وا کردن [bâz kardán] (to open) conjugation

Persian
41 examples

Conjugation of eiti

present
past
Stems
باز کن
bâz kon
open
باز کرد
bâz kard
opened
Participles
باز کننده
bâz konandé
opening
باز کرده
bâz kardé
opened
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
باز می‌کنم
bâz mí-konam
I open
باز می‌کنی
bâz mí-koni
you open
باز می‌کند
bâz mí-konad
he/she opens
باز می‌کنیم
bâz mí-konim
we open
باز می‌کنید
bâz mí-konid
you all open
باز می‌کنند
bâz mí-konand
they open
Present progressive tense
دارم باز می‌کنم
dấram bâz mí-konam
I am opening
داری باز می‌کنی
dấri bâz mí-koni
you are opening
دارد باز می‌کند
dấrad bâz mí-konad
he/she is opening
داریم باز می‌کنیم
dấrim bâz mí-konim
we are opening
دارید باز می‌کنید
dấrid bâz mí-konid
you all are opening
دارند باز می‌کنند
dấrand bâz mí-konand
they are opening
Present perfect tense
باز کرده‌ایم
bâz kardé-im
I have opened
باز کرده‌اید
bâz kardé-id
you have opened
باز کرده‌اند
bâz kardé-and
he/she has opened
باز کرده‌ام
bâz kardé-am
we have opened
باز کرده‌ای
bâz kardé-i
you all have opened
باز کرده است
bâz kardé ast
they have opened
Past tense
باز کردیم
bâz kárdim
I opened
باز کردید
bâz kárdid
you opened
باز کردند
bâz kárdand
he/she opened
باز کردم
bâz kárdam
we opened
باز کردی
bâz kárdi
you all opened
باز کرد
bâz kard
they opened
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
باز کنم
bâz kónam
I opened
باز کنی
bâz kóni
you opened
باز کند
bâz kónad
he/she opened
باز کنیم
bâz kónim
we opened
باز کنید
bâz kónid
you all opened
باز کنند
bâz kónand
they opened
Past imperfect tense
باز می‌کردیم
bâz mí-kardim
I used to open
باز می‌کردید
bâz mí-kardid
you used to open
باز می‌کردند
bâz mí-kardand
he/she used to open
باز می‌کردم
bâz mí-kardam
we used to open
باز می‌کردی
bâz mí-kardi
you all used to open
باز می‌کرد
bâz mí-kard
they used to open
Past progressive tense
داشتیم باز می‌کردیم
dấštim bâz mí-kardim
I was opening
داشتید باز می‌کردید
dấštid bâz mí-kardid
you were opening
داشتند باز می‌کردند
dấštand bâz mí-kardand
he/she was opening
داشتم باز می‌کردم
dấštam bâz mí-kardam
we were opening
داشتی باز می‌کردی
dấšti bâz mí-kardi
you all were opening
داشت باز می‌کرد
dâšt bâz mí-kard
they were opening
Pluperfect tense
باز کرده بودم
bâz kardé búdam
I had opened
باز کرده بودی
bâz kardé búdi
you had opened
باز کرده بود
bâz kardé bud
he/she had opened
باز کرده بودیم
bâz kardé búdim
we had opened
باز کرده بودید
bâz kardé búdid
you all had opened
باز کرده بودند
bâz kardé búdand
they had opened
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
باز خواهم کرد
bâz xâhám kard
I will open
باز خواهی کرد
bâz xâhí kard
you will open
باز خواهد کرد
bâz xâhád kard
he/she will open
باز خواهیم کرد
bâz xâhím kard
we will open
باز خواهید کرد
bâz xâhíd kard
you all will open
باز خواهند کرد
bâz xâhánd kard
they will open
Imperative mood
-
باز بکنید
bâz békonid
you open
-
-
باز بکن
bâz békon
you all open
-
Subjunctive present tense
باز بکنم
bâz békonam
I have opened
باز بکنی
bâz békoni
you have opened
باز بکند
bâz békonad
he/she have opened
باز بکنیم
bâz békonim
we have opened
باز بکنید
bâz békonid
you all have opened
باز بکنند
bâz békonand
they have opened
Subjunctive past tense
باز کرده باشیم
bâz kardé bấšim
I open
باز کرده باشید
bâz kardé bấšid
you open
باز کرده باشند
bâz kardé bấšand
he/she open
باز کرده باشم
bâz kardé bấšam
we open
باز کرده باشی
bâz kardé bấši
you all open
باز کرده باشد
bâz kardé bấšad
they open

