خوردن [xordán] (to eat) conjugation

Persian
85 examples
This verb can also mean the following: drink

Conjugation of eiti

present
past
Stems
خور
xor
eat
خورد
xord
eaten
Participles
خورنده
xorandé
eating
خورده
xordé
eaten
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
می‌خورم
mí-xoram
I eat
می‌خوری
mí-xori
you eat
می‌خورد
mí-xorad
he/she eats
می‌خوریم
mí-xorim
we eat
می‌خورید
mí-xorid
you all eat
می‌خورند
mí-xorand
they eat
Present progressive tense
دارم می‌خورم
dấram mí-xoram
I am eating
داری می‌خوری
dấri mí-xori
you are eating
دارد می‌خورد
dấrad mí-xorad
he/she is eating
داریم می‌خوریم
dấrim mí-xorim
we are eating
دارید می‌خورید
dấrid mí-xorid
you all are eating
دارند می‌خورند
dấrand mí-xorand
they are eating
Present perfect tense
خورده‌ایم
xordé-im
I have eaten
خورده‌اید
xordé-id
you have eaten
خورده‌اند
xordé-and
he/she has eaten
خورده‌ام
xordé-am
we have eaten
خورده‌ای
xordé-i
you all have eaten
خورده است
xordé ast
they have eaten
Past tense
خوردیم
xórdim
I ate
خوردید
xórdid
you ate
خوردند
xórdand
he/she ate
خوردم
xórdam
we ate
خوردی
xórdi
you all ate
خورد
xord
they ate
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
خورم
xóram
I ate
خوری
xóri
you ate
خورد
xórad
he/she ate
خوریم
xórim
we ate
خورید
xórid
you all ate
خورند
xórand
they ate
Past imperfect tense
می‌خوردیم
mí-xordim
I used to eat
می‌خوردید
mí-xordid
you used to eat
می‌خوردند
mí-xordand
he/she used to eat
می‌خوردم
mí-xordam
we used to eat
می‌خوردی
mí-xordi
you all used to eat
می‌خورد
mí-xord
they used to eat
Past progressive tense
داشتیم می‌خوردیم
dấštim mí-xordim
I was eating
داشتید می‌خوردید
dấštid mí-xordid
you were eating
داشتند می‌خوردند
dấštand mí-xordand
he/she was eating
داشتم می‌خوردم
dấštam mí-xordam
we were eating
داشتی می‌خوردی
dấšti mí-xordi
you all were eating
داشت می‌خورد
dâšt mí-xord
they were eating
Pluperfect tense
خورده بودم
xordé búdam
I had eaten
خورده بودی
xordé búdi
you had eaten
خورده بود
xordé bud
he/she had eaten
خورده بودیم
xordé búdim
we had eaten
خورده بودید
xordé búdid
you all had eaten
خورده بودند
xordé búdand
they had eaten
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
خواهم خورد
xâhám xord
I will eat
خواهی خورد
xâhí xord
you will eat
خواهد خورد
xâhád xord
he/she will eat
خواهیم خورد
xâhím xord
we will eat
خواهید خورد
xâhíd xord
you all will eat
خواهند خورد
xâhánd xord
they will eat
Imperative mood
-
بخورید
bóxorid
you eat
-
-
بخور
bóxor
you all eat
-
Subjunctive present tense
بخورم
bóxoram
I have eaten
بخوری
bóxori
you have eaten
بخورد
bóxorad
he/she have eaten
بخوریم
bóxorim
we have eaten
بخورید
bóxorid
you all have eaten
بخورند
bóxorand
they have eaten
Subjunctive past tense
خورده باشیم
xordé bấšim
I eat
خورده باشید
xordé bấšid
you eat
خورده باشند
xordé bấšand
he/she eat
خورده باشم
xordé bấšam
we eat
خورده باشی
xordé bấši
you all eat
خورده باشد
xordé bấšad
they eat

