دیدن [didán] (to look) conjugation

Persian
111 examples

Conjugation of eiti

present
past
Stems
بین
bin
look
دید
did
looked
Participles
بیننده
binandé
looking
دیده
didé
looked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
می‌بینم
mí-binam
I look
می‌بینی
mí-bini
you look
می‌بیند
mí-binad
he/she looks
می‌بینیم
mí-binim
we look
می‌بینید
mí-binid
you all look
می‌بینند
mí-binand
they look
Present progressive tense
دارم می‌بینم
dấram mí-binam
I am looking
داری می‌بینی
dấri mí-bini
you are looking
دارد می‌بیند
dấrad mí-binad
he/she is looking
داریم می‌بینیم
dấrim mí-binim
we are looking
دارید می‌بینید
dấrid mí-binid
you all are looking
دارند می‌بینند
dấrand mí-binand
they are looking
Present perfect tense
دیده‌ایم
didé-im
I have looked
دیده‌اید
didé-id
you have looked
دیده‌اند
didé-and
he/she has looked
دیده‌ام
didé-am
we have looked
دیده‌ای
didé-i
you all have looked
دیده است
didé ast
they have looked
Past tense
دیدیم
dídim
I looked
دیدید
dídid
you looked
دیدند
dídand
he/she looked
دیدم
dídam
we looked
دیدی
dídi
you all looked
دید
did
they looked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
بینم
bínam
I looked
بینی
bíni
you looked
بیند
bínad
he/she looked
بینیم
bínim
we looked
بینید
bínid
you all looked
بینند
bínand
they looked
Past imperfect tense
می‌دیدیم
mí-didim
I used to look
می‌دیدید
mí-didid
you used to look
می‌دیدند
mí-didand
he/she used to look
می‌دیدم
mí-didam
we used to look
می‌دیدی
mí-didi
you all used to look
می‌دید
mí-did
they used to look
Past progressive tense
داشتیم می‌دیدیم
dấštim mí-didim
I was looking
داشتید می‌دیدید
dấštid mí-didid
you were looking
داشتند می‌دیدند
dấštand mí-didand
he/she was looking
داشتم می‌دیدم
dấštam mí-didam
we were looking
داشتی می‌دیدی
dấšti mí-didi
you all were looking
داشت می‌دید
dâšt mí-did
they were looking
Pluperfect tense
دیده بودم
didé búdam
I had looked
دیده بودی
didé búdi
you had looked
دیده بود
didé bud
he/she had looked
دیده بودیم
didé búdim
we had looked
دیده بودید
didé búdid
you all had looked
دیده بودند
didé búdand
they had looked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
خواهم دید
xâhám did
I will look
خواهی دید
xâhí did
you will look
خواهد دید
xâhád did
he/she will look
خواهیم دید
xâhím did
we will look
خواهید دید
xâhíd did
you all will look
خواهند دید
xâhánd did
they will look
Imperative mood
-
ببینید
bébinid
you look
-
-
ببین
bébin
you all look
-
Subjunctive present tense
ببینم
bébinam
I have looked
ببینی
bébini
you have looked
ببیند
bébinad
he/she have looked
ببینیم
bébinim
we have looked
ببینید
bébinid
you all have looked
ببینند
bébinand
they have looked
Subjunctive past tense
دیده باشیم
didé bấšim
I look
دیده باشید
didé bấšid
you look
دیده باشند
didé bấšand
he/she look
دیده باشم
didé bấšam
we look
دیده باشی
didé bấši
you all look
دیده باشد
didé bấšad
they look

