کردن [kardán] (to do) conjugation

Persian
168 examples
This verb can also mean the following: make, engage in a sexual act with, engage

Conjugation of eiti

present
past
Stems
کن
kon
do
کرد
kard
done
Participles
کننده
konandé
doing
کرده
kardé
done
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
می‌کنم
mí-konam
I do
می‌کنی
mí-koni
you do
می‌کند
mí-konad
he/she does
می‌کنیم
mí-konim
we do
می‌کنید
mí-konid
you all do
می‌کنند
mí-konand
they do
Present progressive tense
دارم می‌کنم
dấram mí-konam
I am doing
داری می‌کنی
dấri mí-koni
you are doing
دارد می‌کند
dấrad mí-konad
he/she is doing
داریم می‌کنیم
dấrim mí-konim
we are doing
دارید می‌کنید
dấrid mí-konid
you all are doing
دارند می‌کنند
dấrand mí-konand
they are doing
Present perfect tense
کرده‌ایم
kardé-im
I have done
کرده‌اید
kardé-id
you have done
کرده‌اند
kardé-and
he/she has done
کرده‌ام
kardé-am
we have done
کرده‌ای
kardé-i
you all have done
کرده است
kardé ast
they have done
Past tense
کردیم
kárdim
I did
کردید
kárdid
you did
کردند
kárdand
he/she did
کردم
kárdam
we did
کردی
kárdi
you all did
کرد
kard
they did
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
کنم
kónam
I did
کنی
kóni
you did
کند
kónad
he/she did
کنیم
kónim
we did
کنید
kónid
you all did
کنند
kónand
they did
Past imperfect tense
می‌کردیم
mí-kardim
I used to do
می‌کردید
mí-kardid
you used to do
می‌کردند
mí-kardand
he/she used to do
می‌کردم
mí-kardam
we used to do
می‌کردی
mí-kardi
you all used to do
می‌کرد
mí-kard
they used to do
Past progressive tense
داشتیم می‌کردیم
dấštim mí-kardim
I was doing
داشتید می‌کردید
dấštid mí-kardid
you were doing
داشتند می‌کردند
dấštand mí-kardand
he/she was doing
داشتم می‌کردم
dấštam mí-kardam
we were doing
داشتی می‌کردی
dấšti mí-kardi
you all were doing
داشت می‌کرد
dâšt mí-kard
they were doing
Pluperfect tense
کرده بودم
kardé búdam
I had done
کرده بودی
kardé búdi
you had done
کرده بود
kardé bud
he/she had done
کرده بودیم
kardé búdim
we had done
کرده بودید
kardé búdid
you all had done
کرده بودند
kardé búdand
they had done
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
خواهم کرد
xâhám kard
I will do
خواهی کرد
xâhí kard
you will do
خواهد کرد
xâhád kard
he/she will do
خواهیم کرد
xâhím kard
we will do
خواهید کرد
xâhíd kard
you all will do
خواهند کرد
xâhánd kard
they will do
Imperative mood
-
بکنید
békonid
you do
-
-
بکن
békon
you all do
-
Subjunctive present tense
بکنم
békonam
I have done
بکنی
békoni
you have done
بکند
békonad
he/she have done
بکنیم
békonim
we have done
بکنید
békonid
you all have done
بکنند
békonand
they have done
Subjunctive past tense
کرده باشیم
kardé bấšim
I do
کرده باشید
kardé bấšid
you do
کرده باشند
kardé bấšand
he/she do
کرده باشم
kardé bấšam
we do
کرده باشی
kardé bấši
you all do
کرده باشد
kardé bấšad
they do

Examples of کردن

Example in PersianTranslation in English
. منظورم از " کردن " ؛ اون " کردن " نبودNot "it." We haven't done "it." I mean, we've done stuff...
خونه ي برادرمو زير و رو کردن و اسلحه کاليبر 38 اونو گير آوردنSo they turned my brother's house upside down and found his .38.
.اون بايد بدون التماس کردن به تو به سزاي عملش برسه- Duncan, do something. - He knew the penalty for his actions.
قدم زدن تو جنگل هاي باروني، قايقراني، رفتن زير آبشار، شنا کردنWe're gonna go hiking in the rainforest, and kayaking down rivers and swimming under waterfalls. Swimming.
