رفتن [raftán] (to go) conjugation

Persian
97 examples
This verb can also mean the following: leave, pass away, depart, die, sweep, pass

Conjugation of eiti

present
past
Stems
رو
rav
go
رفت
raft
gone
Participles
رونده
ravandé
going
رفته
rafté
gone
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
می‌روم
mí-ravam
I go
می‌روی
mí-ravi
you go
می‌رود
mí-ravad
he/she goes
می‌رویم
mí-ravim
we go
می‌روید
mí-ravid
you all go
می‌روند
mí-ravand
they go
Present progressive tense
دارم می‌روم
dấram mí-ravam
I am going
داری می‌روی
dấri mí-ravi
you are going
دارد می‌رود
dấrad mí-ravad
he/she is going
داریم می‌رویم
dấrim mí-ravim
we are going
دارید می‌روید
dấrid mí-ravid
you all are going
دارند می‌روند
dấrand mí-ravand
they are going
Present perfect tense
رفته‌ایم
rafté-im
I have gone
رفته‌اید
rafté-id
you have gone
رفته‌اند
rafté-and
he/she has gone
رفته‌ام
rafté-am
we have gone
رفته‌ای
rafté-i
you all have gone
رفته است
rafté ast
they have gone
Past tense
رفتیم
ráftim
I went
رفتید
ráftid
you went
رفتند
ráftand
he/she went
رفتم
ráftam
we went
رفتی
ráfti
you all went
رفت
raft
they went
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
روم
rávam
I went
روی
rávi
you went
رود
rávad
he/she went
رویم
rávim
we went
روید
rávid
you all went
روند
rávand
they went
Past imperfect tense
می‌رفتیم
mí-raftim
I used to go
می‌رفتید
mí-raftid
you used to go
می‌رفتند
mí-raftand
he/she used to go
می‌رفتم
mí-raftam
we used to go
می‌رفتی
mí-rafti
you all used to go
می‌رفت
mí-raft
they used to go
Past progressive tense
داشتیم می‌رفتیم
dấštim mí-raftim
I was going
داشتید می‌رفتید
dấštid mí-raftid
you were going
داشتند می‌رفتند
dấštand mí-raftand
he/she was going
داشتم می‌رفتم
dấštam mí-raftam
we were going
داشتی می‌رفتی
dấšti mí-rafti
you all were going
داشت می‌رفت
dấšt mí-raft
they were going
Pluperfect tense
رفته بودم
rafté búdam
I had gone
رفته بودی
rafté búdi
you had gone
رفته بود
rafté búd
he/she had gone
رفته بودیم
rafté búdim
we had gone
رفته بودید
rafté búdid
you all had gone
رفته بودند
rafté búdand
they had gone
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
خواهم رفت
xâhám raft
I will go
خواهی رفت
xâhí raft
you will go
خواهد رفت
xâhád raft
he/she will go
خواهیم رفت
xâhím raft
we will go
خواهید رفت
xâhíd raft
you all will go
خواهند رفت
xâhánd raft
they will go
Imperative mood
-
بروید
béravid
you go
-
-
برو
bérav
you all go
-
Subjunctive present tense
بروم
béravam
I have gone
بروی
béravi
you have gone
برود
béravad
he/she have gone
برویم
béravim
we have gone
بروید
béravid
you all have gone
بروند
béravand
they have gone
Subjunctive past tense
رفته باشیم
rafté bấšim
I go
رفته باشید
rafté bấšid
you go
رفته باشند
rafté bấšand
he/she go
رفته باشم
rafté bấšam
we go
رفته باشی
rafté bấši
you all go
رفته باشد
rafté bấšad
they go

