انجام دادن [anjâm dâdán] (to do) conjugation

Persian
77 examples
This verb can also mean the following: accomplish, complete

Conjugation of eiti

present
past
Stems
انجام ده
anjâm deh
do
انجام داد
anjâm dâd
done
Participles
انجام دهنده
anjâm dehandé
doing
انجام داده
anjâm dâdé
done
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
انجام می‌دهم
anjâm mí-deham
I do
انجام می‌دهی
anjâm mí-dehi
you do
انجام می‌دهد
anjâm mí-dehad
he/she does
انجام می‌دهیم
anjâm mí-dehim
we do
انجام می‌دهید
anjâm mí-dehid
you all do
انجام می‌دهند
anjâm mí-dehand
they do
Present progressive tense
دارم انجام می‌دهم
dấram anjâm mí-deham
I am doing
داری انجام می‌دهی
dấri anjâm mí-dehi
you are doing
دارد انجام می‌دهد
dấrad anjâm mí-dehad
he/she is doing
داریم انجام می‌دهیم
dấrim anjâm mí-dehim
we are doing
دارید انجام می‌دهید
dấrid anjâm mí-dehid
you all are doing
دارند انجام می‌دهند
dấrand anjâm mí-dehand
they are doing
Present perfect tense
انجام داده‌ایم
anjâm dâdé-im
I have done
انجام داده‌اید
anjâm dâdé-id
you have done
انجام داده‌اند
anjâm dâdé-and
he/she has done
انجام داده‌ام
anjâm dâdé-am
we have done
انجام داده‌ای
anjâm dâdé-i
you all have done
انجام داده است
anjâm dâdé ast
they have done
Past tense
انجام دادیم
anjâm dấdim
I did
انجام دادید
anjâm dấdid
you did
انجام دادند
anjâm dấdand
he/she did
انجام دادم
anjâm dấdam
we did
انجام دادی
anjâm dấdi
you all did
انجام داد
anjâm dâd
they did
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
انجام دهم
anjâm déham
I did
انجام دهی
anjâm déhi
you did
انجام دهد
anjâm déhad
he/she did
انجام دهیم
anjâm déhim
we did
انجام دهید
anjâm déhid
you all did
انجام دهند
anjâm déhand
they did
Past imperfect tense
انجام می‌دادیم
anjâm mí-dâdim
I used to do
انجام می‌دادید
anjâm mí-dâdid
you used to do
انجام می‌دادند
anjâm mí-dâdand
he/she used to do
انجام می‌دادم
anjâm mí-dâdam
we used to do
انجام می‌دادی
anjâm mí-dâdi
you all used to do
انجام می‌داد
anjâm mí-dâd
they used to do
Past progressive tense
داشتیم انجام می‌دادیم
dấštim anjâm mí-dâdim
I was doing
داشتید انجام می‌دادید
dấštid anjâm mí-dâdid
you were doing
داشتند انجام می‌دادند
dấštand anjâm mí-dâdand
he/she was doing
داشتم انجام می‌دادم
dấštam anjâm mí-dâdam
we were doing
داشتی انجام می‌دادی
dấšti anjâm mí-dâdi
you all were doing
داشت انجام می‌داد
dâšt anjâm mí-dâd
they were doing
Pluperfect tense
انجام داده بودم
anjâm dâdé búdam
I had done
انجام داده بودی
anjâm dâdé búdi
you had done
انجام داده بود
anjâm dâdé bud
he/she had done
انجام داده بودیم
anjâm dâdé búdim
we had done
انجام داده بودید
anjâm dâdé búdid
you all had done
انجام داده بودند
anjâm dâdé búdand
they had done
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
انجام خواهم داد
anjâm xâhám dâd
I will do
انجام خواهی داد
anjâm xâhí dâd
you will do
انجام خواهد داد
anjâm xâhád dâd
he/she will do
انجام خواهیم داد
anjâm xâhím dâd
we will do
انجام خواهید داد
anjâm xâhíd dâd
you all will do
انجام خواهند داد
anjâm xâhánd dâd
they will do
Imperative mood
-
انجام بدهید
anjâm bédehid
you do
-
-
انجام بده
anjâm bédeh
you all do
-
Subjunctive present tense
انجام بدهم
anjâm bédeham
I have done
انجام بدهی
anjâm bédehi
you have done
انجام بدهد
anjâm bédehad
he/she have done
انجام بدهیم
anjâm bédehim
we have done
انجام بدهید
anjâm bédehid
you all have done
انجام بدهند
anjâm bédehand
they have done
Subjunctive past tense
انجام داده باشیم
anjâm dâdé bấšim
I do
انجام داده باشید
anjâm dâdé bấšid
you do
انجام داده باشند
anjâm dâdé bấšand
he/she do
انجام داده باشم
anjâm dâdé bấšam
we do
انجام داده باشی
anjâm dâdé bấši
you all do
انجام داده باشد
anjâm dâdé bấšad
they do

