پرسیدن [porsidán] (to ask) conjugation

Persian
62 examples
This verb can also mean the following: question, inquire

Conjugation of eiti

present
past
Stems
پرس
pors
ask
پرسید
porsid
asked
Participles
پرسنده
porsandé
asking
پرسیده
porsidé
asked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
می‌پرسم
mí-porsam
I ask
می‌پرسی
mí-porsi
you ask
می‌پرسد
mí-porsad
he/she asks
می‌پرسیم
mí-porsim
we ask
می‌پرسید
mí-porsid
you all ask
می‌پرسند
mí-porsand
they ask
Present progressive tense
دارم می‌پرسم
dấram mí-porsam
I am asking
داری می‌پرسی
dấri mí-porsi
you are asking
دارد می‌پرسد
dấrad mí-porsad
he/she is asking
داریم می‌پرسیم
dấrim mí-porsim
we are asking
دارید می‌پرسید
dấrid mí-porsid
you all are asking
دارند می‌پرسند
dấrand mí-porsand
they are asking
Present perfect tense
پرسیده‌ایم
porsidé-im
I have asked
پرسیده‌اید
porsidé-id
you have asked
پرسیده‌اند
porsidé-and
he/she has asked
پرسیده‌ام
porsidé-am
we have asked
پرسیده‌ای
porsidé-i
you all have asked
پرسیده است
porsidé ast
they have asked
Past tense
پرسیدیم
porsídim
I asked
پرسیدید
porsídid
you asked
پرسیدند
porsídand
he/she asked
پرسیدم
porsídam
we asked
پرسیدی
porsídi
you all asked
پرسید
porsid
they asked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
پرسم
pórsam
I asked
پرسی
pórsi
you asked
پرسد
pórsad
he/she asked
پرسیم
pórsim
we asked
پرسید
pórsid
you all asked
پرسند
pórsand
they asked
Past imperfect tense
می‌پرسیدیم
mí-porsidim
I used to ask
می‌پرسیدید
mí-porsidid
you used to ask
می‌پرسیدند
mí-porsidand
he/she used to ask
می‌پرسیدم
mí-porsidam
we used to ask
می‌پرسیدی
mí-porsidi
you all used to ask
می‌پرسید
mí-porsid
they used to ask
Past progressive tense
داشتیم می‌پرسیدیم
dấštim mí-porsidim
I was asking
داشتید می‌پرسیدید
dấštid mí-porsidid
you were asking
داشتند می‌پرسیدند
dấštand mí-porsidand
he/she was asking
داشتم می‌پرسیدم
dấštam mí-porsidam
we were asking
داشتی می‌پرسیدی
dấšti mí-porsidi
you all were asking
داشت می‌پرسید
dâšt mí-porsid
they were asking
Pluperfect tense
پرسیده بودم
porsidé búdam
I had asked
پرسیده بودی
porsidé búdi
you had asked
پرسیده بود
porsidé bud
he/she had asked
پرسیده بودیم
porsidé búdim
we had asked
پرسیده بودید
porsidé búdid
you all had asked
پرسیده بودند
porsidé búdand
they had asked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
خواهم پرسید
xâhám porsid
I will ask
خواهی پرسید
xâhí porsid
you will ask
خواهد پرسید
xâhád porsid
he/she will ask
خواهیم پرسید
xâhím porsid
we will ask
خواهید پرسید
xâhíd porsid
you all will ask
خواهند پرسید
xâhánd porsid
they will ask
Imperative mood
-
بپرسید
béporsid
you ask
-
-
بپرس
bépors
you all ask
-
Subjunctive present tense
بپرسم
béporsam
I have asked
بپرسی
béporsi
you have asked
بپرسد
béporsad
he/she have asked
بپرسیم
béporsim
we have asked
بپرسید
béporsid
you all have asked
بپرسند
béporsand
they have asked
Subjunctive past tense
پرسیده باشیم
porsidé bấšim
I ask
پرسیده باشید
porsidé bấšid
you ask
پرسیده باشند
porsidé bấšand
he/she ask
پرسیده باشم
porsidé bấšam
we ask
پرسیده باشی
porsidé bấši
you all ask
پرسیده باشد
porsidé bấšad
they ask