شماها فکر کردن بلد نیستینYou people don't think!
يه لطفي کن که لطفي در حقم نکنيDo me a favor, don't do me any favors.
همين الان بس کنSit down.
صبر کن کاندم داري؟Wait, do you have a condom?
نه، واقعا نه - چرا از اون پوست کن استفاده نميکني؟-No, not really. -Why don't you get that skin peel?
بهم گوش کن احمق دو چهرهYou listen to me, you two-faced douche --
اما وقتي يکي انتخاب مي شه کاري نمي شه کردBut nothing can be done once one's been chosen.
بعد از اينکه کار ما رو تموم کرد .مي تونه با اين دندوناشو خلال کنهHe can pick his teeth when he's done with us.
و بعدشم ولم کردAnd then abandoned me.
اون جادو کار کرد.خيلي خوب انجام شدWorked that magic. Very nicely done.
الان دیگه چیکار میشه کرد؟What can be done now?
،اون رو نجات بدي .همچنان خنثي‌کننده تو باقي مي‌مونهYou save him, he's still your undoing.
کوچيک تر ِ هیلی ، اون حالش خيلي خوب نيست (فيبروز سيستيک (نوعي اختلال اتوزومي است که به علت جهشهايي در ژن تنظيم کننده هدايت وراي غشايي ايجاد مي شهAnd,um,the youngest one,that's Hayley,she's not doing too good.
براي مثال تجربه هاي کمک کننده ي زيادي داشتم براي وقتي "مارتي" فيلماي پر از بداهه-پردازي ميساخت مثل گاو خشمگين يا رفقاي خوبFor example, I found it extremely helpful... when Marty's doing heavy improvisational films... like Raging Bull or Goodfellas... that my years of trying to carve a story... out of a mass of documentary footage... helped me wade through miles of improvisation... and begin to find a way to shape it.
هِی خُل و چِل, تو داخل نفرات شرکت کننده چیکار میکنی؟What are you doing on the stage, weirdo?
"يه دفعه "خنثي‌کننده .چيز زياد خوبي به نظر نميادAnd suddenly, "undoing" doesn't sound so great.
اون يه مرد فوق‌العاده‌ست، واقعا هستي به مدت 32 سال، اون بي وقفه دهن دانشجوها رو سرويس کردهfrom past 32 years he had continuosly in this college, he has done rapes upon rapes,
چيکار کرده؟What he's done?
نخير فقط من و اون داخل اين خونه بوديم تنها توي تاريکي رهامون کرده بوديد، عمرمون رو حروم آسايش و رفاه شماها کرديمNo, just him and me, in this house, alone in the dark, abandoned, wasted lifetimes devoted to your care and comfort.
جیمز تو محوطه یه گاراژ متروکه پنهان شده بود اما اگه فکر کرده اونجا در امانه یه فکر دیگم باید بکنهJames was hiding in an abandoned garage bay, but if he thought he was safe there, he had another think coming.
از جملاتي مثل پدرش رهاش .کرده پرهيز کنينI would stay away from phrases like, "her father's abandoned her".
...‏ولی اگه من یه چیزی به پلیدی انسان می‌ساختم ‏آخرین کاری که می‌کنم، قدرت دادن بهش برای ‏انتخاب بین بد و خوب ــهBut if I created something as diabolical as a human being... ..the last thing I'd do is give it the power to choose between good and evil.
،با "جانس" تو لندن ملاقات می‌کنم و .در آخر وصیت نامه رو می‌خونیمI'm meeting Chance in London and at last we'll read the will.
حالا اگه می‌پرسی اون کسی که اون بالا نشسته دربارش چی فکر می‌کنه فکر می‌کنم تا حالا زیاد ازین چیزا شنیدهNow if you're asking me what the man up there thinks about it, well, I imagine he done heard it so much that it don't bother him all that much.
.من قبول می‌کنمI do.
هر چیزی، برام مهم نیست تا وقتیكه حرف نمی‌زنند، فقط رانندگی می‌کنمAnything. I don't care, as long as they don't talk. I just drive.
اینجا چه کار می‌کنی؟ - .بیا تو ماشین-What are you doing here?
! تو این کارو می‌کنی؟This is what you do?