Examples of انجام دادن

Example in PersianTranslation in English
از اون به بعد، کاراي ديگه اي رو واسه انجام دادن پيدا کردمSince then, I found other things to do.
- . دخترا همیشه یه کاری برای انجام دادن دارن --Girls always got things to do, they tell me.
اگه کار مهمي برا انجام دادن ندارينIf you're not doing anything else more important.
.ما کاراي زيادي براي انجام دادن داريم.- Nothin', Hank. L... - Well, we got work to do.
. تنها دليله اينجا موندنم انجام دادن اين کاره اوه ، تو به من اعتماد نداري؟That's one reason for my staying. Oh, you don't trust me, huh?
اما , نمیگم که اینکارو نمیشه انجام داد؟Emma, I don't say that it can't be done.
آيا شما براي كاري كه خداوند امشب برايتان انجام داد سپاسگزار نيستيد؟Aren't you grateful for what God has done for you here tonight?
بعدا خدا اين کار و برام انجام داد .در سال 1917 تو يه باتلاق در بلژيک- [Cash Register Rings] Then in some mud hole in Belgium the good Lord done the job for me... 1 91 7.
کارهاي زيادي هست که در طول زمستان مي شه انجام دادThere is much to be done during the winter.
مرگان کارشو انجام دادMorgan has done it!
اونه که اين کارو انجام داده .و خيلي کاراي ديگه که نميتونم بهتون بگم آقاIt's him that's done that, and more as I can't tell you, sir.
لباس ها و دکور بهترين کارهاييه که تا حالا راتوف انجام دادهThe costumes and the decor are the most beautiful things Ratov has ever done.
آره.رفيقمون اين اواخر چيکار واسمون انجام داده؟Yeah. What's Buddy-boy done for us lately?
بقيه اش به سراغت خواهد آمد کارهايي را که پيش از اين انجام داده ام را دوباره انجام بدهم؟It's what you have never done, what you never conquered that waits for you.
گمان کنم بدتر از اين کار نمي توانستم انجام داده ام هنوز فرصت داريMeaning to do the best... ... I suppose I could not have done worse.
همه گیاهان و حیواناتی که به آنها وابسته‌ایم انجام می‌دهیم در چشم به هم زدنی از زمان کیهانی، در تنها ۱۵ یا ۲۰ هزار سال گرگهای خاکستری را به سگهایی تبدیل کردیمIn a blink of cosmic time, just 15- or 20,000 years we turned gray wolves into all the kinds of dogs we love today.
آنها مطالعات را انجام داده‌اند آره، آرهThey have done studies. Yeah, yeah.
همانا كه شما و سامورایی شما انجام داده‌اندas you and your samurai have done.
حامل اين نامه،اين کار را انجام داده است"that the bearer of this has done what has been done."
.ما اون بیرون کار خوبی انجام دادیمYou did a good job out there.
انجام دادیم آره- We did it up. - Yes.
و بیاید روی انتخابات آنلاینی که برای .صلح سبز انجام دادیم تاکیید کنیمAnd let's emphasise the online campaign we did for Greenpeace.
هر کاری از دستمون بر میومد انجام دادیم بزار بهت قوت قلب بدم!We did everything we could. Let me reassure you...
من عاشق کاری بودم که باهم انجام دادیمI love what we did.
شما آزمایش بزرگی انجام دادید.You did extensive testing here.
خب، خیلی خوب انجام دادید- Well, you did all right.
.این مثل کاری نیست که شما هرزه‌ها توی حموم انجام دادیدThis isn't what you bitches did in the shower.
یه جورایی فقط کارتون رو انجام دادیدYou kind of just did your jobs.
کالبد شکافي انجام دادند .اونم نتونست قسر در برهSo they had an autopsy and she didn't get away with it.