Examples of پرسیدن

Example in PersianTranslation in English
اومدن یه ساعت پرسیدن ،ماشین مال کیه ،چطور اتفاق افتاده .شماره پلاک چنده و اینجور چیزهاThey came asking if I owned the car, how it happened, license plate number and all that.
، اونا فقط زندگی جدید میسازن ولی آیا از من پرسیدن که من با این زندگی موافقم ؟They're just building a new life, but did they ask me whether I want this life?
...که از پرسیدن این سوال پشیمون میشم اما......whenI'llregretasking the following question, but... .
(تشویق) ! هومر) حکومت پاک در خدمت شماست برای سؤال پرسیدن)Clean government is yours for the asking !
باید شروع کنی به پرسیدن سوال های بهترYou need to start asking better questions.
نگران نباش، برات پرس و جو ميکنم- "ممنون آقاي "راسک-- Don't worry. I'll ask around. - Thanks, Mr Rusk.
اون درباره ي آلباما پرس و جو ميکردHe was asking about Alabama.
بعد از يه مدتي کسايي پيدا شدن که شروع به پرس و جو کردن و سرويس تعطيل شدAfter a while, somebody started asking questions, and the taxi service shut down.
به نظر مياد يکي تو ژاپن ...داره در مورد وضعيت ناوهاي هواپيمابر ما از يه .شهروند محلي پرس و جو ميکنهIt sounds like someone in Japan is sneaking around... asking a local citizen the location of our carriers.
صبح برمي گردم پرس و جو توي شهر رو هم شروع مي کنمI'll be back in the morning. Start asking around town.
. نِسبَتم رو با تو پرسیدShe asked what I am to you.
وقتی ازم می پرسید که مگه اینجا چی گیرم میاد .که بمونم، واقعاً حرفی نداشتم که بزنمWhen he asked what I'd be staying for, it was hard to say.
. یه شب زنگ زد و ازش پرسیدOne of his one night stands phoned here and asked for him.
پدرش پرسید: "اما , پسرم , 3 تا استخر می خواین چیکار ؟"His father asked, "But, son, why do you need three pools?"
لیر" شاه در بیابان پر تیغ " : از "گلاوستر" پرسیدOn the heath, King Lear asked Gloucester:
... : یک سئوالی که کم و بیش پرسیده می شه اینه که وقتی یک نفر بیماری رو در بدنش دارهThe question that's frequently asked is when a person has a manifest of a disease in the body temple or some kind of discomfort in their life, through the power of right thinking can it be turn around?
هر مرد مجردی که باهاش خوابیدم اینو پرسیده خیلی عجیبهEvery single guy I've slept with asked the same thing, it's so strange.
،و وقتی از تو سوالاتی به روسی ...لهستانی و آلمانی پرسیده ...بدون مشکل، به همه‌ی این زبان ها .جواب دادیAnd when she asked you questions in Russian, Polish or German, you replied without difficulty in all those languages.
یادم نمیاد ازم پرسیده باشن حالا اسلحه ات رو بدهI don't recall being asked. Now lay down your weapon.
این همه مدت تا حالا کسی ازت پرسیده که چه احساسی داری؟In all this time, has anyone asked you how you feel?
--چرا اون- ،می‌دونی، من ازش می‌پرسم-Why would he-- You know, I would ask him,
خب، از شما می‌پرسم می‌تونید منو ببینید الان؟(AUDIENCE APPLAUDING) Well, I ask you, can you see me now?
خب فقط دارم می‌پرسم كنجكاومWell, I'm just asking. I'm interested.
.دوباره در مورد "ناپل" می‌پرسمSo I ask again about Naples.
...پس دوباره ازت می‌پرسم چی عوض شده؟So I ask you again-- what changed?
،من هم خوبم، به هر حال .ممنون می‌پرسیI'm fine, by the way. Thanks for asking.
پس چرا ازم می‌پرسی کجاست؟She's dead. Then why are you asking me where she is?
چرا می‌پرسی؟Well, why do you ask?
حالا اگه می‌پرسی اون کسی که اون بالا نشسته دربارش چی فکر می‌کنه فکر می‌کنم تا حالا زیاد ازین چیزا شنیدهNow if you're asking me what the man up there thinks about it, well, I imagine he done heard it so much that it don't bother him all that much.
