کمک کردن [komák kardán] (to help) conjugation

Persian
72 examples
This verb can also mean the following: assist

Conjugation of eiti

present
past
Stems
کمک کن
komák kon
help
کمک کرد
komák kard
helped
Participles
کمک کننده
komák konandé
helping
کمک کرده
komák kardé
helped
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
کمک می‌کنم
komák mí-konam
I help
کمک می‌کنی
komák mí-koni
you help
کمک می‌کند
komák mí-konad
he/she helps
کمک می‌کنیم
komák mí-konim
we help
کمک می‌کنید
komák mí-konid
you all help
کمک می‌کنند
komák mí-konand
they help
Present progressive tense
دارم کمک می‌کنم
dấram komák mí-konam
I am helping
داری کمک می‌کنی
dấri komák mí-koni
you are helping
دارد کمک می‌کند
dấrad komák mí-konad
he/she is helping
داریم کمک می‌کنیم
dấrim komák mí-konim
we are helping
دارید کمک می‌کنید
dấrid komák mí-konid
you all are helping
دارند کمک می‌کنند
dấrand komák mí-konand
they are helping
Present perfect tense
کمک کرده‌ایم
komák kardé-im
I have helped
کمک کرده‌اید
komák kardé-id
you have helped
کمک کرده‌اند
komák kardé-and
he/she has helped
کمک کرده‌ام
komák kardé-am
we have helped
کمک کرده‌ای
komák kardé-i
you all have helped
کمک کرده است
komák kardé ast
they have helped
Past tense
کمک کردیم
komák kárdim
I helped
کمک کردید
komák kárdid
you helped
کمک کردند
komák kárdand
he/she helped
کمک کردم
komák kárdam
we helped
کمک کردی
komák kárdi
you all helped
کمک کرد
komák kard
they helped
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
کمک کنم
komák kónam
I helped
کمک کنی
komák kóni
you helped
کمک کند
komák kónad
he/she helped
کمک کنیم
komák kónim
we helped
کمک کنید
komák kónid
you all helped
کمک کنند
komák kónand
they helped
Past imperfect tense
کمک می‌کردیم
komák mí-kardim
I used to help
کمک می‌کردید
komák mí-kardid
you used to help
کمک می‌کردند
komák mí-kardand
he/she used to help
کمک می‌کردم
komák mí-kardam
we used to help
کمک می‌کردی
komák mí-kardi
you all used to help
کمک می‌کرد
komák mí-kard
they used to help
Past progressive tense
داشتیم کمک می‌کردیم
dấštim komák mí-kardim
I was helping
داشتید کمک می‌کردید
dấštid komák mí-kardid
you were helping
داشتند کمک می‌کردند
dấštand komák mí-kardand
he/she was helping
داشتم کمک می‌کردم
dấštam komák mí-kardam
we were helping
داشتی کمک می‌کردی
dấšti komák mí-kardi
you all were helping
داشت کمک می‌کرد
dâšt komák mí-kard
they were helping
Pluperfect tense
کمک کرده بودم
komák kardé búdam
I had helped
کمک کرده بودی
komák kardé búdi
you had helped
کمک کرده بود
komák kardé bud
he/she had helped
کمک کرده بودیم
komák kardé búdim
we had helped
کمک کرده بودید
komák kardé búdid
you all had helped
کمک کرده بودند
komák kardé búdand
they had helped
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
کمک خواهم کرد
komák xâhám kard
I will help
کمک خواهی کرد
komák xâhí kard
you will help
کمک خواهد کرد
komák xâhád kard
he/she will help
کمک خواهیم کرد
komák xâhím kard
we will help
کمک خواهید کرد
komák xâhíd kard
you all will help
کمک خواهند کرد
komák xâhánd kard
they will help
Imperative mood
-
کمک بکنید
komák békonid
you help
-
-
کمک بکن
komák békon
you all help
-
Subjunctive present tense
کمک بکنم
komák békonam
I have helped
کمک بکنی
komák békoni
you have helped
کمک بکند
komák békonad
he/she have helped
کمک بکنیم
komák békonim
we have helped
کمک بکنید
komák békonid
you all have helped
کمک بکنند
komák békonand
they have helped
Subjunctive past tense
کمک کرده باشیم
komák kardé bấšim
I help
کمک کرده باشید
komák kardé bấšid
you help
کمک کرده باشند
komák kardé bấšand
he/she help
کمک کرده باشم
komák kardé bấšam
we help
کمک کرده باشی
komák kardé bấši
you all help
کمک کرده باشد
komák kardé bấšad
they help