Examples of دیدن

Example in PersianTranslation in English
قصدمون از این کار دیدن عبور کردن مادران گوزنها ... و دیدن این مهاجرت از منظر آنهاستWe're gonna do this trip to see what the caribou mothers go through and to see this migration from their perspective.
...‏چند روز بعد از خاکسپاری ‏دوتا مرد دولتی اومدن به دیدن ماA few days after the funeral, two government men came to see us.
، اون به دیدن من اومد . البته خیلی درباره تو از من میپرسیدHe came to see me, of course. He asked me to have you over.
تا حالا شده برای دیدن تصادف کنار جاده کنجکاو بشین؟You ever rubber neck on the side of the road to see an accident?
ولی فکر کنم دیدن تو جالبترهBut it seems more fun to see you.
بذار بگیم شما دلتون میخواست برین و جنگ بین دو جنگجو رو ببینینLet's say you wanted to go and see two warriors fighting.
بچه‌هاتون با دیدن پدرشون ...از بین میله‌ها ،تو روزهای ملاقات .بزرگ میشنYour children will grow up seeing their dad through bars on visiting day.
من باید اینو بگم... از بین همه مریض هایی که این درمان رو انجام دادن این انعطاف موثرترین مورده.I have to say this is the most resilient I've seen a patient undergoing this treatment.
نه ، الان دیگه تفاوت بین من و تو رو متوجه شدمNo, see, now I see the difference between you and me.
همیشه میشه کسی رو که دفعه اولشه نمایش "جویی" رو میبینه بین بقیه تشخیص دادThis is so exciting! You can spot someone who's never seen his plays.
تو توی همه ی زندگیت این همه پول ! رو نخواهی دیدYou've never seen so much money in your life!
"سوتلانا" همه چیزو دیدSvetlana had seen everything.
پس همچین ادعایی داری اما بین شما کی اون رو دید که زنده شده ؟ کی ؟So you claim, but who among you has seen the resurrection?
..اوه خدای من ما رو دیدOh, my God. He's seen us.
خانوم ها و آقایون، دیدید که مخلوق فعالیت های حرکتی ساده را انجام می دهد ولی برای چیزی که بعدا خواهید دید باید کم کم آماده ی ورود به قلمرو نبوغ بشیمLadies and gentlemen, you've seen the Creature perform simple motor activity, but for what you will see next we must enter quietly into the realm of genius.
منظور من من یک جادوگر را دیده اند، نیست.I mean I haven't seen a witch.
'اگر این مواد مخدر است، آن را مانند چیزی که من قبل از دیده می شود.'If this is a drug, it's like nothing I've seen before.
هیچ کدام از کسانی که کودکی کاترین مورلند را دیده بودند فکر نمی کردند که او بدنیا آمده تا قهرمان شود.No-one who had ever seen Catherine Morland in her infancy would have supposed her born to be a heroine.
من نمیتونم ریسک کنم که دیده بشمSorry. I can't risk being seen.
زیباترین زنی بود که تا بحال دیده امShe was the most beautiful woman I had ever seen.
فقط سامورایی پیش رویم می‌بینمI see only samurai before me.
.خوشحالم می‌بینم دوباره سر حال اومدیNice to see you finally came around.
"‏خوشحالم که می‌بینم عوض نشدی، "نمرودNice to see you haven't changed, nimrod.
خونه‌ی سفیدی در محله‌ی بلگریویا می‌بینمI see a white house in Belgravia.
.می‌بینم که نخوابیدیI see you haven't slept.
می‌بینی ، احتمالا فکر میکردی یک قدم از ما جلوتریYou see, you may have thought you were one step ahead of us,
نمی‌تونم بذارم دور از دیدم باشی از اینکه هرجا میری منو می‌بینی، ناراحتی کمین کردن بهترین راه‌حل به نظر میومدI can't let you out of my sight... and you're sick of seeing me everywhere you go.
زیاد می‌بینی‌شون؟Do you see them often? No.
می‌بینی، خوب درک می‌کنیYou see, you know.
‏اون آقای خوشتیپ رو می‌بینی اونجا ‏که جوری بهت زل زده ‏ انگار مرغ سوخاری هستی؟You see the big handsome fella staring at you like you're fried chicken?
♪ و ما می‌بینیم که ♪And we see that
ما باز اونا رو می‌بینیم؟Are we ever gonna see them again?
.آره، می‌بینیمYeah, we'll see.
مطمئنم به زودی همدیگه رو می‌بینیمI'm sure we'll be seeing each other, real soon. - I'm sure.
.می‌بینیم باعث میشه حس خوبی نداشته باشیI can see this is making you uncomfortable.
و حالا نتیجه رو می‌بینیدNow you see the result.
،اما وقتی شما به اینجا می‌آیید، به قبرستان مرکزی وین شما تصویری آرمانی از آن ایده‌ی .قطعیت و جزمیت را می‌بینیدBut when you come here, to the Central Cemetery of Vienna, you see the idealised vision of that idea.
می‌بینید؟You see?
.همونطور که می‌بینید، دوست‌داشتنی بودهAs you can see, she was loved.
اما می‌بینید که مشکل اینست کهBut you see, the problem is:
