یاد گرفتن [yâd gereftán] (to learn) conjugation

Persian
50 examples

Conjugation of eiti

present
past
Stems
یاد گیر
yâd gir
learn
یاد گرفت
yâd gereft
learned
Participles
یاد گیرنده
yâd girandé
learning
یاد گرفته
yâd gerefté
learned
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
یاد می‌گیرم
yâd mí-giram
I learn
یاد می‌گیری
yâd mí-giri
you learn
یاد می‌گیرد
yâd mí-girad
he/she learns
یاد می‌گیریم
yâd mí-girim
we learn
یاد می‌گیرید
yâd mí-girid
you all learn
یاد می‌گیرند
yâd mí-girand
they learn
Present progressive tense
دارم یاد می‌گیرم
dấram yâd mí-giram
I am learning
داری یاد می‌گیری
dấri yâd mí-giri
you are learning
دارد یاد می‌گیرد
dấrad yâd mí-girad
he/she is learning
داریم یاد می‌گیریم
dấrim yâd mí-girim
we are learning
دارید یاد می‌گیرید
dấrid yâd mí-girid
you all are learning
دارند یاد می‌گیرند
dấrand yâd mí-girand
they are learning
Present perfect tense
یاد گرفته‌ایم
yâd gerefté-im
I have learned
یاد گرفته‌اید
yâd gerefté-id
you have learned
یاد گرفته‌اند
yâd gerefté-and
he/she has learned
یاد گرفته‌ام
yâd gerefté-am
we have learned
یاد گرفته‌ای
yâd gerefté-i
you all have learned
یاد گرفته است
yâd gerefté ast
they have learned
Past tense
یاد گرفتیم
yâd geréftim
I learned
یاد گرفتید
yâd geréftid
you learned
یاد گرفتند
yâd geréftand
he/she learned
یاد گرفتم
yâd geréftam
we learned
یاد گرفتی
yâd geréfti
you all learned
یاد گرفت
yâd gereft
they learned
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
یاد گیرم
yâd gíram
I learned
یاد گیری
yâd gíri
you learned
یاد گیرد
yâd gírad
he/she learned
یاد گیریم
yâd gírim
we learned
یاد گیرید
yâd gírid
you all learned
یاد گیرند
yâd gírand
they learned
Past imperfect tense
یاد می‌گرفتیم
yâd mí-gereftim
I used to learn
یاد می‌گرفتید
yâd mí-gereftid
you used to learn
یاد می‌گرفتند
yâd mí-gereftand
he/she used to learn
یاد می‌گرفتم
yâd mí-gereftam
we used to learn
یاد می‌گرفتی
yâd mí-gerefti
you all used to learn
یاد می‌گرفت
yâd mí-gereft
they used to learn
Past progressive tense
داشتیم یاد می‌گرفتیم
dấštim yâd mí-gereftim
I was learning
داشتید یاد می‌گرفتید
dấštid yâd mí-gereftid
you were learning
داشتند یاد می‌گرفتند
dấštand yâd mí-gereftand
he/she was learning
داشتم یاد می‌گرفتم
dấštam yâd mí-gereftam
we were learning
داشتی یاد می‌گرفتی
dấšti yâd mí-gerefti
you all were learning
داشت یاد می‌گرفت
dâšt yâd mí-gereft
they were learning
Pluperfect tense
یاد گرفته بودم
yâd gerefté búdam
I had learned
یاد گرفته بودی
yâd gerefté búdi
you had learned
یاد گرفته بود
yâd gerefté bud
he/she had learned
یاد گرفته بودیم
yâd gerefté búdim
we had learned
یاد گرفته بودید
yâd gerefté búdid
you all had learned
یاد گرفته بودند
yâd gerefté búdand
they had learned
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
یاد خواهم گرفت
yâd xâhám gereft
I will learn
یاد خواهی گرفت
yâd xâhí gereft
you will learn
یاد خواهد گرفت
yâd xâhád gereft
he/she will learn
یاد خواهیم گرفت
yâd xâhím gereft
we will learn
یاد خواهید گرفت
yâd xâhíd gereft
you all will learn
یاد خواهند گرفت
yâd xâhánd gereft
they will learn
Imperative mood
-
یاد بگیرید
yâd bégirid
you learn
-
-
یاد بگیر
yâd bégir
you all learn
-
Subjunctive present tense
یاد بگیرم
yâd bégiram
I have learned
یاد بگیری
yâd bégiri
you have learned
یاد بگیرد
yâd bégirad
he/she have learned
یاد بگیریم
yâd bégirim
we have learned
یاد بگیرید
yâd bégirid
you all have learned
یاد بگیرند
yâd bégirand
they have learned
Subjunctive past tense
یاد گرفته باشیم
yâd gerefté bấšim
I learn
یاد گرفته باشید
yâd gerefté bấšid
you learn
یاد گرفته باشند
yâd gerefté bấšand
he/she learn
یاد گرفته باشم
yâd gerefté bấšam
we learn
یاد گرفته باشی
yâd gerefté bấši
you all learn
یاد گرفته باشد
yâd gerefté bấšad
they learn