تو اینجا چه غلطی می‌کنی ؟What the hell are you doing here?
ایرلندی"، داری چیکار می‌کنی؟"Irish. Irish. What you doing?
چه فکری در موردش می‌کنی؟What do you think of it?
هرکس در آن شهرهای کوچک چه می‌کندAfter my years in the army I knew exactly what everyone was doing in the little towns.
اکثر بازاریابی به عملکرد مردم توجه می‌کند و سعی می‌کند تشخیص دهدکه چه باید کرد اما ماسعی می‌کنیم به ارزش‌های اساسی مردم توجه کنیمI mean most of marketing was looking at people's actions and trying to figure out what to do, but what we were doing was we were trying to look at people's underlying values so that we could predict what is their lifestyle,
،اما تورینگ ناتمامیت را عملی و قابل لمس کرد ،چون او در مورد ماشین‌ها صحبت می‌کند و در مورد اینکه آیا یک ماشین تورینگ در فرایند .حل یک مساله متوقف می‌شود یا نه صحبت می‌کندBut Turing makes it very down to earth, because he talks about machines, and he talks about whether a machine will halt or not.
اما در عین حال بیان می‌کند که این محدودیت اهمیتی ندارد چرا که ذهن انسانBut he says, that doesn't matter, because the human mind isn't limited that way.
" ،جردن بلفورت " شبیه یک رابین هود عقب مانده است " " ،که پول را از ثروتمندان می‌دزدد و آن را بین خود و نوچه‌هایش " ،تقسیم می‌کند. " بخون تو رو خدا"Jordan Belfort, sounding like a kind of twisted Robin Hood whotakesfromthe rich and gives to himself andhismerrybandofbrokers".
دوباره حال می‌کنیم و...We get to do it again, and...
آره، یه کاری هست که می‌کنیمYeah, it's just this thing we do.
...ولی چیزی که کلام خداوند روشن می‌کنه اینه که همینطور که ما همچین اوقات ...سختی رو سپری می‌کنیمBut what the word of God does make very clear... is that, as we move through such times...
ما اینو درک می‌کنیم، ما هم ،همیشه خودمونو مست می‌کنیمWe understand that, we do. We do blow all the time.
‏یادت میاد که بهت گفتم بخاطر ...‏کاری که می‌کنیمDo you remember when I told you that because of what we do,
اینچا چه کار می‌کنید؟- What are you doing here?
پس فکر می‌کنید به خاطر همین رفته بوده اونجا؟So you think that's what she was doing over there?
خانوم فلوید این بیرون چی کار می‌کنید؟Mrs. Floyd? What are you are you doing out?
خب دكتر، حالا كه برای ناسا كار می‌کنید... نظرتون در مورد ما چیه؟So, doc, now that you work for NASA, how do you like us?
.من هیچ رازی ندارم چرا این کارو می‌کنید؟I don't have any secrets. Why are you doing this?
اما قبلا اینکار را کرده‌ام از ایشان، آقای رن و شما تشکر کرده‌ام که مرا ترغیب به تفکر دوباره روی مسائل نجومی کردیدBut I have done so, thanking him, Mr. Wren and yourself for prodding me to think again on astronomical matters.
و باور دارم همه‌يِ کارهايي که از آن‌وقت کرده‌ام... از هيچ جهتي مرا بهتر از آنها نکرده.And I don't believe that anything I have done since then... has made me better in any way than they were back then.
...کارهايي کرده‌ام♪ There are things ♪ ♪ I have done ♪
.او برعکس تمام چیزهایی که به مردم گفته بود، عمل کرده استHe has done the opposite of everything he told the people he would do.
"میدونی روز بعد از اینکه من و "دنیل ...شرکت رو تصاحب کردیم چیکار کردم؟You know what I did the day after Daniel and I took over the firm?
‏هر کاری تونستیم کردیم ‏عمو بن‌ـت و منWe did the best we could, your Uncle Ben and I.
و بعدش با من اومدی خونه و یه ...کارایی کردیم، کارای جالب ! و بعدش رفتی، انگار هیچی نبودهAnd then you came home with me and we did stuff, fun stuff, and then you just left, just like it was nothing.
.اما بعد از کاری که با اون کردیم ، باید یه کاری بکنمBut after what we did to her, I have to do something.