‏منظورت چیه دیدیم؟What do you mean, you saw me?
خودمون دیدیمWe saw it go down.
و تصویر برداری که این تصاویر رو ضبط کرده ...مدتی پیش بهمون گفت که وارد خونه شده و چیزی که همه‏مون در این ویدئو دیدیم ...رو دیده- The photographer who took those pictures told us earlier that he walked up to the door, he saw what we all saw in his videotape.
این وضعیتی ست که ما دیدیم در سال 2003 برای مینه‌سوتا وایکینگز رخ داد و دوباره در سال 2011 برای بالتیمور ریونز اتفاق افتادIt's a situation we saw play out in 2003 with the Minnesota Vikings and it happened again in 2011 with the Baltimore Ravens.
- اوه, آره, چون ما تو رو تو " هالبی سیتی" دیدیم.- Oh, yeah, 'cause we saw you in "Holby City".
فکر کنم دیگه همه تون دیدیدI guess you all saw it.
از وقتی که شما من رو دیدید اما من تازگی ها شما رو دیدمSince you saw me, but I saw you not so long ago.
شما گفتید که چیزی دیدیدNow, you said you saw something
ممکنه چیزی که شما دیدید باشید یک عمل طبیعی باشه ؟Isn't it possible that what you saw was a natural act?
‏بعضیاتون با چشماتون دیدیدSome of you saw it.
اونا همه چیرو دیدند اونو، یارو توی ماشینThey saw everything.
‫بچه های کلاس هشتم پی پی من رو ‫دیدند !The eighth grade boys saw my pee-pee!
،اما با وجود همه تراژدی‌هایی که داشتند .آنچه آنها دیدند واقعیت‌های علمی امروز ما را تشکیل می‌دهندBut for all their tragedies, what they saw, is still true.
‫اونا پی پی من رو دیدند!They saw my pee-pee.
آنها ریاضیات را آنگونه می‌دیدند که باید بطور شفاف .و قطعی این راه پیموده شود، فارغ از هر شک و تردیدThey saw mathematics as the pursuit of clarity and certainty.
من یه نوار ویدیویی دیدمI saw a tape.
... خیلی خوب ، سوزی ،گوش کن - مطمئنم، یه چیزه بزرگی دیدم -- All right, Suze, listen... - I'm sure I saw something and it's big!
یه بار دیدم که تو یه "بار" سه مرد رو کشتI once saw him kill three men in a bar.
یه خونه کوچک خوب دیدم اما اون یه داستان دیگه دارهI saw a very nice cottage, but that's another story!
اوه، ببخشید آخه من دیدم تو، تو لیست تماس های اضطراری شیOh, sorry. I saw that he listed you as an emergency contact.
اینو بهت قول میدم ، توی همایش کاراییش رو دیدیI can promise you that. You saw our demo at Homebrew.
...گمونم اون دو تا مرد رو در قتل خونه محله گرانادا هیلز دیدی ...و ماشین رو دیدی و دست روی دست گذاشتیI think you saw the two men in the murder house in Granada Hills and you saw the car and you sat on it to get something you could film.
من خستم بابا و دیدی که چی شدI tried. You saw the result.
چیزهای زیادی هست که باید بدونی قبل از اینکه بتونی اون چیزی که دیدی رو بفهمیThere's a lot you'd have to know before you could understand what you saw.
درباره پسر ژاپنی که گفتی اونجا دیدیAbout the Japanese boy you said you saw there--
من کسیو با مشخصات اوگارت نمی بینمl saw no one of Ugarte's description.
# تنفر رو توی چشمای جک می بینم # # ولی ما چاره ای جز صحبت کردن نداریم ## I saw hatred in the eyes of Jack, we had to talk. #
در ضمن ، مادرم همیشه بهم می گفت به چیزهایی که می بینی اعتماد کنAlso, my mother always told me rely only on what he saw.
بهم بگو،با این ...توانایی‌های پیش‌گوییت ...می‌تونستی پیش‌بینی کنی وقتی اولین بار من رو در حال غیب کردن یه فیل دیدیTell me, with all your powers of prognostication, could you have ever predicted, when you first saw me vanishing an elephant onstage in my Chinese ensemble, that you and I would one day end up in a deserted celestial observatory
فروید در مهمترین بخش نظریه اش، یک شبه جنگ خشن و غیرقابل کنترل که دوزخ احساسات را شعله ور می‌کرد، پیش بینی میکردAt its core Freud saw an uncontrolled violent war-like raging inferno of emotions.
میدونی ، طالع بین من یه عالمه بچه رو پیش بینی کردهYou know, my astrologer saw many children.
‏گفتی تو کار من، روح یه هنرمند رو می‌بینیYou said you saw in my work the soul of an artist.
ما توی یک سال بیشتر از تمام آگهی هایی که 50 سال پیش یه آدم درتمام عمرش می دید، آگهی می بینیمWe each see more advertisements in one year than people 50 years ago saw in a lifetime.
...من فرعون بودم و عجایبی رو دیده بودم که مردان دیگر فقط خوابش رو می دیدنI was Pharaoh... and I had seen wonders most men only dream of.
، اگه اونهمه رقصنده رو دیده بودیIf you had seen all those dancers...