Examples of وا کردن

Example in PersianTranslation in English
.بينديا ... چشم هات رو باز کنBindiya... open your eyes.
.چشماتو خوب باز کن اون توKeep your eyes open in there.
اوون ، اوون ، درو باز کنOwen. Owen, open up!
.حالا باز کن تا برات توضيح بدمNow open up and let me explain!
ترنت"؟" فقط در رو باز کنTrent? Just open the door.
وقتي از کار برگشتم تازه چشماش رو باز کردIt wasn't until I fired the first shot, then she even opened her eyes.
همه خواهن شد او دهنشو باز کردI was perfectly happy and then she went and opened her big mouth.
همين چند لحظه پيش چشماشو باز کردHe just opened his eyes a little while ago.
زماني که قطار به ليون نزديک ميشد مهماندار جلوي کوپه ي خانم در زد و يکي درو باز کردAs the train approached the Gare de Lyon, the steward knocked at the door and it was opened.
... اون چشماشو باز کردShe opened her eyes..
اين يه بسته غذا رو باز کرده که سکه بخورهShe opened up a Chinese food bag to eat money.
نمي دونم، اون سفره دلشو واستون باز کرده بود، اون تشکر ميکردI dont know. He opened his heart, he thanked.
خب ممکنه وقتی برق رفته اونا جعبه قرمز رو باز کرده باشنSo, they must've opened the red box when the lights went out.
،پدرم يه فروشگاه تو سوتهال براي من باز کرده .اسمش رو گوروکريپا گذاشتهMy father opened a store for me at Southall, it's named Gurukripa.
.سلطان ما ي راهي به سعادت رو واسه تون باز کرده واسه همينه که دارين خيانت ميکنين؟Now our Sultan has opened a path to glory for you. ls this why you treason?
وقتی صبح باز کردیم همونجا پارک بودThat was parked there when we opened up this morning.
این یه رستوران جدیده که ما امروز باز کردیمThis is a new restaurant we opened today.
چهار مرد ريختن سرمون و . خزانه بانک رو باز کردندFour men took it over and opened the safe.
اونا درو باز کردند جيرجيرک رو خسته و پريشون ديدندHe opened the door, and saw the grasshopper there, dishevelled and exhausted.
و وقتي که در جعبه رو باز کردند . بوي عطر آزاد شدAnd when it was opened, a perfume was released.
زمانيکه چند سال بعد اون شخص با سربازان مزدور خودش به شهر برگشت تعدادي از شهروندان اتن نه تنها دروازه شهر رو براش باز کردند بلکه همراهيش هم کردند تا اون شخص بتونه تمام سران حکومت مردمي رو هم اعدام کنهWhen he returned years later with an army of mercenary, those same citizens not only opened their gates for him, but stood by while he executed members of the League of Government.
اونا دروازه رو باز کردند ؟They already opened the gate?
...رفتم بانک و برات يه حساب سرمايه گذاري .جديد باز کردم... .پدر ديگه دستش به اين يکي نميرسهI went to the bank and opened up a new trust account for you... one that Dad can't touch.
آره ، وقتي من اون در رو باز کردمYeah, that's right. When I opened up the door.
، "نه ، "جيمي ديمن . باهام تو مشروب فروشي که باز کردم همراه بودNo, Jimmy Damon was for a bar that I opened.
,با اين گودالي که من باز کردم .مشکلات زيادي به وجود ميادWith this hole l've opened, there could be all kinds of problems.
تازه استودیوی ضبط خودم رو .توی مرکز شهر باز کردمI just opened up my own recording studio downtown.
برات کافی نیست که دیدم رو به نسبت به لذت زندگی باز کردی؟Isn't it enough you've opened my eyes to the joy of living?
تو تازه رستوران دومت رو تو "بِورلی" باز کردی نیازی نیست بگم که اختیارش رو دادی دستِ چه کسیYou just opened a second place in Beverly, not to mention who you plucked to run the joint.
روزی که اینجا رو باز کردیThe day you opened this joint,
پس تو نامه رو باز کردی بله..- So you opened the letter! ? - Yes I did...
بعد تو رفتی یه دانشکدۀ تقلبی باز کردیSo you opened a fake college.
من رو جعبه رو قبل از اينکه باز کنم نخوندم و نميشه چعبه اي رو که باز کردي برش گردونيI didn't read the box before I opened it and you can't return a box after you opened it!
اونو دادم به بابات ...قبل از اين که نامه رو باز کنمActually, I gave it away to your dad, I guess, before I'd opened the letter.
... اگه از هشت صبح هم باز کنم بازم خرجم در نميادI wouldn't make it even if I opened at 8:00 a.
... فقط مي خواستم اون عقده لمس کردني رو که ... داشتم باز کنمI would've just opened up at the slightest touch.
حتی اگه پرونده رو دوباره باز کنیم که البته همچو اتفاقی نمیفته هیچ میدونی چقد سخته به استناد سوابق تلفنی قرار قضائی بگیریم؟Even if we got the case reopened, which isn't gonna happen, you have any idea how hard it is to get a warrant for phone data?
ما باید باز کنیم دوباره او در رو که اون ازش اومدهWe opened the door and it came through.
بعد از اون ،ما نقاشي ها رو مي گذاريم توي کپسول و بعد از گذشت 50 سال از امروز يک گروه از بچه ها درست مثل خودتون اون رو باز خواهند کرد تا ببينند شما چه تصوري در مورد آينده تون داشتيدThen we'll put the pictures in the capsule, and 50 years from today, a group of children just like yourselves will open it up to see what you drew.
# بدون اینکه حتی چشمانت را باز کرده باشی ## Without even opening his eyes. #
اما ناگهان واشنگتن متوجه شد که ممکن است .با اين کار لانه ي کرم ها را باز کرده باشدHowever, Washington suddenly realised that it pried open a can of worms.

More Persian verbs

Other Persian verbs with the meaning similar to 'open':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In