کار کردن [kâr kardán] (to do) conjugation

Persian
70 examples
This verb can also mean the following: function

Conjugation of eiti

present
past
Stems
کار کن
kâr kon
do
کار کرد
kâr kard
done
Participles
کار کننده
kâr konandé
doing
کار کرده
kâr kardé
done
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
کار می‌کنم
kâr mí-konam
I do
کار می‌کنی
kâr mí-koni
you do
کار می‌کند
kâr mí-konad
he/she does
کار می‌کنیم
kâr mí-konim
we do
کار می‌کنید
kâr mí-konid
you all do
کار می‌کنند
kâr mí-konand
they do
Present progressive tense
دارم کار می‌کنم
dấram kâr mí-konam
I am doing
داری کار می‌کنی
dấri kâr mí-koni
you are doing
دارد کار می‌کند
dấrad kâr mí-konad
he/she is doing
داریم کار می‌کنیم
dấrim kâr mí-konim
we are doing
دارید کار می‌کنید
dấrid kâr mí-konid
you all are doing
دارند کار می‌کنند
dấrand kâr mí-konand
they are doing
Present perfect tense
کار کرده‌ایم
kâr kardé-im
I have done
کار کرده‌اید
kâr kardé-id
you have done
کار کرده‌اند
kâr kardé-and
he/she has done
کار کرده‌ام
kâr kardé-am
we have done
کار کرده‌ای
kâr kardé-i
you all have done
کار کرده است
kâr kardé ast
they have done
Past tense
کار کردیم
kâr kárdim
I did
کار کردید
kâr kárdid
you did
کار کردند
kâr kárdand
he/she did
کار کردم
kâr kárdam
we did
کار کردی
kâr kárdi
you all did
کار کرد
kâr kard
they did
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
کار کنم
kâr kónam
I did
کار کنی
kâr kóni
you did
کار کند
kâr kónad
he/she did
کار کنیم
kâr kónim
we did
کار کنید
kâr kónid
you all did
کار کنند
kâr kónand
they did
Past imperfect tense
کار می‌کردیم
kâr mí-kardim
I used to do
کار می‌کردید
kâr mí-kardid
you used to do
کار می‌کردند
kâr mí-kardand
he/she used to do
کار می‌کردم
kâr mí-kardam
we used to do
کار می‌کردی
kâr mí-kardi
you all used to do
کار می‌کرد
kâr mí-kard
they used to do
Past progressive tense
داشتیم کار می‌کردیم
dấštim kâr mí-kardim
I was doing
داشتید کار می‌کردید
dấštid kâr mí-kardid
you were doing
داشتند کار می‌کردند
dấštand kâr mí-kardand
he/she was doing
داشتم کار می‌کردم
dấštam kâr mí-kardam
we were doing
داشتی کار می‌کردی
dấšti kâr mí-kardi
you all were doing
داشت کار می‌کرد
dâšt kâr mí-kard
they were doing
Pluperfect tense
کار کرده بودم
kâr kardé búdam
I had done
کار کرده بودی
kâr kardé búdi
you had done
کار کرده بود
kâr kardé bud
he/she had done
کار کرده بودیم
kâr kardé búdim
we had done
کار کرده بودید
kâr kardé búdid
you all had done
کار کرده بودند
kâr kardé búdand
they had done
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
کار خواهم کرد
kâr xâhám kard
I will do
کار خواهی کرد
kâr xâhí kard
you will do
کار خواهد کرد
kâr xâhád kard
he/she will do
کار خواهیم کرد
kâr xâhím kard
we will do
کار خواهید کرد
kâr xâhíd kard
you all will do
کار خواهند کرد
kâr xâhánd kard
they will do
Imperative mood
-
کار بکنید
kâr békonid
you do
-
-
کار بکن
kâr békon
you all do
-
Subjunctive present tense
کار بکنم
kâr békonam
I have done
کار بکنی
kâr békoni
you have done
کار بکند
kâr békonad
he/she have done
کار بکنیم
kâr békonim
we have done
کار بکنید
kâr békonid
you all have done
کار بکنند
kâr békonand
they have done
Subjunctive past tense
کار کرده باشیم
kâr kardé bấšim
I do
کار کرده باشید
kâr kardé bấšid
you do
کار کرده باشند
kâr kardé bấšand
he/she do
کار کرده باشم
kâr kardé bấšam
we do
کار کرده باشی
kâr kardé bấši
you all do
کار کرده باشد
kâr kardé bấšad
they do

