راه رفتن [râh raftán] (to walk) conjugation

Persian
32 examples

Conjugation of eiti

present
past
Stems
راه رو
râh rav
walk
راه رفت
râh raft
walked
Participles
راه رونده
râh ravandé
walking
راه رفته
râh rafté
walked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
راه می‌روم
râh mí-ravam
I walk
راه می‌روی
râh mí-ravi
you walk
راه می‌رود
râh mí-ravad
he/she walks
راه می‌رویم
râh mí-ravim
we walk
راه می‌روید
râh mí-ravid
you all walk
راه می‌روند
râh mí-ravand
they walk
Present progressive tense
دارم راه می‌روم
dấram râh mí-ravam
I am walking
داری راه می‌روی
dấri râh mí-ravi
you are walking
دارد راه می‌رود
dấrad râh mí-ravad
he/she is walking
داریم راه می‌رویم
dấrim râh mí-ravim
we are walking
دارید راه می‌روید
dấrid râh mí-ravid
you all are walking
دارند راه می‌روند
dấrand râh mí-ravand
they are walking
Present perfect tense
راه رفته‌ایم
râh rafté-im
I have walked
راه رفته‌اید
râh rafté-id
you have walked
راه رفته‌اند
râh rafté-and
he/she has walked
راه رفته‌ام
râh rafté-am
we have walked
راه رفته‌ای
râh rafté-i
you all have walked
راه رفته است
râh rafté ast
they have walked
Past tense
راه رفتیم
râh ráftim
I walked
راه رفتید
râh ráftid
you walked
راه رفتند
râh ráftand
he/she walked
راه رفتم
râh ráftam
we walked
راه رفتی
râh ráfti
you all walked
راه رفت
râh raft
they walked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
راه روم
râh rávam
I walked
راه روی
râh rávi
you walked
راه رود
râh rávad
he/she walked
راه رویم
râh rávim
we walked
راه روید
râh rávid
you all walked
راه روند
râh rávand
they walked
Past imperfect tense
راه می‌رفتیم
râh mí-raftim
I used to walk
راه می‌رفتید
râh mí-raftid
you used to walk
راه می‌رفتند
râh mí-raftand
he/she used to walk
راه می‌رفتم
râh mí-raftam
we used to walk
راه می‌رفتی
râh mí-rafti
you all used to walk
راه می‌رفت
râh mí-raft
they used to walk
Past progressive tense
داشتیم راه می‌رفتیم
dấštim râh mí-raftim
I was walking
داشتید راه می‌رفتید
dấštid râh mí-raftid
you were walking
داشتند راه می‌رفتند
dấštand râh mí-raftand
he/she was walking
داشتم راه می‌رفتم
dấštam râh mí-raftam
we were walking
داشتی راه می‌رفتی
dấšti râh mí-rafti
you all were walking
داشت راه می‌رفت
dấšt râh mí-raft
they were walking
Pluperfect tense
راه رفته بودم
râh rafté búdam
I had walked
راه رفته بودی
râh rafté búdi
you had walked
راه رفته بود
râh rafté búd
he/she had walked
راه رفته بودیم
râh rafté búdim
we had walked
راه رفته بودید
râh rafté búdid
you all had walked
راه رفته بودند
râh rafté búdand
they had walked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
راه خواهم رفت
râh xâhám raft
I will walk
راه خواهی رفت
râh xâhí raft
you will walk
راه خواهد رفت
râh xâhád raft
he/she will walk
راه خواهیم رفت
râh xâhím raft
we will walk
راه خواهید رفت
râh xâhíd raft
you all will walk
راه خواهند رفت
râh xâhánd raft
they will walk
Imperative mood
-
راه بروید
râh béravid
you walk
-
-
راه برو
râh bérav
you all walk
-
Subjunctive present tense
راه بروم
râh béravam
I have walked
راه بروی
râh béravi
you have walked
راه برود
râh béravad
he/she have walked
راه برویم
râh béravim
we have walked
راه بروید
râh béravid
you all have walked
راه بروند
râh béravand
they have walked
Subjunctive past tense
راه رفته باشیم
râh rafté bấšim
I walk
راه رفته باشید
râh rafté bấšid
you walk
راه رفته باشند
râh rafté bấšand
he/she walk
راه رفته باشم
râh rafté bấšam
we walk
راه رفته باشی
râh rafté bấši
you all walk
راه رفته باشد
râh rafté bấšad
they walk