Examples of رفتن

Example in PersianTranslation in English
آره، اينجا يه پسر جوون دورگه ي آفريقايي - آمريکايي" داريم" .که در حال رفتن به خونه بهش تيراندازي شدهYeah, got a young African-American male gunned down on his way home.
کجا رفتن؟Where'd they go?
مردم اونجا بودم و آنها اونجا بودن و اونا مکیده شدن رفتن تو آسمونThere were people, and they were there, and they got sucked up into the sky.
راه رفتن ، دختر.Way to go, girl.
قدم زدن تو جنگل هاي باروني، قايقراني، رفتن زير آبشار، شنا کردنWe're gonna go hiking in the rainforest, and kayaking down rivers and swimming under waterfalls. Swimming.
ميتونيم اونجا رو تحت پوشش بگيريم ولي اون اونجا نميرهWe can cover it, but she won't go there.
بله، ما همه چي رو آماده کرديم که حسابتون رو تسويه کنيدYeah, we've got everything ready to settle your account today.
ببين بزار بريم اونجا و حسابش رو برسيمLook, let's go over there and bust him, man.
.من خون هيچ کسي رو نخواهم خوردI'm not gonna drink anyone's blood.
من فقط مي خوام غول ها رو بکشمFont color = "# FFFF00" face = "Comic Sans MS" I'm just going to kill Titan
آقاي "ريس"... "کروگر" رفتMr. Reese... Kruger's gone.
و او همين حالا خواهد رفت.And now he'll be gone.
راست مي گه تينک، همه چيز به باد رفتThis has all gone too far.
. اون رفتHe's gone.
شرمنده كوچولو رفت به بهشت بادكنك‌هاSorry, kid. It's gone to balloon heaven.
...... شايد حدود يک و نيم مايل رفته بوديم و دستمال جيبي من، کاملا خيس شده بود وقتي به دور و بر نگاه کردم ...با تعجب ديدمWe might have gone about half a mile and my pocket handkerchief was quite wet through when looking out, to my amazement, I saw Peggotty burst from a hedge.
با بش رفته تا روابط رو .با واتيکان آروم کنهHe's gone with Bash to soothe relations with the Vatican.
حالا سنباد رفته و پدرت مي توني نهايتا راحت بشه .و از غروب لذت ببرهNow that Sinbad's gone, your father can finally relax and enjoy the evening.
* رفته است، رفته است، رفته است *# Gone, gone, gone #
ولي اوضاع شمال هم بهتر از اينجا نيست تمام کشور از دست رفتهThe whole country's gone sour.
در سطح آب خمیده به نظر می‌آید؟ چون نور وقتی از محیطی به محیط دیگر می‌رود، خمیده می‌شود، برای مثال از آب به هوا.That's because light bends when it goes from one medium to another, say from water to air.
...به ميدان‌هايي رفته‌ام♪ there's a place ♪ ♪ I have gone ♪
.کنترلمون رو از دست دادیم و مستقیم رفتیم به سمت یه صخرهWe lost control, went straight over a cliff.
با مامان بزرگ رفتیم به دریای خزر جایی که می شد ششهامو با هوای ناب و خالص سیراب کنمI went to the Caspian sea with grandma where I filled my lungs with this unique air.
رفتیم بیرون و یه توپ بازی حسابی کردیمWe went outside and threw a ball around.
رفتیم که یه تلفن بزنیم و بعد وقتی وقتی به در نگاه کردیم دیدیمWe went to make a phone call, and then when... when we looked in the door, we saw...
رفتیم به این محل که اسمش ویسینته بود و اونجا با یه پدر روحانی آشنا شدمWe went to this place called Viciente and I met a priest there.
- نه،اونا از اينجا رفتند،اسبابشون را بستند و رفتند -- No, they've gone. They just got up and went.
آيا ديدين که از کدوم طرف رفتند؟Did you see where they went?
...من فکر کردم آنها رفتند اما واقعا اين احتمال هست... ...و به همين دليل من آمدم اينجا- I thought that they left but it's quite possible, and that's why I'm here to say that perhaps they went down another stairwell and entered the same train that she went on.
کراولي" ها هنوز اينجا ان؟" .خيلي وقته رفتندAre the Crawleys still here? They went ages ago.
نه اونها از اينجا رفتند،اسبابشونو بستند و رفتند- No, they've gone. They just got up and went.
امشب ، واقعا با چيپ تو دبيرستات رفتم بيرونTonight, I actually went out with Chip in high school.
.اون يکي رو ببين .يه ماهي سفيد باد کرده ،انتخابم براي ازدواج اشتباه بود .الان بايد يه عمر حسرت بخورم و پشيموني بکشم اون يکي رو ببين، من سال 1981 ...يه بار رفتم نيويورکwaspy white guy fish i married the wrong woman, and now i lead a life of regret oh look at this guy, i went to new york once, in 1981 and i just did not feel safe