Examples of کار کردن

Example in PersianTranslation in English
با اين حال مردم بيش از حد کار کردن و نياز به تفريح دارنNeVertheless, the people are overworked. They need diversion.
بعد يهو اون آدم کوچولو .شروع کرد روم کار کردنAnd then suddenly that little man in here started working on me.
فکر نميکنم کار کردن براي باله بهترين آرزوي من باشهI don't know that it's my greatest ambition to work for the ballet.
فقط به اين خاطر که با بتونيم بدون کار کردن زندگي کنيمJust so we can live without working.
شنيدم کار کردن باهاش جهنمي بودهI understand she was a terror to work with.
برو خونه و کار کنThen go home and work.
اينو بگير و به دفتر برگردون و روي اون علايم کار کنTake this stuff back to the office and work on those signs.
.برو تو يه کارخونه کار کن .بلکه عقلت سرجاش بيادGo work in a factory! Maybe that'll cure you.
.اما، روي اين فکر کار کنBut, you work on the idea.
نمونه خونِ همه ي افراد رو داريم - برو روشون کار کن -We've got whole blood in storage. Here, start working on it.
واسيلي ايوانوويچ هم يه دهقان بود بعد بعنوان يه نجار در بالاکوف شروع به کار کردVassily Ivanovich was a peasant too. Then worked as a carpenter in Balakov.
اون سنگ رو به خونه برد و چند ماه روش کار کرد تا وقتي که سرانجام به نتيجه رسيدHe dragged it home and he worked on it for months, until he finally finished.
- .اما کار کرد- But it worked.
آره هي کار کردIt worked !
و خيلي هم کار کرد چون از اون زمان به بعد ديگه اسلحه از دستم نيافتادAnd it worked too, 'cause I ain't never dropped my weapon since.
.تو 2 سال گذشته با 6 جور مختلفش کار کرده ام .واي , دوست منI worked with six in the last two years. Oh, brother.
مادرم تو خريد خواربار صرفه جويي کرده بود و پدرم 1 ماه شب ها کار کرده بودMom had skimped on the groceries and my father had worked nights for a month.
اون يک زن بود، يک زن خدمتکار که به سختي کار کرده بودShe was a woman, a servant woman who worked hard.
اونجا پاسدارخونه است نقشت به نظر کار کردهThat's the guardhouse. Your plan seems to have worked.
اين شرکت بيش از 200 سال براي خاندان من کار کردهThe firm has worked for my family for over 200 years.
.من دزموند هیوم هستم .برای شوهرتون کار می‌کنمMy name is Desmond Hume. I work for your husband.
دارم روش کار می‌کنمI'm working on that.
- .یه ساله، تو بانک کار می‌کنم -- A year. I work in a bank.
.وقتی کار می‌کنم نباید مشروب بخورم - می‌خوای من برم؟- I shouldn't drink when I'm working. - Do you want me to leave?
‏همین الان از کارم استعفا میدم ‏و میام برات کار می‌کنمI'll quit my job right now and I'll work for you.
- .من برای آقای ویدمور کار می‌کنی-Um, I work for Mr. Widmore.
.اون وکیل گفت شما اینجا کار می‌کنیThe, um, the lawyer told me you work here.
تو واقعا انتظار داری باور کنم که تو با پلیس کار می‌کنی؟You really except me to believe That you're working with the police?
هنوز تو تالار مشاهیر کار می‌کنی؟Do you still work at hall of fame?
‏رئیست که براش کار می‌کنی ‏‏بیشتر از 1 میلیون درآمد داشتThe other guy you'll be working for, he made over a million.
خب، همون‌طور که می‌دونید ،ما داریم روی پروژه اسطوره‌شناسی‌ـمون کار می‌کنیم .و شما قرار درباره خدایان و الهه‌ها مقاله بنویسینAll right, class, as you know, we've been working on our mythology projects, and you're going to be writing papers about gods and goddesses.
.ما برای "آنتوان ولن" کار می‌کنیمWe work for Antoine Vallon.
‏بعد از اون ما برای کاپیتان واگنر کار می‌کنیمAfter that, we're working for Captain Waggoner.
روش کار می‌کنیم- Thank you. - but we'll work on that.
باید مرد نقاب پوش رو پیدا کنی ببین، داریم روش کار می‌کنیمWe're working on it.
شما هرگز قادر نخواهید بود بدانید که مساله‌ای که روی آن کار می‌کنید یک مساله فوق‌العاده سخت است یا .اساسا غیر‌قابل حل استYou'll never know whether the problem you're working on is simply extraordinarily difficult, or if it's fundamentally unprovable.
شما دو تا با هم کار می‌کنید؟Are the two of you, what, working together?
.ما میلیون ها بار اینجا کار کردیم- اُه،درسته.هی،نوشیدنی میخوای؟- We worked this place a million times. - Oh, that's right. Hey, you want a drink?