Examples of یاد گرفتن

Example in PersianTranslation in English
. بریم برقصیم . اونا این چیزا رو توی " مونترال " یاد گرفتنLet's go and dance.They learn that kind of thing in Montreal, you know.
بالاخره یاد گرفتنThey've learned.
میدونم که نمیخوای واسه یاد گرفتن تعویض چرخ منتظر بمونیYou don't want to wait to learn to fix it.
برای یاد گرفتن بازی، البتهTo learn the game, of course.
او درسشو یاد گرفت او به مدت 18 ماه ازش پیروی کرد تا اینکه یه شب او دستبند جونا رو برداشت و و صورتش رو زخم کردShe learned her lesson, was a good little follower for 18 months, then one night, she got Jonah alone and stabbed him in his face with a pentagram pendant, and vanished into the darkness.
برت می گه چیزای خیلی زیادی حتی از دیدن پاتریک جین می شه یاد گرفت... و همه ما هم همین کارو می کنیمBret says there's a lot to be learned from watching Patrick Jane, so... we all do.
کوبا از انسان ها فقط متنفر بودن رو یاد گرفتFrom humans Koba learned hate...
تمرینش دادم ، یادگیرنده ی کندی بود اما یاد گرفتI trained him. He was a slow learner, but he learned.
L زیادی از آن را یاد گرفت.I learned a lot from that.
...اگه فقط یه چیز باشه که یاد گرفته باشم هیچوقت اولین نفری نباش که . دستشو به یه ماده چسبناک میزنهIf there's one thing I've learned it's never to be the first to stick your hand in a viscous material.
.موندم از کجا این واژه رو یاد گرفتهWonder where he learned that word. - Ready?
مي‌دونی چیزی که از اون دوره سخت یاد گرفته باشی چیزی که باعث بشه اونا به راهشون ادامه بدن مهم نیست که چقدر اوضاع بد بشه؟You know, something you learned during your ordeal, something to keep them going no matter how bad it gets?
اگه فقط یه چیز رو توی تمام اون سالهایی که از اون بالا ...زمین رو نگاه میکردم یاد گرفته باشم .اینكه مردم اون چیزی نیستند كه بنظر میرسند...If there's one thing I've learned in all my years watching Earth, it's that people aren't what they may seem.
او 14 ، آنچه او یاد گرفته؟ -She is 14, what has she learned?
دارم پلونیز چوپَن تو گام ماژور رو یاد می‌گیرمI'm learning the Polonaise in A-flat, by Chopin.
،‏خیلی خیلی سریع یاد می‌گیرم ‏دوباره منو خواهید دیدI'm a very, very quick learner. You will be seeing me again.
خیلی چیزها دارم یاد می‌گیرمI am learning much.
خیلی خب، تا اینجا چی یاد گرفتیم؟Doctors who are cute. All right, what have we learned so far?
خب ما چی از برنامه امشب یاد گرفتیم؟So what have we learned from this evening's programme?
اینکه بعضی اردکا زنگوله دارن و بعضیاشونم ندارن و قتل یه کار خلاف اخلاق نیست و, از همه مهم تر, یاد گرفتیم چطوری به یه گابلین در مورد هوبگابلین بگیمThat some ducks have bells and some don't, that murder isn't morally wrong and, most importantly, we've learned how to tell a goblin from a hobgoblin.
همه ما در پایان هر دوره باید اماده بشیم و در مقابل هم قرار بگیریم تا به سرورمون ثابت بکنیم که چی یاد گرفتیمWe must all face one of the seasoned men, and demonstrate to the Dominus what we have learned.
فقط دارم میگم, شاید ما درسمون رو یاد گرفتیم که مرده هارو فرا بخونیمI'm just saying, maybe we learned our lesson about summoning dead people.
میتونم اعتماد کنم چیزی رو که امروز ...اینجا یاد گرفتید محرمانه نگه میدارید؟ ...Can I trust that you will keep what you've learned here today confidential?
یه بوکسور بودید یاد گرفتید با هواپیما پرواز کنیدYou were a boxer. You learned to fly a plane.
، شاید پدرت ، جو فینی ، دقیقا" یه کشیش نبود و شاید در آرامش زندگی میکرد . ولی من از اون ، درباره-ی مردها یاد گرفتمMaybe your father Joe Finney wasn't exactly a saint, may he rest in peace, but I learned about men from him.