رفتم خونه کاسيوم رو بيارم- I just went to get my Casio!
... من به سه جاي متفاوت توي پارک آبي رفتم تا اينو پيدا کردمI went to three different places in the water park to find that.
، بعد از نیمه شب . رفتم به اتاقتAfter midnight I went to your room, darefoot
-وقتی که به مدرسه پرواز رفتی رو یادته؟- Remember when you went to flight school?
نه , تو آخرین بار تنهایی رفتی نه , تنهایی نمیرمNo. You went alone last time. I'm not going alone.
.تو دکتری هستی که به جنگ رفتیYou were a doctor who went to war.
، میدونی جو . از وقتی رفتی ، خیلی چیزا عوض شدهYou see, Joe... there have been a lot of, uh, changes since you went in.
نه تو رفتی پیشش و سلام کردی و گفتی، امتحانت چطور بودNo, you went up to Winston and said hey what did you get on the test
،نه فیات از 2,930 شروع کرد .روی 3,053 بسته شدNo, Fiat went from 2,930, closing at 3,053.
شاید صبح زود پا شده و رفته پیاده‌رویMaybe she got up early and went hiking.
من رفتم و گوشم رو گذاشتم روی ...کاروان و میتونستم صداشو بشنوم ، مثلI went and put my ear to the RV.
. وقتی میرفتم روی سِن ، خیلی خوب دیده میشدمWhen l went on that stage l was looking so good.
سریع از راهرو گذشتم و روی در کوبیدم و گفتم : حالتون خوبه؟I went down the passage and I knocked loudly on the door and I said, "Are you alright?"
دکتر سالترمان بعد از نهار به خانه مي رودDr. Soltermann went home after dinner.
همچون من که در رود رفتم و دعا کردم # # As I went down in the river to prayAs I went down in the river to pray
...تا 8 درصد سود ثبت شده پيش رفته ...و اين روند نشان ميده که .رشد قابل توجهي در اين بخش وجود دارهThe profits recorded went up by 8 percent... and, this trend indicates that... there is a substantial growth in this sector.
و صحبت هاي بسيار مفيدي در مورد روند جمع آوري گزارش سالانه داشتيم و در مورد دوستانش و ميدونيد ديگه ، احساساتو ايناAnd we have meaningful conversations about how yearbook club went and about her friends and, you know, drama.
بديهي است که در طول بيست سال آينده خيلي از آنها مي ميرند اما آنهايي که زنده ماندند همان کاري را مي کنند که مادرشان قبلا کرده بود به سواحلي مي روند که مشابه جايي باشد خودشان سر از تخم در آوردندDuring the next twenty years, the vast majority will inevitably die but those that survive will, eventually, as their mothers did before them, return to the very same beach where they were hatched.
و حالا آنها مي توانند به سمت طعمه شيرجه روند بيست متر و شايد بيشتر پايين مي روندNow the shearwaters can dive down on them, descending to twenty meters or more
‏هی، هی، دیدی چقدر تند داشتم می‌رفتم؟Hey, hey, did you see how fast I was going?
خب،بهتون میگم.من بیرون رفته بودم که یه سری از جوانب فیلمو درست کنم،درسته؟Well, I'll tell ya. I had gone out there to try out this new film stock, right?
رفته بودم زندگي آکروت رو بخوامI had gone to beg for Akhrot's life.
اون شبي که من رو بردن رفته بودم به يه بارThe night that I was taken, I had gone to a bar.
من رفته بودم بيرون که مراقب بزها باشمI had gone out to tend the goats.
..."منظورم اینه که اگه تو رفته بودی "ویلIf you had gone to VaiI...
در اون لحضه ما فکر مي کرديم همه چيز خوب پيش رفته بودAt that point, we thought it had gone well.
لوتز رفته بود، و من تنها 9 تا دوست توي فضاي خودم داشتمLutz had gone, und ich had only 9 Freunds left on MeinSpace.
مايکل، در اين اثناء، رفته بود به باري ...که اونطرف خيابان روبروي دادگاه بود .تا پيشنهاد معامله ي مشروط رو بخونه ".نهMichael, meanwhile, had gone to the bar across the street from the courthouse... to read the plea offer.
اون با کاپيتان مايک رفته بودHe had gone with that captain Mike.
وقتي پنج سالش بود مادرش به بهشت رفته بود .و پدرش يه جور کشاورز بودHer mama had gone to heaven when she was five, and her daddy was some kind of a farmer.
