're ok.
.ناسلامتی یکی از وسایلِ "شان اوکانل" رو گم کردیYou lost a Sean O'Connell.
شبيه اين بود من يه گوشواره ي ... پر رو گم کنم با يه ماشين وان با صندلي هاي . کوچيکشJust like I lost the feathered earring.
مادرم بهم اخطار داده بود که اگه هر کدومشون رو گم کنم با طلسم زشتي، تنبيهم ميکنهMy mother warned me she would punish me with the curse of ugliness if I ever lost any of them.
شماره ات رو گم کرده بودم البته- I had lost your number. - Of course.
.چاقوهاتو گم کرده بودیYou had lost your knives.
بين بطري مشروب و کتابهاي ورزشي پسره راهشو تو شهر فرشته ها گم کرده بودBetween the bottle and the sports book, boy had lost his way in the City of Angels.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

وا کردن
open
بو کردن
smell
حس کردن
sense
سر کردن
put up with
کر کردن
do
کم کردن
reduce

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'lose':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In