Examples of راه رفتن

Example in PersianTranslation in English
به راه رفتن ادامه بدهKeep walking!
دست بچه اي را گرفته بود و راه رفتن يادش مي دادShe was holding the Child and teaching Him to walk.
-اين کاريه که من ميخواستم راه رفتن نداره ديگه-That's the job I wanted. No walking.
مثله راه رفتن تو يه خيابان خلوته وقتي گوش مي دي به صداي قدم هاي خودتIt's like walking down an empty street, listening to your own footsteps.
مثل راه رفتن در ابرها اين کار ايده کي بود ؟It's like walking on clouds.
اينجا يه جاي پارک هست من ميتونم بقيه راه رو پياده برمThat's okay, we can walk to the curb from here.
بیاخالابقیه راه رو قدم نزنیمLet's take the rest of this walking.
آره،درسته،يک دخترباز،راه رو ادامه بده مردYeah, that's right, playboy, walk. Go on, man!
فكر كنم بقيه راه رو بايد پياده بريدYou'll have to walk the rest, I'm afraid, sir.
...ميشه خواهش کنم راه رو باز کنيد؟Can you please clear this walkway? Can you please...?
و من داشتم پايين خيابون راه مي رفتم و .اين زن از درون من راه رفتAnd I was walking down the street... And this woman walks through me. She walked right through me!
راه رفت و راه رفت تا فهميد که راهشو گم کرده و اگرچه رسوم تاريکي در کنارش بودShe walked and walked until she discovered she had lost her way, and although the darkness was drawing near, the little girl knew she didn't have far to go.
همانطور که، "مسيح"، ناجي ما بر روي آب راه رفت اگر شما بتوانيد از ميان آتش، بدون صدمه ديدن، بگذريد من هم دنبال شما در دل شعله‌ها خواهم اومدAs Christ, our Saviour, walked on water, if you can walk through fire, untouched, then I will follow you into the flames.
اون پاهاش رو کشيد و در امتداد ساحل راه رفتHe stretched his legs and walked along the shore.
.زمان يک رودخانه'ست و "ترک" بطرف عکس جريان .راه رفتTime is a river, and the Turk has walked upstream.
اون خوبه،اما خیلی خسته است اون باید زیاد راه رفته باشه.همش همینHe is fine, but much tired. He must have walked a lot. That's all.
...رز ما به اندازه چند كيلومتر روي عرشه راه رفته‌ايم و درباره آب و هوا صحبت كرده‌ايم و درباره بزرگ شدن من هم حرف زديمWell, Rose, we've walked about a mile around this boat deck and chewed over how great the weather's been and how I grew up, but I reckon that's not why you came to talk to me, is it?
اون برادرشه ميگن که اون 35 کيلومتر با سر بريده راه رفتهThat boy's brother, he's the one who walked 20 miles with his head out clear off.
.بايد 20 مايلي راه رفته باشيم- Oh, we must have walked 20 miles.
...فقط احتمالش هست که .اون تو همين دالانها راه رفته باشهIt's just possible that he walked these very halls.
.چند صد متري از راه رفتم .و هيچ چيزي نديدمI walked down a quarter mile, it was clean.
.من تمام شب رو راه رفتمI walked all night.
...من راه رفتم مثل سالها پيش .وقتي که ذهنم غرق مي شد در عذاب وجدان کشتنI walked as I walked years before when my mind swam with guilt at the thought of killing.
....اگر اونا در هر صورت داستانمون رو ميگن اجازه بدين اونا بگن .... من با انسانهاي بزرگي راه رفتمIf they ever tell my story, let them say I walked with giants.
ديروز ، به دنبال کار هاي گائودي از ساحل تا پارک . گول پياده راه رفتمYesterday, I walked from the beach up to Park Guell in search of Gaudi.
یعنی مثل آدم آهنی راه خواهم رفت؟I will walk like a robot?
نابینایان خواهند دید , لنگ ها راه خواهند رفت.The blind will see, the lame will walk.
.حالا راه برو ماري، يالا، بيا پيش منNow walk, Mary. Come on. Come to me.
يالا! راه برو - مي‌ترسم دِو -- Come on, keep walking!
.بايد واسه چند ساعت بعدي بيدار نگهش داريم حالا زودباش فرن،راه بروWe've got to keep her awake for the next few hours. Now come on, Fran, walk!
! نه رو زمين راه برو !- I just want you to walk on the floor.
رو پنجه پاهات راه بروClench your toes when you walk.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

Not found
We have none.

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'walk':

None found.
Learning languages?