پیدا کردن [paydâ kardán] (to find) conjugation

Persian
77 examples

Conjugation of eiti

present
past
Stems
پیدا کن
paydâ kon
find
پیدا کرد
paydâ kard
found
Participles
پیدا کننده
paydâ konandé
finding
پیدا کرده
paydâ kardé
found
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
پیدا می‌کنم
paydâ mí-konam
I find
پیدا می‌کنی
paydâ mí-koni
you find
پیدا می‌کند
paydâ mí-konad
he/she finds
پیدا می‌کنیم
paydâ mí-konim
we find
پیدا می‌کنید
paydâ mí-konid
you all find
پیدا می‌کنند
paydâ mí-konand
they find
Present progressive tense
دارم پیدا می‌کنم
dấram paydâ mí-konam
I am finding
داری پیدا می‌کنی
dấri paydâ mí-koni
you are finding
دارد پیدا می‌کند
dấrad paydâ mí-konad
he/she is finding
داریم پیدا می‌کنیم
dấrim paydâ mí-konim
we are finding
دارید پیدا می‌کنید
dấrid paydâ mí-konid
you all are finding
دارند پیدا می‌کنند
dấrand paydâ mí-konand
they are finding
Present perfect tense
پیدا کرده‌ایم
paydâ kardé-im
I have found
پیدا کرده‌اید
paydâ kardé-id
you have found
پیدا کرده‌اند
paydâ kardé-and
he/she has found
پیدا کرده‌ام
paydâ kardé-am
we have found
پیدا کرده‌ای
paydâ kardé-i
you all have found
پیدا کرده است
paydâ kardé ast
they have found
Past tense
پیدا کردیم
paydâ kárdim
I found
پیدا کردید
paydâ kárdid
you found
پیدا کردند
paydâ kárdand
he/she found
پیدا کردم
paydâ kárdam
we found
پیدا کردی
paydâ kárdi
you all found
پیدا کرد
paydâ kard
they found
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
پیدا کنم
paydâ kónam
I found
پیدا کنی
paydâ kóni
you found
پیدا کند
paydâ kónad
he/she found
پیدا کنیم
paydâ kónim
we found
پیدا کنید
paydâ kónid
you all found
پیدا کنند
paydâ kónand
they found
Past imperfect tense
پیدا می‌کردیم
paydâ mí-kardim
I used to find
پیدا می‌کردید
paydâ mí-kardid
you used to find
پیدا می‌کردند
paydâ mí-kardand
he/she used to find
پیدا می‌کردم
paydâ mí-kardam
we used to find
پیدا می‌کردی
paydâ mí-kardi
you all used to find
پیدا می‌کرد
paydâ mí-kard
they used to find
Past progressive tense
داشتیم پیدا می‌کردیم
dấštim paydâ mí-kardim
I was finding
داشتید پیدا می‌کردید
dấštid paydâ mí-kardid
you were finding
داشتند پیدا می‌کردند
dấštand paydâ mí-kardand
he/she was finding
داشتم پیدا می‌کردم
dấštam paydâ mí-kardam
we were finding
داشتی پیدا می‌کردی
dấšti paydâ mí-kardi
you all were finding
داشت پیدا می‌کرد
dâšt paydâ mí-kard
they were finding
Pluperfect tense
پیدا کرده بودم
paydâ kardé búdam
I had found
پیدا کرده بودی
paydâ kardé búdi
you had found
پیدا کرده بود
paydâ kardé bud
he/she had found
پیدا کرده بودیم
paydâ kardé búdim
we had found
پیدا کرده بودید
paydâ kardé búdid
you all had found
پیدا کرده بودند
paydâ kardé búdand
they had found
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
پیدا خواهم کرد
paydâ xâhám kard
I will find
پیدا خواهی کرد
paydâ xâhí kard
you will find
پیدا خواهد کرد
paydâ xâhád kard
he/she will find
پیدا خواهیم کرد
paydâ xâhím kard
we will find
پیدا خواهید کرد
paydâ xâhíd kard
you all will find
پیدا خواهند کرد
paydâ xâhánd kard
they will find
Imperative mood
-
پیدا بکنید
paydâ békonid
you find
-
-
پیدا بکن
paydâ békon
you all find
-
Subjunctive present tense
پیدا بکنم
paydâ békonam
I have found
پیدا بکنی
paydâ békoni
you have found
پیدا بکند
paydâ békonad
he/she have found
پیدا بکنیم
paydâ békonim
we have found
پیدا بکنید
paydâ békonid
you all have found
پیدا بکنند
paydâ békonand
they have found
Subjunctive past tense
پیدا کرده باشیم
paydâ kardé bấšim
I find
پیدا کرده باشید
paydâ kardé bấšid
you find
پیدا کرده باشند
paydâ kardé bấšand
he/she find
پیدا کرده باشم
paydâ kardé bấšam
we find
پیدا کرده باشی
paydâ kardé bấši
you all find
پیدا کرده باشد
paydâ kardé bấšad
they find