. ما سخت کار کردیم به جایی نرسیدیمWhat did you do? We worked hard, we got nowhere.
شاید یادتون باشه ...سر اون بیمارستان تو نودوسوم کار کردیم زمان آموزشم... ؟You may remember, we worked that hospital thing on 93rd, during my training?
هممون سخت کار کردیم تا این کارو کنیمWe all worked way too hard to throw it away.
کدی، بیا، اینو یادته ما رو این خیلی کار کردیم، درسته؟Cody, come on. You remember, we worked on this. All right?
توماس به بريستول رفت ليورپول ، پليموث تا با کسايي که توي کشتي هاي برده داري کار کردند صحبت کنه دکتر هاي کشتي ها که اونها معالجه کردندThomas rode to Bristol, Liverpool, Plymouth, talking to men who'd worked the slave ships, ships' doctors who'd treated them, slaves themselves who'd been whipped and branded.
لطفا بهم بگيد خانم آيا تا به حال شيلا وب يا نورا برنت در املاک گري گرگسون کار کردند ؟Tell to me if you please, has mademoiselle Sheila Webb or mademoiselle Nora Brent ever worked on the estate of Garry Gregson?
...بايد اينو بدوني که اون آدم‌ها برای ساختنِ اين .مجله، سخت کار کردندYou should know that those people worked really hard to build this magazine.
! سي سال در وزارت تامين اجتماعي کار کردمI worked for the Ministry of Public Works for 30 years!
قبلا چند دفعه اينجا کار کردم راحت ميتونيم بريم خونه هامونI worked it a couple times. We're home free. Come on.
من با اون کار کردمl worked with her.
تو همه زندگيم سخت کار کردمI`ve worked all my life and for what?
من قبلا با اون کار کردمI've worked with him before.
. واو ، تو تا دیروقت کار کردی- Wow. You worked late.
قبلا واسه کی کار کردی؟- Who you worked for?
رابین، تو اینجا واقعا زود کار کردیRobyn, you worked real fast here.
... من نمیذارم چیزی رو که براش سخت کار کردی رو ول کنیI won't let you throw away everything you worked so hard for.
...دارن هر جایی که زندگی و کار کردی رو ...زیرورو می‌کنن هر پرونده‌ای رو، هر هارد دیسکی رو .درست مثل یه مشت مورچه که ریختن سر جسد یه ملخThey're crawling over every place you've ever lived and worked every file, hard drive like ants on a grasshopper.
يکي از مشتريهام که ماساژشون ميدادم بهم گفت . استعداد خوبي توي بورس دارم و بايد اونجا کار کنمI had a massage client who worked there, and he said I had a knack for stocks.
فکر ميکردم اگه توي استاکس کار کنمI thought if I worked with stocks...
، قبل از اينکه رو تشريفات کار کنم . ميرم سر موضوع پارکBefore going to the service, I worked in a theme park.
ناراحت مي شويد اگر کمي بيشتر کار کنم؟Would it bother you if I worked a little longer?
... قبل از اينکه براي "شيلد" کار کنم، منBefore I worked for S.H.I.E.L.D... I, uh...
به این معنی نبود ...که توی یه فروشگاه یا توی نانوایی یا هرچیزه دیگه با هم کار کنیم ما شریک هم بودیمIt wasn't like we worked in a department store together... or a bakery shop or something.
‏وقتی داشت کار می‌کرد ‏اجازه نداشتم مزاحمش بشمI wasn't allowed to disturb him while he was working.
مادرم تو خريد خواربار صرفه جويي کرده بود و پدرم 1 ماه شب ها کار کرده بودMom had skimped on the groceries and my father had worked nights for a month.
جو تمام زندگيش کار کرده بود ولي هيچي نداشت و اون پول خيلي زياد بود خيلي زياد بودJoe had worked so hard all his life for nothing, and the money was so huge... it was so huge...
.من توي اتاق کپي کار خواهم کردI will work in the copy room.
.بايد از ميان بردارمش .آن وقت دوباره کار خواهد کردI must remove it... and then it will work again.
ما يک ويدئو داريم که نشون ميده اين دستگاه چگونه کار خواهد کردWe've got some video animation to show just how this Machine-- it is thought--will work.
آقاي کيلارون روي جزييات کار خواهند کرد !Mr. Killoran will work out the details. Thank you, gentlemen!
خفه شو و اين کار بکن واسه اين احمقها يه شو رديف کن تا يه پست بالاتر بهت بدمHow can we ever repay you, huh? How about you work my stick while I drive?
گفتم روش کار بکنI told you to try to work it out.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

صبر کردن
wait
فکر کردن
think
کوک کردن
tune
کون کردن
assfuck
کمک کردن
help

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'do':

None found.
Learning languages?