چرا پزشک ها کالبدشکافي انجام دادند؟Why did the doctors do an autopsy?
آن ها انجام دادند؟-They did?
افراد من بهترين كارشون رو اون بيرون انجام دادندMy team did everything we could out there,
آنها بر روي ما آزمايشاتي انجام دادندThey did experiments us.
اما من اين کار رو انجام دادم من با جت هم پرواز کردمI did. I flew in a jet plane too.
.بهترين کاري که در عمرم انجام دادمThe best thing I ever did.
فراموشش کن.من اون کارو به عنوان دکتر انجام ندادم به عنوان يه همسايه انجام دادمForget it. I didn't do it as a doctor. I did it as a neighbour.
همه چيز مرتبه من و فارلوها با يه كمپ تماس راه دور گرفتيم من همه خريدها رو انجام دادمThe Farlows and I phoned the camp long-distance and I did all the shopping this...
عزيزم من اون همه رو براي تو انجام دادم فکر کردم ازش خوشت بياد، عزيز دلمWhy, baby, I did it all for you! I thought you'd like it, sweetheart.
در مورد کاری که الان برای لاسلو انجام دادیWhat you just did for Laszlo.
.کارت رو خوب انجام دادی بهم اعتماد کنYou did a good job, trust me.
.نه از عصبانیت .نه از هیچی .برای پول چرا برای پول قتل انجام دادی, ریموند؟Not out of anger, not out of nothing. For money. Who did you murder for money, Raymond?
تو 3 سالتو انجام دادیYou did your three years.
و تمام این کارا رو به نام شخصی انجام دادی .که حتی اونو ندیدیAnd you did all this in the name of a man you'd never even met.
هنگامی که مردم آمریکا به مسئلۀ ترس قرمز (ترس از شوروی و کمونیسم) واکنش نشان دادند و آنچه که کمونیسم ممکن است انجام دهد، او تلاش می‌کرد تا مسئله را تغییر شکل دهد، و به درخشانترین صورت موضوع را به مسئله قرمز کمونیستThis being at time in the cold war when Americans responded to issues of 'the red scare' and what communism might do, he was trying to transform this and brilliantly did transform it into an issue of a communist threat very close to our shores;
او نمي خواست که مگي دوباره اين کارها را انجام دهدHe didn't want her going through this again.
:به این شکل انجام دهدThis is how he did it.
من هم نمیدانم چه چیز دیگری را انجام دهد.I did not know what else to do.
من مي دانم که ما مي تواانيم آن را انجام دهد.I didn't know we could do that. Help!
- چرا که من انجام دهید؟- Why did I do that?
چه مبادلات پولی اتفاق افتاده در طول زمان که این شرکت حال که فسیلی، و سپس چه چیزی را با آن فسیلی انجام دهید؟What monetary transactions happened during the time that this enterprise had that fossil, and then what did they do with that fossil?
'چه شما به خودتان انجام دهید؟'What did you do to yourself? '
چه آنها می خواهند شما کاری انجام دهید؟What did they want you to do?
آنها بايد حقيقت را کشف کنند نه اينکه تنها اين کار را سرسري انجام دهند ، اما چيزي که وضعيت رواني بوده از کسي که آن را انجام دادهThey're supposed to figure out not just who did it, but what was the mental state of the person who did it?
براي همين تلاش کردم کار وحشتناکي رو که ...انجام داده بودم و دلايلش روSo my brain just blocked out The terrible thing I had done
،من وقتي بچه بودم ،کارهاي اشتباهي انجام داده بودم ،و هر روز مجبور ميشدم بهشون فکر کنم ،تا اينکه مثل يه سگ دست آموز شدمI had done something wrong when I was a kid, and I'd had my nose rubbed in it day after day until like an overtrained dog,