چرا اینو می‌پرسی؟Why would you ask me that?
به همین خاطر این پرسشهای موشکافانه را پرسیدیم برای اجرای این مطالعه وسیع از یک کمپانی استفاده کردیم اعضای آن می‌گفتند که تا بهحال چنین چیزی ندیده اندSo we asked these really penetrating questions and we hired a company that administers surveys to do them and they said they had never seen anything like it.
ما اول مهمونی از همه پرسیدیمWe asked everyone at the opening party.
اِی" یه جورایی وقتی ازش پرسیدیم مردد بود" که می تونه تو همچین مسائلی کمک کنه یا نهE did hesitate when we asked him if he would help.
-شما این سوالو پرسیدید:-You asked the question:
شما قبل اینکه من برم غذا بکشم یه سوالی پرسیدیدNow, you asked me a question before I went and got my food
. اگه میدونستم ، از تو نمی پرسیدمWell, if I did I wouldn't have asked you.
ازت پرسیدم از کجا میدونیI asked how do you know.
فیبی" من ازت پرسیدم گفتی اشکالی نداره"Phoebe, I asked you and you said it was okay.
من اینو پرسیدم چون همسرتون خیلی مبهم توضیح داد درباره سوابق شما من امیدوار بودم که شماI asked because your wife was very vague... about what you might have been doing... and I was hoping you might be able... to shed a little bit of light on it for me.
وقتی اولین بار اومدی ازت یه سوال پرسیدم ، لازمه دوباره بپرسم[Winter] Whenyoufirstarrived, Iaskedyoua question.
نمیدونم، ولی تو ازش پرسیدی "هی، رفیق، چی میخوای؟"I don't know, but you asked him Hey, mate, what do you want?
اینو كه الان پرسیدیYou just asked me.
.هفتادوسه سال قبل از میلاد مسیح- .خودت پرسیدی-That was in 73 A. D. You asked.
.تو آلمان که بودیم، پرسیدی که از چیِ "جولیا" خوشم میادIn Germany, you asked me what it is I see in Julia.
پس وقتی از من اون سئوالات . رو پرسیدی ، من خشکم زدSo when you asked me those questions, I froze.
- . از همه دارم می پرسم عزیزم --I just asked everybody, dear.
وقتي از او مي پرسم چگونه از عهده كار خانه بر مي آيد لبخند درونگرايانه اي مي زندWhen asked how she copes with a job and a household, she smiles with shy delight
قربان من اين سوال رو از خودم هم مي پرسم اين مانيکاستl asked myself that very question, sir. My boss, Doug.
من از خودم مي‌پرسم "چگونه يه همچين اتفاقي افتاده؟"I asked myself,"how the hell did that happen?"
من از خودم مي‌پرسم "چطور چنين چيزي اتفاق افتاده؟"I asked myself, "how the hell did that happen?"
اونا مي پرسند که شما مايليد که .در برنامه باشيدThey asked if you would be interested.
... يک روز از ما مي پرسندOne day, everybody will be asked:
اين مسئله‌ايه كه زن‌ها از مدت‌ها پيش از .خودشون مي‌پرسندIt's a question women have asked themselves for some time.
درست عين بچه‌هايي که کُلي سوال مي‌پرسند اونم کلي سوال پرسيدAlso, like a child, he asked a million questions.
من بايد از شما در مورد شب بيستم بپرسمI should have asked you about the night of the 20th.
- گفتم از خانومت بپرس --l said, ask your wife.
بپرس پگي ،خجالت نکشYou ask it, Peggy. You mustn't feel shy with me.
ازش بپرس که دلش ميخواد باهات ازدواج کنه ؟ ...اگه جوابش آره بود ، بدون معطليTake her in your arms, kiss her, ask her to marry you, then marry her.
.نمي دونم .از مادرت بپرسWhy, ask your mother.
از مارک بپرس- Why don't you ask Mark?
فکر نکنم نظر تو رو پرسیده باشمI don't think I asked you.
تا حالا من جواب چیزی که پرسیده باشی رو بهت دادم ؟Growing up, did I get you everything that you ever asked for?

More Persian verbs

Other Persian verbs with the meaning similar to 'ask':

None found.
Learning languages?