من، "بث" و "میکی" همون کاری رو می کردیم که همه چهارشنبه ها می کنیمMe, Beth and Mickey, we were doing what we did every Wednesday.
همه شما کار خوبی کردید که اومدید اینجاYou all did a good job making it here.
- Yes. در اون زمان ، آیا شما یک قرادادنامه ...کاری با "سی.آر.تی" رو امضا کردید During that time, did you also receive and sign an employment contract with CRT... که کاملا سیاست شرکت را در قبال حفاظت از شرایط مشخص استخدام شما توضیح می داد؟During that time, did you also receive and sign an employment contract with CRT, which thoroughly explained company policy as it pertained to your specific terms of employment?
کجا شما همچین نمونه ی جالبی رو پیدا کردید ؟Where did you find such an interesting specimen?
،بوجود آوردن یه چیزی کاملاً بدیع کاریه که شما کردیدTo come up with something totally original, the way you did...
, همه اون وحشت ها ... همه اون مرگ و میر شما از قصد اون کارو کردیدAll that horror, all those deaths... you did it on purpose.
دو تا خرج اينجا وجود داشته که تصور مي کردند هردوبطور همزمان خاموش شدهاند اما دومي, بالاي اينجا , خاموش نشده..There were two charges that were supposed to go off simultaneously. The second one, over here, didn't go off.
اگه اون تو زندان مرده بوده ، چرا اونها از تو سوال کردند؟Why did they question you if he was killed in jail?
ما بر اين باوريم که ماهيها .صورتشو اين شکلي کردندWe're meant to believe the fish did that to his face.
اونها اونها سخت بازي کردند اونا سعي خودشونو کردند.They-They played hard. They did their best.
اگه داده بودي،اونها تو را ديکتاتور معرفي مي کردندIf you ever did, they'd recommend you a career as a dictator.
معذرت می‌خوام، فکر نمی‌کردم در جریان باشیI'm sorry, I didn't think that you knew.
.کردم - چطور بود؟- I did. - How was it?
آره، فکر کنم همين کارو کردمYeah, I guess I did.
يه کار بدي کردمI did a bad thing.
.فکر کردم نشنيدي - .نه منظورم اون صداي پف کردنه -- I didn't think you would hear me. - No, that popping noise.
کار درستی کردیYou did the right thing.
.نمیدونستم ازدواج کردیI didn't know you were married.
فرانک مگه تو چه غلطی کردی ؟Frank, what the hell did you do?
باورنکردنیه ، چیکار کردی که یاد گرفت بره دستشویی؟Unbelievable. How did you get him to do that?
...نميدونم الان دفتر دادستاني چه شکليه ...اما اگه کاريو ميکردم ...که تو با همکارم کردیI don't know what it's like in the D.A.'s office now, but if I did what you did to someone who was with me in the trenches,
آره، فکر کنم همين کارو کردمYeah, I guess I did.
. من و تو خوب ميدونيم من نيومدم اينجا تا امضا کنمYou and I both know I didn't come over here to sign.
.خواهش مي‌کنم، من هيچ کاري نکردمPlease, I didn't do anything.
اعتراف کنم؟My confession? I didn't do anything.
منظورم اينه که، من حتي براي اين شغل درخواست هم ندادم فکر مي کنم اين سرنوشت منهI mean, I didn't even ask for this job! I guess it's just my fate!
...فکر نمی کنی که من قصد دارم بذارم با این چیزا فرار کنی، درسته؟You didn't think I was going to let you get away with that, did you?
که زندگی بچه هاتو نابود کنی نمیدونستی..From the grave simply to ruin your own children. Oh. You didn't know.
...اینا ببین، وقتی با یه چیزی غریبه هستی می تونی یه لباس خوب و مناسب پیدا کنی؟Look, when you were overseas, didn't you find any, like, really cool clothes?
می خواستی جو رو رسوا کنی منم همین طورYou wanted to expose joe. So did i.
برای کسای دیگه ای هم این کارو می کنی یا نه، فقط برای خودت؟Someone else have you do that, or did you just do it on your own?
تفنگ ساز اصرار داشت که ان را .دوباره تعمير کند . و تعمير کرد'The gunsmith urged him to try it one last time, and so he did.'