Examples of خوردن

Example in PersianTranslation in English
،اما از آنجا که مرتکب گناه کبيره شده‌اي ...ما تو را محکوم ميکنيم به حبس ابد، خوردن نان غم .و نوشيدن آب اندوهBut because you have greatly sinned, we condemn you... to perpetual imprisonment with the bread of sorrow and the water of anguish.
وقتي اومدم بيرون حوصله ي شام خوردن نداشتم .حوصله ي فيلم هم نداشتمI didn't feel like eating dinner when I left, and I didn't feel like a show.
خيلي بده که يه مرد نتونه توي خونه خودش براي خوردن غذا گير بيارهFine situation when a man can't get enough to eat in his own home.
چي خوردن؟ - چي خوردن؟- Wha-What did they have to eat?
موقع غذا خوردن ، چیزی نخون ، میشه ؟Don't read while you're eating, will you?
من فقط يه سيب زميني خور هستم،ولي اين به سادگي يک،دو،سه هست،نيست؟I'm just a potato eater, but isn't it simple as one-two-three?
چرا بايد پولمونو دو دستي تقديم اون مفت خور بکنيم؟Why should we give him the money we sweated for?
تو، بدبختِ اسب خورِ ...مادرYou miserable, horse-eatin' son of a...
اين دوتا فقط يه جفت حشره خورِ حرومزاده ايرلندي هستن، درست مثل خودتThese two are just a pair of bug-eating sons of Irish bitches same as you are.
من آشغال خور نيستم- I don't eat junk food.
ولي اگه يه وقت منو خورد،از کارم استعفاء ميدمو ميرمBut if I get eaten, I'm giving in my notice.
اون اسبه داشت بارت کوچولوتو مي خوردYour little boy Bart could have been eaten by that pony!
دوست داري خورد شي؟Do you want to be eaten alive?
اينو ميشه خورد؟Can these be eaten?
اول فكر كردم كونگ فو اُستاد " لياوو" خوبه .اما اون يه فرصت حمله هم پيدا نكرد .مثل سگ كتك خوردI thought Liu was good but he's so bad at defence... and was beaten up like a pighead.
هي، گوش کن راه آب بند بيارِ خورنده ي آخرين شيريني تلفن به دستِ زالوListen, you drain-clogging, last-cookie-eating... collect-call-getting sponge.
من از سمي که تو انبار "والتر" پيدا کرديم، استفاده کردم همون سم خورنده بافت بدن که همه رو تو پرواز 627 کُشتI used a toxin from Walter's cold storage, the flesh-eating toxin that killed everyone aboard flight 627.
وقتي يه ماشين بيرحم خورنده خونو از توي رگات خالي مي کنه؟How does it feel when a relentless eating machine is draining the blood from your veins?
به جست و خيز ادامه دادي به همين خاطر خورده شدي خوردهYou went on leaping, in mud soaking That's why you ended eaten up.
.اون بدجور کتک خورده .نميتونه زياد دور بشهHe's all beaten up. He can't go far.
بهترين غذا اگر تنها خورده شود مزه ي خودش را از دست مي دهدThe greatest delicacies taste of nothing when eaten alone.
.مرد بيچاره،کتک خورده و داغون و شلاق خورده،فقط به خاطر دفاع کردن از يه زنPoor man. Beaten, whipped and kicked, just for trying to protect a woman.
ديروز، دختره برگشت خونه تا سرحد مرگ کتک خورده بودYesterday, the girl returned home, beaten almost to death.
همون جایی که موبایلت رو پیدا کردیم فقط یه بار تا حالا پیش اومده، جی و می‌دونی که همیشه بعد از اینکه با مادرم صحبت می‌کنم یه چیزی می‌خورمIt was only one time, Jay... and you know I always eat after I talk to my mother.
‏قسم می‌خورم چنان غذایی می‌خوردیم ‏که انگار همه رفتیم تاسکنیI swear we would all be eating like we were on a tour of Tuscany.
تو این رستوران غذا می‌خوری ،این‌ها ارزش هستندyou eat in these restaurants, there are values there.
‏مطمئن بودم بالاخره به دردم می‌خوریI knew right away you were going to be of great value to me.
...جمعه ساعت هشت با هم می‌ریم و غذا می‌خوریمI'll pick you up Friday at 8:00 and we'll eat.