، من یاد گرفتمI've learned
قانون نیستند چیزهایی هستند که از تجربه زندگی خودم یاد گرفتمNot rules. Things I've learned from my own life experience.
این چیزی بود که از گروسمان یاد گرفتم که این آدما برای کاری که انجام میدیم .احترام زیادی قائل نیستنThat's the one thing I learned from Grossman, is these guys don't have much respect for what we do.
.همان‌جایی که من آنها را یاد گرفتمThat's where i learned them.
. خیلی چیزا توی هندوچین یاد گرفتیYou've learned much in Indo-China
هرچی که یاد گرفتی، مرد هر چی اون یارو بهت یاد دادهWhatever you learned, man, whatever that guy taught you...
،اما وقتی اون مهارت رو یاد گرفتی ...هیچ کس حقیقت رو نمیدونه"But once you learned that skill, nobody knows the truth...
- چیه - امروز چیزی یاد گرفتی؟What have you learned today?
پس از کجا یاد گرفتی به این خوبی تیراندازی کنی..Then how come you learned how to shoot so good?
به روحانی اعظم فرمان دادم ...تا یک هدیه برای تو بسازه، پسرم اونم با استفاده از تمام چیزایی که از رازهای زندگی بعد از مرگ یاد گرفته بودیمI commanded the High Priest to create a gift to you, my son... using all we had learned of the mysteries of the afterlife.
# یکمی ترس # # ترس رو سریع یاد خواهی گرفت ## Do not be afraid, little one! You will learn fast to scare ... #
و این چیزیه که اون تو آشپزخونه‌ی من یاد خواهد گرفتAnd that is what he will learn in my kitchen.
یاد خواهد گرفت که چطوری با کلاس بپزهHe will learn how to cook with class.
. یاد بگیر که کار کنیTo learn to work.
. حالا از تجربه های خودت یاد بگیرNow you learn from your experiences then.
.برو بغل پنجره ی کلاس، گوش کن و یاد بگیرYou'd peep through the class window, listen and learn.
یه تفنگ واسه خودت دست و پا کن .و یاد بگیر چجوری ازش استفاده کنیGet yourself a gun and learn how to use it.
بعد یاد بگیر چطور از عشقت متنفر بشی بعد نفرتت رو برای دوست داشتنش فراموش کنThen, learn to hate your love. Then, forgive your hate for loving it.
...اگه فقط یه چیز باشه که یاد گرفته باشم هیچوقت اولین نفری نباش که . دستشو به یه ماده چسبناک میزنهIf there's one thing I've learned it's never to be the first to stick your hand in a viscous material.
اگه فقط یه چیز رو توی تمام اون سالهایی که از اون بالا ...زمین رو نگاه میکردم یاد گرفته باشم .اینكه مردم اون چیزی نیستند كه بنظر میرسند...If there's one thing I've learned in all my years watching Earth, it's that people aren't what they may seem.
اگه یه چیز از مایکلسون ها یاد گرفته باشم اینه که خودمو درگیر اختلافات خانوادگی نکنمIf there's one thing I've learned about you Mikaelsons, it's don't get in the middle of family feuding.
و میدونم که یه جورایی ناگهانیه اما اگه تا حالا چیزی یاد گرفته باشم اینه که زندگی خیلی کوتاهه و شادی خیلی زودگذرهAnd I know it seems sudden, but if I've learned anything, it's that life is too short and happiness is fleeting.
مي‌دونی چیزی که از اون دوره سخت یاد گرفته باشی چیزی که باعث بشه اونا به راهشون ادامه بدن مهم نیست که چقدر اوضاع بد بشه؟You know, something you learned during your ordeal, something to keep them going no matter how bad it gets?
.و امیدوارم درس‌ت رو یاد گرفته باشی، احمقAnd I hope you learned your lesson, bonehead.
شاید واقعاً امروز یه چیزی یاد گرفته باشیPerhaps you've actually learned something today.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

درد گرفتن
hurt

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'learn':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In