اگر نمي خواهم بوکسور من نيمه ي دوم زنديگيش را صرف تميز کردن تف هاي مردم ديگر کندAnd excuse me if I didn't want my fighter spending the second half of his life... -...cleaning up other people's spit.
فکر کردم بهت گفتم ديگر نمي خواهم خطر اينجا کار کندI thought I told you I didn't want Danger working out here anymore.
کجا يک شخص شروع مي کند و بقيه دست مي کشند؟That did not start, nor will it end with me.
مارشال به اتمام رسانده است مارشال به قول هايش عمل مي کندThe Marshal did... The Marshal keeps his promises.
من، "بث" و "میکی" همون کاری رو می کردیم که همه چهارشنبه ها می کنیمMe, Beth and Mickey, we were doing what we did every Wednesday.
نمیدونستیم که باید بیدارت کنیم یا نهWe didn't know if we should wake you.
نویسندگان این فیلم نه قصد بازسازی تاریخی را دارند بزارید فقط حقیقتی از کارهای انجام شده را به شما تحمیل کنیم اما با در آمیختن حوادث واقعی و افراد خیالی، یک نقاشی اب رنگ از خشونت و تسلیم بر روی گچ ایجاد کنمThe authors of the film didn't aim to make a historical reconstruction, let alone impose as "the truth" their version of the doings, but by mixing real events with fictitious ones, creating a fresco against violence and submission,
.بهش یادآوری کردم که داریم در موردِ "واتیکان" صحبت می کنیمI did remind him that the Vatican is the Vatican.
...‏آره، بنظر من فکر خوبی نبود که ‏بریم بیرون و سوال جواب کنیمYeah, I didn't think it was the best idea to stick around and answer questions.
برام 5 تا کاندیدای مدیر عاملی پیدا کنیدYou give me five candidates for CEO. You're gonna let me choose.
من 100 هزار دولار رو بدست نیاوردم ما 92.327 دولار بدست آوردیم " ولی فکر می کنید افسرده شده بودیم و می گفتیم : " نه جواب نمیدهI did not make $100.000 that year, we made $92.327 but do you think we were like depressed and going, "this doesn't work"?
من می دانم که پدر، شما bummed شما انجام می کنید برای رفتن به سان فرانسیسکو با ما؟So dad, are you bummed you didn't get to go to San Francisco with us?
چرا شما به جای اینکه خونه‌ی ما رو ...زیر و رو کنید اون بیرون دنبال کسی که این کار رو کرده نیستید؟Why aren't you out there trying to find out who did this... instead of just standing around, going through our home?
خاکستر رو آماده کنید ده نفر قسمت شمالیYou guys didn't know?
،تو ديدي که اون بيرون چيکار کرد .گذاشت که مردم اون پسرک بيچاره رو شکنجه کنندYou saw what he did out there, letting the crowd torture that poor boy.
همون روشي که براي نهنگهاي بزرگ داشتند رو اجرا مي کنندThey're doing it exactly like they did with the large whales.
قربان شما خودتون حالت صورتشانو ديديد اونها انزجارشونو مخفي نمي کنندBut you saw the expression on their faces, they didn't hide their disgust!
تو چرا نذاشتي منو زنجير کنند؟Why did you have me unchained?
از ایجاد وقفه در زمان سخنرانی یکدیگر خودداری کنندAnd I will remind the candidates to please refrain from interrupting.
ببين، دين، آرزو ميکردم اينکارو کرده بودم، خب؟Look, Dean, I wish I had done it, all right?
من بدترين کار تموم عمرم رو کرده بودمI had done just about the worst thing...
اش همه کارهاي زمين رو با تو تجربه کرده بودمI wish I had done everything on earth with you.
من اصلا اونو نميشناختم ولي خوب يه سري تحقيق ها و پرس و جوها کرده بودمWell, I didn't know him at all, but I had done a search and I'd asked around.
...همسرم، که روحش هم از ...جرائمي که مرتکب شده بودم خبر نداشت با پي بردن به کارهايي که من کرده بودم .وحشت زده شده بودMy wife had no idea of my criminal activities, was horrified to learn what I had done.