فقط باید یه کلیک کنی تا تائید بشه و میریم کُماج می‌خوریم croissant: کلوچه‌ی کمانی شکل فرانسویAll you gotta do is click confirm, and we're eating croissant and being insulted by stinky people this time tomorrow.
،ما توی میسن بمبی غذا می‌خوریم ولی همراه غذای آماده شده توی ال سئول پلوررWe eat at the Maison Mumbai, but with food prepared here in Le Saule Pleureur.
و علف خود رو را به گندم و ذرت در واقع، تقریبا تمام گیاهان و حیواناتی که امروزه می‌خوریمIn fact, almost every plant and animal that we eat today was bred from a wild, less-edible ancestor.
به طور مداوم بیشتر می‌خورید، بیشتر زاد و ولد می‌کنید و این اولاد این حالت شما را به ارث می‌برندYou'll eat more regularly, you'll leave more offspring and those offspring will inherit your disposition.
، شام و نوشیدنی خوردیم و دراز کشیدیمWe ate and had a few drinks
ببخشید هومر.وقتی تو خواب روزانه ات رو میکردی .ما تمام پیراشکی ها رو خوردیمSorry, Homer. While you were daydreaming, we ate all the doughnuts.
اونها وسطش رو پر کرده بودند و ما هم اونو تو یک شام ایالتی خوردیمThey shoved stuffing up its ass, and we ate it at a state dinner.
صبحانه ,نهار , شام ,هر چی ما خوردیم میخورین و آب مجانیه..And drinking water will be for free. Absolutely free. - Will it be safe?
ما تو "بلو هیل" (تپۀ آبی) شام خوردیم فیلیپ حتی به مِنو هم نگا نکردWe ate dinner at Blue Hill.
آخرین باری که غذا خوردید کی بود؟When was the last time you ate?
در آمريکا , يانکي هاي نيويورک به صورت شش دو و شجاعانه شکست خوردند ...در مرحله نهايي بازي هاي جهاني فوتبال آمريکاييIn the U.S., the Yankees defeated the Braves 6-2 in the World Series, the American version of football.
مردم الجزاير قدرت هاي استعماري، در جلوگيري سازمان ملل براي مطرح نمودن درخواست الجزاير شکست خوردند و تلاش خواهند کرد که نشان دهند جبهه آزادي ملي فقط يک اقليت استPeople of Algeria, colonial powers, failing to block UN debate on the Algerian question, will attempt to demonstrate that the FLN represents only a minority.
یعنی اونا همدیگه رو خوردند؟You mean they ate each other up?
سپاهيانت شكست خوردند تو هزاران نفر رو شكنجه كرديYour armies were defeated. You tortured thousands of people.
تخم مرغ ها ضربه بدي اين اواخر خوردند مي دوني که اسميترزEggs have gotten quite a bad rap lately, you know, Smithers.
نه ممنون ، شايد بعدا خوردم -- No, thanks. Maybe later.
من ديشب شکست خوردم چون .گشنه بودمI was defeated last night only because I was hungry
عين يه سگ وحشيه ...باهاش مشروب خوردمHe drank with him later
من تا سال قبل فکر ميکردم که اين کار يکي از محاسن سيستم ماست، تا وقتي که شکست خوردمI thought it was one of the virtues until last year, when I was defeated.
به مامان نگو اما من همه‌ي گوشتتو خوردمDon't tell Mom, but I ate all your bacon.
شب رو بیرون موندی خیلی مشروب خوردیYou stay out late nights, you drink lot of wine.
غذا خوردی؟Have you eaten? - Yes, thanks.
چیزی خوردی ؟- Have you eaten?
چیزی خوردی؟- Have you eaten?
تاحالا کنگر فرنگی خوردی ؟- Have you ever eaten artichokes?
به‌خاطر اين حرفت يه مشروب ديگه مي‌خورمI'll have another drink to appreciate that.
براي آقاي وارن هم هر چي مي‌خوان بيار من يه آبجو مي‌خورمGive Mr. Warren whatever he wants.
"مردم مي گند دزديدن آب ديگران کار غلطيه ، حتي اگه از تشنگي داشتي خفه مي شدي ولي من آب اون کوروفوجي شيطان صفت رو مي خورم ""They say stealing another's water is wrong even if you're parched, but I'm drinking the water of that blackguard Kurofuji."