ما این مشکلات را نداشتیم اگر به ایالات متحده رفته بودیمWe wouldn't have had these problems ifwe had gone to US.
افسراني كه به جبهه رفته بودند بعدها بخاطر اين آموزش ها و آن خاطرات استعفا دادند, ما برنميگرديم ما خواهيم مرد.The officers, in particular, were resigned to the fact that once we had gone to the Front, we would not return, we would die.
"جايي که تو ميروي, من خواهم رفت""whither thou goest, I will go;
،تو به پایان دنیا خواهی رفت و مرا آنجا در حال انتظار میابیYou will go to the end of the world, and you will find me waiting there.
که مثل هميشه با هديه دادن به بچه‌ها موسيقي و مراسم رقص و دادن غذا و مايحتاج اضافه براي .زمستان پيش خواهد رفتIt will go on as always with gifts for the children, music and dancing, and extra food and provisions for winter.
و مردي که دختر بچه را کشته به زندان خواهد رفت .The man who killed the girl will go to prison.
.باید بره .خواهد رفتHe needs to go. He will go.
.و حالا ، "ويليام" ما هم اونجا خواهد رفتAnd now, our William will go there as well.
.آنگاه مادرت به بهشت خواهد رفتThen mother will go to heaven.
ماشين ها سه ساعت بعدي رو از مسيرهاي جداگانه خواهند رفتThe cars will go their separate ways for the next three hours.
اگه بهش فكر كني ميفهمي كه مردم خيلي از تو دورتر خواهند رفت اگه احساس كنند تو بجاي هدايت كردنشون داري مجبورشون ميكني كاري رو انجام بدندI think you'll get a-- you'll find that people will go a lot farther... if you-- if they feel they're being led and not pushed.
ما واقعا سرمون شلوغه ، تو بايد بري زود باش برو و دوش بگيرWe're really busy you have to leave! Get going and take a shower!
برو برو برو داري چيکار ...Go go go go. What are you...?
پسرم! اگر امکانش هست برو داخلCaleb, go inside.
برو پشت ديوارLet go of the wall.
برو، برو، بروGo, go, go!
رفته باشید - باشه، خدافظ -- before I get back. - Okay, goodbye.
...حق با توئه . شايد بايد از يه مسير ديگه رفته باشندMaybe.... it's got to be one of the scenic routes.
حالا کي مي تونه به من بگه کجا ممکنه واسه تعمير رفته باشند؟Now, who can tell me where they might have gone for repairs?
اونا ممکنه داخل يکي از سفينه هاي فرود امده شما رفته باشندThey may have gotten on one of your landing craft.
اگر آن زن های غرغرو رفته باشند , دخترم رو بیدار کن.If those harpies are gone, rouse out my daughter.
باشد که براي تو روشنايي ...در دل تاريکي شود . زماني که همه نورها از ميان رفته باشند...May it be a light for you In dark places when all other lights go out.
جنگ وقتي اتفاق مي افته که من رفته باشم ...من ، مادرمthe war came when i was gone. the people, my mother-- they must have been driven away.
ببخشيد، اميدوارم بودم تا پيش از اومدنت، من رفته باشمI was hoping to be done before you got home. We had a fight.
بايد رفته باشمI'd gone.
از من خواسته که تا فردا رفته باشمHe wants me gone by tomorrow.
مي خواستم تا وقتي مي آي خونه رفته باشمI wanted to be gone by the time you got home.
،‏اگه به بهشت رفته باشی ‏دیگه هیچوقت نمی‌تونیم همدیگه رو ببینیمIf you have gone to Heaven, then we will never meet again.
.فکر کردم تا الان رفته باشیI thought you'd be gone.
داشتم فکر میکردم که شاید رفته باشی سراغ لباس هام ... توی کشو هام رو نگاه کرده باشی .... .... و به لوازم داخل کمدهام نگاه کرده باشی...I was wondering if maybe you were going through my clothes looking in my drawers looking at the things in my closet.
وقتی که برسه اینجا باید رفته باشیBy the time she gets here, you need to be gone.
. ازت میخوام که امشب با وسائلت رفته باشیI want you and your gear gone tonight.
اميدوارم براي يافتن شما رفته باشد که يک بار ديگر از شما بخواهد او را ببخشيدI'd hoped he'd gone to find you and ask you one more time to forgive him.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

بستن
bind
پختن
cook
رختن
pour
کشتن
kill
گفتن
say

Similar but longer

گرفتن
grab

Other Persian verbs with the meaning similar to 'go':

None found.
Learning languages?