گرانت باشه بنابر اين يه روز وارد اتاق تدوين شد و همه ي صحنه هاي زمين خوردن و شوخي هاي فيزيکي که تو فيلم انجام داده بود بيرون کشيدSo he came into the editing room and cut out all of the pratfalls... and all of the physical shtick that he had done in the picture... which obviously didn't help the movie any.
و بابت يه کار اشتباهي که انجام داده بود ترکش نکنمand not to leave him for the one thing that he had done wrong.
او همچنین می خواستم به شنیدن که ما متاسفم برای آنچه که ما انجام داده بود شد.He also wanted to hear that we were sorry for what we had done.
انجام خواهم دادI will do.
آره، انجام خواهم دادYeah, will do.
...بسيار خوب، من انجام خواهم داد هر چه تو بخواهي ...اما من مطمئن نيستم، منظورم اينه که، فکر ميکنم...All right, I will do whatever you want but I'm not so sure, I mean, I think...
،من فرار بزرگ مومیایی رو انجام خواهم داد .و اونوقت "بث" هم دوستم خواهد داشتI will do the Great Mummy Escape, and Beth will love me.
و شما فکر مي کنيد ديوارتان موثر است هر چيزي را انجام خواهد داد جز سقوط مثل دوست داشتن يک توده از برگهاي خشک روي صورتAnd do you think your pathetic wall will do anything except fall like a heap of dry leaves in the face...
اگر آنها دانشمندان خوبی باشند این کار را انجام خواهند دادIf they're good scientists they will do that.
آنها كارشان را انجام خواهند داد. براى هميشهThey will do his work, forever.
آن‌ها کار درست را انجام خواهند دادThey will do what is right
همين کارايي که آدم نميتونه انجام بده .منو هميشه وسوسه مي کنهIt's the things one can't do that always tempt me.
درسته، ولی به یکی دیگه گفتی اینکارو واست انجام بده- No, you get somebody else to do it.
من تا حد مرگ از اون مرد و کارهايي که ميتونه انجام بده ميترسمI'm deathly afraid of him, of what he might do.
اينجور مواقع مثل يه بچه اي ميمونم که نميتونه کاري رو انجام بده و شروع به گريه کردن ميکنهAs dependent as a baby that doesn't know how to get anything except cry for it.
ايشون گفتند موتزارت هم به اين .خوبي نمي تونست انجام بدهShe said, Mozart himself could not have done better.
...يک هديه .فقط دوست دارم براتون کاري انجام داده باشمA gift... lt's just l'd like to do something for you.
و تا حالا هرگز نشده بود که اينهمه وکالت طلاق . براي يکي از موکلينم انجام داده باشمHeh. But I do not love her.
. من فقط يه نفر ديگه رو بايد بکشم . تا کارم رو انجام داده باشمI have only one more life to take. Then it is done.
چيزي نيست که من انجام داده باشم ولي اون هنوز انجام نداده باشه حتي بهتر از من هم انجام دادهThere's nothing I've done that he hasn't done already, and apparently much better than me.
ميترسم يه کاري رو تو زندگيم خيلي دير انجام داده باشم .و ديگران خيلي زودI fear I've done some things in life too late and others too early.
یه چیز کوچیک یه چیز خیلی کوچیک که تو انجام داده باشی؟Isn't there some little thing, some little good deed you might have done?

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

Not found
We have none.

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'do':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In