او به مانند اسکاتي مادلن را ،تا موزه لژيون دونور دنبال کرده بود تا مقابل پرتره زني که .مادلن نبايد مي شناختHe'd followed Madeleine - as Scottie had done - to the Museum of the Legion of Honor, before the portrait of a dead woman she shouldn't have known.
به خاطر همه ي کار هاي خوبي که کرده بودI chose to stay with him for all the things that he had done right
اونا میخواستن بخاطر کاری که قبیله پدرم باهاشون کرده بود انتقام بگیرنThey wanted revenge for what my father's tribe had done.
برنیز (اذهان) مردم آمریکا را دستکاری کرده بود. ‏ اما او این کار را کرده بود زیراکه مانند خیلی دیگر از زمان‌ها باور داشت کهBernays had manipulated the American people but he had done so because he, like many others at the time believed that the interests of business and the interests of America were indivisible.
اگر "ند استارک" هم همون کاري رو که ...شما مي‏خواين با ارباب‏هاي "يونکاي" بکنين I wouldn't be here to help you if Ned Stark had done to me با من کرده بود، من الان... .اينجا نبودم که بهتون کمک کنمI wouldn't be here to help you if Ned Stark had done to me what you want to do to the masters of Yunkai.
اما اينکارو خواهم کردBut I will do it.
،به خاطر تو، الکسي . اين کار رو خواهم کردFor you, Alexei, I will do this.
مي دوني که مارکوس چکار خواهد کرد.- You know what Markus will do?
براي مدتي کار خواهد کردThat will do the job for a while.
مردی که هر کاری برای یک درجه ی پیروزی دیگه روی کمربندش خواهد کرد ...مهم نیست ارزشش چیه !A man who will doanything foronemore victorynotch onhisbelt, nomatter what the cost, before he fades away.
. کاري خواهد کردIt will do something.
درضمن مطمئنم که "نیک" جوان کارهای بزرگی خواهد کردAnd I know young Nick will do great things.
،اگه با وعده هات غيرمسئولانه رفتار کني .مردمت هم همين کارو خواهند کردTreat your oaths recklessly, and your people will do the same.
- شک کنندگان ، تا انتها شک خواهند کرد- Doubters will doubt till the end.
سخنراني "مردها هر کاري خواهند کرد "اگر دليلي واسش داشته باشنIt was the "men will do anything if their cause is just" speech.
من با شلوار پوشيده هم ميتونستم اينکار رو بکنم مي دونيI could have done this with my trousers on, you know.
اريک، بدون تو امکان نداشت من بتونم اين کار رو بکنمEric, I could never have done this without you.
و ايني که اصلا ميتونستم اينکارو بکنم بدتر از هرچيز ديگه اي بود، ميدوني؟And the fact that I could have done it was worse than anything, you know?
و چنين که هستم، بايد اعتراف کنم که به هيچ وجه... نمي‌توانم تصور کنم که چطور مي‌توانستم... کارِ ديگري بکنم.and being as I am, I must confess that I remain completely... incapable of imagining how I could have done... anything any differently.
نه، شما باعث شدين من کارهايي بکنم که هرگز انجامشون نداده بودمNo, you made me do things I never would have done.
واسه کارایی که میخواستی برای هوپ بکنیFor what you would have done to hope,
.نمیتونستی واسش کاری بکنی.There's nothing you could have done.
.بهتر از اونی که فکرشو بکنیBetter men than you have done it. No.
که زیپ دهنت رو ببندی .و حتی اونکار هم نتونستی بکنیI would have done that already, and we wouldn't be having this conversation.
خب ما از اولش هم نباید اینکارو میکردیم ولی اگه دوباره این کارو بکنیم که بعنوان به لطف از هر زنیه تو نباید بکنی ولی اگه کردی باید کاندوم روی کاندوم بزاریWell, we shouldn't have done it in the first place, but if you ever do it again, which as a favor to women everywhere, you should not, but if you do, you should be wearing condom on condom,
هرکاري ميخواي با ما بکن اما به زنه دست نزنDo what you want with us, but don't touch the woman.
خوش گذشت باز هم از اين کارا بکنThis was fun. Let's do it again soon.
این موضوع اصلا برام مهم نیست- یه لطفی بهم بکن-I don't care about that. Want you to do me a favor.
.سعيت رو بکنAs long as you do.