غذا سرد مي شه بيرون يه چيزي مي خورم- The food is getting cold. - I'II eat out later.
من فقط يه ليوان آب مي خورمJust a glass of water for me.
شکلات می خوری؟Would you like a chocolate?
زنگ غذا ، همه زندانی ها تو سالن غذا خوری حاضر بشنAllinmates report to themesshall. Chowcall.
آب می‌خوری؟You want some water? Mm-hmm.
- آره - ،تو مثل یه اسب غذا می خوری مگه نه؟- You hungry again, mate?
‏من اونی بودم که میگفتم حسابی به دردمون می‌خوری ‏ولی آقای گیتس باهام مخالف بودI was the one who saw the promise in acquiring you and Mr. Gates was the one who opposed it.
جنگلها غذایی که می خوریم را تامین می کنند - آبی که می نوشیم هوایی که تنفس می کنیمThey produce the food we eat, the water we drink, the air we breathe, and the medications that maintain our health.
- پس به چه دردي مي خورند؟- The Ruala do not carry water.
اکنون ماه اکتبر است و از ماه جولاي که يخ ذوب شده به جز جلبک دريايي و مقدار کمي دانه .که خرسها هرگز نمي خورند چيزي وجود نداردIt's now October, and apart from seaweed and a few berries... they've hardly eaten at all, since the ice melted away in July.
يکسري آشغال خورند که به سرشون دستمال بستند و سعي ميکنند ياد بگيرن چطوري سوار يک تانک روسي بشنLots of fig-eaters wearing towels on their heads, trying to find reverse on a soviet tank.
اما حالا امنيت آمريکا حسابي ... وارد جنگ دريايي شده ... و در آسمان ... اونوقت موش ها دارند پول من رو مي خورند ...Now American security's so goddamned tight over the water and in the sky that the rats eat my money before I can get it to Cuba.
.خدايان قرباني رو مي خورند .سپاسگذار مي شند.The gods eat the sacrifice. They are grateful.
،وقتی بچه بودم، همش از اینا می‌خوردم .و از اون موقع تا حالا هر روز یه کاسه بادوم اینجاستI used to eat them all the time as a kid, and I'll be damned if there hasn't been a full bowl of peanuts here every day since.
مرد به دريا رفت تا شنا کند و چون زياد غذا خورده بود، دل پيچه گرفت و غرق شد.He went for a swim in the sea and because he had eaten too much... he got stomach cramps and drowned.
و اونجا و اينجا اونا رو خواهم خورد"And I will eat them here and there.
بگو ، من اونا رو هرجايي خواهم خورد"Say, I will eat them anywhere.
.من هرگز نمیتونستم تو رو بخورمI would never have eaten you.
اگه بهتر میشی یه کم بخورIf you feel better, eat some.
حالا، خانم اسکارلت، دختر خوبي باش .و يه کم غذات رو بخور عزيزمNow don't eat too fast. Ain't no need of havin' it come right back up again.
، تو که نمیدونی اونا درباره-ی چی حرف میزنن . پس حرف نزن و غذات رو بخورYou don't know what they're talking about. Just shut up and eat.
.اقاي اومبرتو، کيک بخورMr. Umberto, eat the cake.
.بخورGo on, eat.
ممکنه الان شکست خورده باشیم ولی همیشه در روی یه پاشنه نمیچرخهWe may be beaten, but that is now. Things change.
فکر کنم توی هتل بهترشو خورده باشیدyou'd be eating better at the Hotel.
يادم نمياد همچين چيزي خورده باشم-Not only-- -I don't remember eating that.
.فکر نمي کنم که تا حالا تو عمرم ماهي خورده باشمI don't think I've ever eaten a fish.
خيلي خب من ممکنه يه ظرف شيريني مواد دار خورده باشمAll right, I might have eaten a pot brownie.
فکر نکنم توی کل زندگیم اینقدر غذا خورده باشمI don't think I've eaten that much in my entire life.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

آوردن
bring
خریدن
buy
خزیدن
crawl
سپردن
traverse
فشردن
press

Similar but longer

خوراندن
feed

Other Persian verbs with the meaning similar to 'eat':

None found.
Learning languages?