Examples of کمک کردن

Example in PersianTranslation in English
اون مرد محترم مشهوريه .هميشه درحال کمک کردن به نيازمندهاستHe's a grand gentleman, always helping them what needs help.
نميتوني کاري برا کمک کردن به من انجام بدي؟- It's right here. Can't you do something to help me?
از تو سلول پيشوتا درخواست کمک کردنThey're asking for help in Pisciotta's cell.
خلاقيت آنها ناشي از حس هم دردي با مردم و نيازشان به کمک کردن به ديگران استThat they created from a sense of great sympathy and a need to help.
منظورت چيه؟ کار من کمک کردن به توئهMy job is to help you.
هانا ، بيا و به خانم ژاکل تو شام کمک کنHannah, you come and help Mrs Jaeckel with the supper.
.اوه، مادر، گوش کن .خواهش مي کنم بهم کمک کنOh, Mother, listen. Please help me.
.اوه، اينکارو باهام نکن .خواهش مي کنم ماري، بهم کمک کنOh, don't do this to me. Please, Mary, help me.
لطفا به من کمک کن.Please help me.
تو اينجا بمون و به من کمک کن که بعد از مسابقه از دست هنسي فرار کنمStay here and help me give Hennessy the slip after the match.
يه اتفاقي افتاد گارد آلمان بمن تو بلند شدن کمک کردSomething's happened. The storm troopers helped me up.
...کين کمک کرد تا دنيايي عوض شود ...اما دنياي کين اکنون تاريخي است... و اين روزنامه نگار بزرگ خودش زندگي کرد ...تا بخشي از تاريخ باشدKane helped to change the world but Kane's world now is history and the great yellow journalist himself lived to be history outlived his power to make it.
.ماري در تسخير پل ِ "ريمانجن" کمک کردMarty helped capture the Remagen Bridge.
.يه بار قبلاً هم يه مرد بهم کمک کردOnce before, a man helped me.
...شما گفتين که سوسياليسم ملي کمک کرد که بعضي از اين شرايط بهتر بشه؟Would you say... that National Socialism helped to cure some of these conditions?
تو کمک کننده نيستي رامونYou're not helping, Ramon.
حتي پليسي که در گذشته در کار قمار و چيزيهاي ديگه به ما کمک کرده در کار مواد مخدر امتناع مي ورزهEven the police that have helped us in the past with gambling and other things are going to refuse to help us when it comes to narcotics.
اون خدا در تمام طول مدت زندگي مون به ما کمک کرده بودThat God has helped us all our lives
به من کمک کرده بودندIt would have helped me
برادرم به افراد زيادي در اينجا کمک کردهMy brother has helped many people here.
....بلاهاي زيادي، عشق من ولي ميدان جنگ مدرن امروزي همه اش ....الکترونيکي شده و جنگنده اي که اين مرد در ....طراحيش به ما کمک کردهMany kinds, love... but the modern battlefield is all electronic... and the fighter that this man has helped us design... can detect, sort, identify, and eliminate... anything electronic.
‏خب، هر جور که بتونم کمک می‌کنمI'll help in any way I can.
‏گیرم به ناخدا وین علیه اقدامات تو کمک می‌کنم ‏گیرم کمکش کردم شرایط رو برای خودش بهتر کنه ‏تکلیف اعتمادی که قرار بود بین من و تو باشه چی میشه؟Were I to have aided Captain Vane against your efforts, helped him move into a more favorable position last night, what would such a move say about the trust you and I are supposed to share?
‏همونطوری که من با ساکت موندنم ‏دارم بهت کمک می‌کنم ‏Same way as I'm helping you by keeping my mouth shut.
‏من ‏فقط به دوستام کمک می‌کنمI try and help my friends.
.فکر کردم دارم کمک می‌کنمI thought I was helping.
.می‌دونم فکر می‌کنی داری بهش کمک می‌کنی .اما اینطور نیستI know you think you're helping him... but you're not.
.خیالت راحت، کمک می‌کنیOh, you're gonna help, all right.
و نسلی که همواره از اصول مشتری مداری اجتناب کرده است آن را می‌پذیرد چرا که به آنها کمک می‌کند تا خودشان باشندAnd the generation who had once rebelled against the conformity imposed by consumerism, now embraced it because it helped them to be themselves.
- آره - ‏کمکشون می‌کنیم خونه بخرن ‏کمک می‌کنیم برای زنشون یه حلقه الماس بخرنWe're helping them finance houses, we are helping them buy their wife a diamond ring..
ما بهتون کمک می‌کنیم، باشه؟We're gonna help out, right?
الان داریم به ژاپنی‌ها کمک می‌کنیم؟We're helping the Japs now?
.300سال پیش ما در ساختن نیواورلئانز کمک کردیمThree hundred years ago, we helped build New Orleans.
ما قبل به "جنی" کمک کردیمWe've helped Janey out before.
و ما به اون بیمار کمک کردیمAnd we helped that patient.
...مسئوليت آن دسته از کارخانه داران آمريکايي که در بازسازي تسليحات نظامي هيتلر به او کمک کردند و از اين بازسازي سود بردند کجاست؟Where is the responsibility of those American industrialists... who helped Hitler to rebuild his armaments, and profited by that rebuilding?
اونها بارها تو شرايط سخت به من کمک کردندThey've helped me outta tough spots more than once.