اگه بخاطر خودت .این کارُ نمی‌کنی، بخاطر من بکنIf you won't do it for yourself, do it for me.
خب ما از اولش هم نباید اینکارو میکردیم ولی اگه دوباره این کارو بکنیم که بعنوان به لطف از هر زنیه تو نباید بکنی ولی اگه کردی باید کاندوم روی کاندوم بزاریWell, we shouldn't have done it in the first place, but if you ever do it again, which as a favor to women everywhere, you should not, but if you do, you should be wearing condom on condom,
اگه اون کمونیست ها به عقلشون برسه که ممکنه ما از توی این معبد آتش رو هدایت کرده باشیم... ‏ ‏‏...If those commies get wise we're directing the fire from this temple... they'll have every big gun from Manchuria to Moscow trying to knock us down.
من فکر نمی کنم که کار درستی کرده باشیم جک. ‏I don't think we did the right thing, Jack.
عمرا، عمرا این کارو کرده باشید - مونانا" خیلی شجاع بود" -No way did you do this! -Monana was very brave.
شما بدون اینکه کاری کرده باشید منتخب اصلی رو با قیمت تولیدی درخواست دادینYou request the main selection at the retail price by doing nothing.
و اگه میخواید اینکارو انجام بدید ممکنه همینطور همه اطلاعات ممکن رو هم کسب کرده باشیدAnd if you're gonna do this, you might as well have all the information possible.
اميدوارم که خدمتکارها هم برنامه ريزيه يه .مهموني خوب رو کرده باشندI hope they've got a jolly party planned downstairs.
فکر نکنم اونا سعي کرده باشند اينو به ميليونرهايي که ميخوان پرش کنند بفروشندI don't think they tried to market it to the billionaire, BASE-jumping crowd.
فکر نکنم ريسک از ماشين پياده شدن رو کرده باشندI don't think they risk getting out of the car.
چون که نميخوام وقتي ميام خونه همه .تعجب کرده باشندBecause I don't want to come home to any surprises.
حتي اگرم کدهات بهش نفوذ کرده باشند نمي تونند هَکِش کنندEven if your code did get you in there, you couldn't break it down.
.شايد اين کارو کرده باشمPerhaps I may have done.
امّا بنده ترجيح ميدم .خدمتي با ارزش کرده باشم و اينجارو ترک کنم تا اينکه بدون هيچ دستاوردي .چهار سال ديگه اينجارو اشغال کرده باشمBut I'd rather leave this office having accomplished something of value than secure another four years having done nothing at all.
فکر نمي کنم تا حالا يه مجله رو - .تموم کرده باشم که بگم چقدر طول ميکشهI don't think I've gotten through a magazine in I can't tell you how long.
... نميخوام بي ادبي کرده باشم ، آهI don't mean to be rude, uh...
.فقط دعا ميکنم قبل اينکه دير بشه فرار کرده باشمI'm just hoping I'll be gone before the hammer comes down.
.فکر نکنم که این کارو کرده باشیI don't think you did.
به نظر نمیاد تعجب کرده باشیYou don't seem surprised.
فکر نمیکنم توام منو فراموش کرده باشیAnd I don't think yöu have either.
یادم نمیاد که تو ! اسپرمی تولید کرده باشیI don't remember you making any sperm.
چون اگه تو اون حساب ها رو خالی کرده باشی اونی که نابود میشه تویی نه منBecause if you did empty those accounts, you're the one going down, not me.
هيچ اطلاع داري که متهم به گريم مذکور کمک کرده باشد که هر نوع وسني را پيدا کرده و بکشد؟And do you have any knowledge of the defendant helping said Grimm to hunt down and kill Wesen of any bloodline?
من فکر نمی‌کنم که او احساس کرده باشد تمام آن جمعیت بیرون قضاوت‌های قابل اتکایی داشتند به طوری که ممکن بود بسیار راحتI don't think he felt that all those publics out there had reliable judgment;
اگر او شما را در قلب خود قبول کرده باشد اون فکر می کنه اینا یه سری وسیله ان ، متوجه نمی شی ؟If only she believed in my heart. He thinks it's an accessory, do you realize?

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

آمدن
come
بردن
bear
چیدن
pick
دادن
give
دیدن
see
ستدن
take
کشتن
kill
مردن
die

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'do':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In