من پرچم 36 ملت را خواهم دید که پرواز میکنند در بلندی با همدیگر در دروازه غاز وحشیI will see the flags all of thirty-six nations flying high together at the Wild Geese Gate
باور کن و خواهی دیدBelieve, and you will see.
و خواهی دید که چیزی پشت اون نیست که بخوای ازش بترسیand you will see there is nothing behind that you fear.
و ما هم همه شما رو تو قطب جنوب خواهیم دید!And we will see each and all of you in the Antarctic!
مطمئنا" از تو بهترم - خواهیم دید -- Sure, I 'm better than you. - We will see.
...و روزی که برخیزیم به روشنی خواهیم دید و به آیین روشهایش پی میبریم- And on the day we rise... we will see with clarity and understand the mystery of his ways.
‏خواهیم دیدWe will see.
خواهیم دید، مگه نه؟We will see, huh?
... من هستم و پسر انسان را خواهید دید که ... ... بر سمت راست قدرت نشستهI AM and you will see the Son of Man seated at the right hand of power and coming on the clouds of heaven.
شما اولین فیلمی را خواهید دید که فیلمبرداری شده استYou will see the first movie engraved with a cinematographer.
و خواهید دید که شما در اشتباهید ، و پس از آن پشیمان خواهی شد .And you will see you are wrong, and then you will be sorry.
این یک معجزه است، خواهید دیدIt's a miracle, you will see.
خانوم ها و آقایون، دیدید که مخلوق فعالیت های حرکتی ساده را انجام می دهد ولی برای چیزی که بعدا خواهید دید باید کم کم آماده ی ورود به قلمرو نبوغ بشیمLadies and gentlemen, you've seen the Creature perform simple motor activity, but for what you will see next we must enter quietly into the realm of genius.
آقای آلستون، شما رو خواهند دید، لطفا بفرمائید داخلMr. Alston will see you now. Please, step inside.
نابینایان خواهند دید , لنگ ها راه خواهند رفت.The blind will see, the lame will walk.
عالیجنابان خواهند دید که من هر چقدر طلا بخواهید در ازای کمی کمک بهتون خواهم دادYour Majesties will see that I will give you all the gold you desire in exchange for a little help.
.دوست داشتم ببینم چه شکلی میشهI would've liked to have seen that.
. باید قیافتو ببینی . وحشت کاملYou should have seen your face. Pure terror.
بیا، عزیزم، یه خورده استراحت کن .برو مامانت رو ببینHere, love, take some time off. Go see your mom.
خب،حالا ببین با کار و رفتارات وقتی که اینجا گیر افتادیWell, let's see how well they help you survive
بورگرد صبر کن و ببین که بدون هیچ آسیبی بر میگردیBurgred! Wait and I will see that you come to no harm!
بیا اینو ببینCome see this.
.شانستو با طاس امتحان کن ببین چی میشهYou roll the dice and see what happens.
وجود دارد شما چیزی را ببینید که تنها تعداد کمی از مردم را دیدم.You're going to see something that very few have seen.
فکر نمی کنم، که ما تهِ جرج نلسون رو دیده باشیمI don't think we've seen the last of George Nelson.
شاید این یکی رو هم دیده باشیدYou might as well see this, too.
فکر نکنم تا حالا شما پسرها رو دیده باشم بذارین خودمو معرفی کنمI don't believe I've seen you boys. Allow me to introduce myself.
ممکنه من آقای مارتینو 50 بار دیده باشم ، بدون اینکه اسمشو بدونم.I may have seen Mr. Martin 50 times, without having any idea of his name.
. فکر نکنم تاحالا دیده باشمI don't think I've ever seen them.
فکر نکنم شما دوستان رو قبلا اینجا دیده باشمI don't think I've seen you folks here before.
بنظر من، اگه یکی از اینا رو دیده باشی همه رو دیدیIn my opinion, if you've seen one of these, you've seen them all.
،اگه جلسه داشتی ،پس اینجا بودی .که اینم یعنی ممکنه تو چیزی دیده باشیIf you were in a meeting, you were here, which means you might have seen something.
ممکنه شما من را تو تلویزیون دیده باشیMaybe you have seen me on TV.
نگران نباش، سعی اش رو کرد .به نظر نمیاد صدمه دیده باشیDon't worry, he's getting to it. You don't seem too bothered by him.
هیچ کدومشون رو بعدش یادت میاد دیده باشی؟- You remember seeing any of them after?
،بزرگترین ریاضیدان قرن خویش چه چیزی می‌توانست دیده باشد که او را به روان‌پریشی رهنمون کرده باشد؟what could the greatest mathematician of his century have seen, that could drive him insane?

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

آمدن
come
بردن
bear
چیدن
pick
دادن
give
ستدن
take
کردن
do
مردن
die

Similar but longer

خندیدن
laugh
دزدیدن
steal
دمیدن
breathe
دنیدن
walk with pomposity

Other Persian verbs with the meaning similar to 'look':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In