،همان زيبايي وحشي که دوستان سوررئاليستش ،بيش از همه آندره برتون .به او براي فهمش کمک کردندThe savage beauty that her surrealist friends, above all André Breton, helped her to understand.
مردم چين اون بيگانه ها رو به خاطر خواهند داشت که به چين در اون همه کشمکش کمک کردندThe Chinese people remember those foreigners who helped China during those struggles.
اونا هم کمک کردند که برم سراغشون و خفتشون کنمThey helped me take down their score.
من کمک کردم که نورمن لباس مراسم دفن مادرش رو انتخاب کنهI helped Norman pick out the dress she was buried in. Periwinkle blue.
اون قايق گاردنر بوده که کاملاً از بين رفته من کمک کردم که با طناب اونو ببنديم و بکشيم.It was Gardner's boat all chewed up. I helped tow it.
ولی من میتونم به شما بگم که من به عدالت کمک کردمBut I can tell you that I helped the justice.
کمک کردمI helped.
من کمک کردم برادرش از زندان بياد بيرون - آره خوب بعدش؟I helped her brother get out ofjaiI. So?
.مایکل، تو واقعا بهم کمک کردی تا از این مشکل خلاص شمMichael, you really helped me get through this.
تو کمک کردیYou helped.
و واقعاً برای شناختن خودم بهم کمک کردیAnd you've really helped shape who I am.
میدونی به پسرها کمک کردی که به دوستت تجاوز کنن؟You realize you helped guys rape your friend?
.یه بار بدون اینکه بخوام،بهم کمک کردیYou once helped me without me asking.
من مي تونستم بهت کمک کنمI couId have helped you.
بدون تو نميتونستم بهش کمک کنمI couldn't have helped him without you.
ميتونستم بهت کمک کنمI could have helped you.
خب، من سعي کردم به تو کمک کنم!Have you ever helped anyone besides yourself?
من هميشه دوست داشتم به اين دسته کمک کنمThese are the ones I wish I could have helped. - Help me.
خب, ببخشید که این قدر صریحاً بهت میگم رفیق ولی نمیتونی به "تایلر" کمک کنیWell, sorry to break it to you, buddy, but Tyler can't be helped.
نمیتونی به کسی که اون بیرون کمک نمیخواد کمک کنیCan't help a man out that doesn't wanna be helped.
تايتوس" بهم گفت" ...به این سیاره فرستاده شدی و بهم گفت اگر .بهم کمک کنی، بالهات رو پس میگیری، با تمام قدرتTitus told me you were posted to this planet and said if I helped him, he'd get you your wings back, full reinstatement.
تصميم گرفت لباسهاي رنگارنگ طراحي کند تا به بازيگرها در روح بخشيدن به صحنه کمک کند اگر چه فيلم در نهايت به سياه و سفيد تبديل شدMark Bridges helped liven the scene even though the film was then converted to black and white.
گمون کنم احتمالا" بهش کمک کنیمmake good. I guess I probably helped with that.
اگر آنها انجام نميدادند,آنوقت مت و بٌري ميدونستند بايد کمک کنند که شامپو يه خونه خوشحال رو پيدا کنهIf they didn't object, then Barry and Matt knew they'd helped a bottle find a happy home.
او به گروه آموزش تئاتر در درست کردن .يک لباس دست دست‌دوز کمک کرده بودHe had helped the department in creating a hand made costume.
خانواده اون به سينيوره وقتي فقير و بي مايه بود کمک کرده بودندHis family had helped Redhead.
ارتش کمک خواهد کرد همینطور قشون کهنه سربازای امریکاThe army will help. So will the American Legion.
..نمي دونم که آيا حضور شما در کنارش وقتي که به خانه برگرديم براي پيشبرد .هدفمون کمک خواهد کرد يا نهI don't know if your presence by her side will help our cause when we go home.
من مطمئنم احساساتي که به شما ميگن چه چيزي مطابق ميل شما نيست به شما کمک خواهند کرد که با جواب رد من به راحتي کنار بياينI'm sure the feelings which hindered your regard will help you overcome it.
...وقتي که تونستم دوباره به گروهان ايزي بپيوندم اصلا شبيه قهرمان هايي نبودن که .کمک کرده باشند جنگ رو ببريمWhen I was able to rejoin Easy Company they didn't look like heroes who just helped win the war.
ميخواستم کاري انجام بدم تا .به اون پسر کمک کرده باشم .براي همين به دوستم "استينگ" زنگ زدمI wanted to do something... to help... so I called my friend, Sting.
من اين کارها رو کردم که به شماها کمک کرده باشمI did this because I wanted to help you guys.
من، ســاسمن باید کاری کنم که به این غیریهودی کمک کرده باشم؟"I, Sussman, should be doing something to help this goy.
.اميدوارم بهتون کمک کرده باشم .واقعاً بايد برمOkay, I hope this helps. I really have to leave.
هيچ اطلاع داري که متهم به گريم مذکور کمک کرده باشد که هر نوع وسني را پيدا کرده و بکشد؟And do you have any knowledge of the defendant helping said Grimm to hunt down and kill Wesen of any bloodline?

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

پاک کردن
clean
کار کردن
work
کوک کردن
tune
کون کردن
assfuck
کمک دادن
help

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'help':

None found.
Learning languages?