Examples of پیدا کردن

Example in PersianTranslation in English
. برای پیدا کردن گرگ به مشکل نمیخوری ، عزیزمYou'll have no trouble finding wolves, honey.
- . من توی پیدا کردن مکانها ، کارم خوبه -- I'm good at finding places
اما شما باید به فکر پیدا کردن ... جایی برای خانم "جِین" باشید جایی که بتونن به خوبی ازش مراقبت کنن ...But you've got to make up your mind about finding somewhere for Ms. Jane where they can look after her properly.
، تنها راهش پیدا کردن یه قربانی دیگه-س . و یه نفر دیگه رو گناهکار نشون بدهHis only way out is to find another victim and then make someone else look guilty.
. اون از اعتماد جویس سود میبره . حالا تنها چیزی که میخواد پیدا کردن قاتلهHe's gained Joyce's trust. Now all he needs is to find her killer.
. فردا یه گاری پیدا کن و ادامه بدهTomorrow find an arba and go ahead.
برو و بقیه حیون ها رو پیدا کن و از سنگ آزادشون کنGo and find all the animals and release them from the stones
همیشه معنای عمیق تر رو پیدا کن در نامیدی بسی امید استAlways find the deeper meaning, the silver lining.
منی ، اون نمونه هارو پیدا کن - متوجه نمیشم - - Manny, find those samples.- Manny, find those samples.
تو اون دختره رو پیدا کن، پیدا کردن اون مار، با منYou find her. l'll find the snake.
شوهرم اونو پیدا کرد و آوردش خونه که با ما زندگی کنهMy husband found her and brought her home to live with us.
اون یه نقطه حساس از تورو که نمیدونستی پیدا کردHe found a sensitive spot you didn't know you had.
یه "ی" و یه "ن" هم پیدا کردHe also found an "M" and an "O. "
چطور می تونم به اندازه یه کافی از شما تشکرکنم دوشیزه وودهاس ، برای اینکه به من نشان دادین شادی واقعی را می شه در کجا پیدا کرد؟ .How can I ever thank you enough, Miss Woodhouse, for showing me where true joy was to be found?
اونم یه مدرسه دیگه واسم پیدا کردi told him the whole story,without hiding anything he found me another school.
، توماسینو "، گفت که بهت بگم " . یه اتاق برای کیف اسناد تو پیدا کردهThomasino said to tell you he found room for your briefcase in the bag.
ولی مستاجرش جواب نداده واسه همین رفته داخل و جسد رو پیدا کردهThe tenant didn't answer, so she went inside and found the body.
# دو روح مقدس اتحاد پیدا کرده اند% The sacred union two souls have found
‏"نیشی"‏، یادته یه دفعه یه سگ ولگرد پیدا کرده بودی؟Nishi, remember when we found a stray dog?
اما از آنجا که بیرحمی نسبت به حیواناتی که برای ،غذا پرورش می یابند کافی نبود ما راههایی برای استفاده از آنها :در تهیه لباس هایمان هم پیدا کرده ایمBut as though cruelty toward animals raised for food wasn't enough, we've also found ways of making use of them for all our clothes.
.ولی سان رو پیدا می‌کنم --پس سعی نکنBut I will find Sun, so stop trying to...
چون دزموند رو پیدا می‌کنمBecause I'm gonna find Desmond.
‏پس بذار بگردم یه کاری پیدا می‌کنمLet me look.. We'll find something.
...‏فقط... براشون ‏جای بهتری پیدا می‌کنمI'm just finding a better place for it.
.یه راهی پیدا می‌کنم تا باهات تماس بگیرمI'll find a way to contact you.
.و خوردش کرد .اونجا شیطان رو پیدا می‌کنیBroke it into pieces. That's where you'll find the devil.
.یه ورودی پیدا می‌کنیYou'll find an entrance.
چطور تو این همه شلوغی چیزی رو پیدا می‌کنی؟Wow. How do you find anything in this mess?
.گفتم همه‌ـشونو پیدا می‌کنی و میکُشیشونThat you would find them and kill them.
حالا غذا پیدا می‌کنی؟Now you're finding food?
تقصیر خودم بود - اون عوضی‌ها رو پیدا می‌کنیم و همه چیزو درست می‌کنیم -It's my own fault. We're gonna find these assholes and make this right.
.یه جای عالی واسَت پیدا می‌کنیمWe'll find the perfect spot for you.
یه متحد دیگه پیدا می‌کنیمWe will find another ally.
.و "هرکول" رو پیدا می‌کنیمAnd we will find Hercules.
.یه راه دیگه پیدا می‌کنیم، برادرWe'll find another way, Brother.
. اونو حدود یک کیلومتری اینجا پیدا کردیمWe found him over a mile from here.
اوه , به نظر می رسه که ما یک دوست پیدا کردیم.Oh, it seems we've found a friend.
ما اونو تو بزرگراه پیدا کردیم ، داشت پرسه میزدWe found him on the highWay Wandering around.
...سلام، ما این گربه رو الان پیدا کردیمWe just found this cat...
یک زن سفیدپوست بیست و چند ساله که داخل ماشینش مرده پیدا کردیمWe have a white female, early 20s, found in vehicle.
می بینم اون زن سیاه پوست رو پیدا کردیدI see you found that colored woman.
شما فیلم 43 رو پیدا کردیدYou have found Movie 43.
و ما واقعا خوشحالیم که تو و جاش .همدیگه رو پیدا کردیدAnd we're delighted you and Josh have found each other.
و شما کاردینال ممکنه این یادگاری جعلی رو پس بفرستی؟ به گنجینه اشیای جعلی که شما پیدا کردیدAnd you, Cardinal, may consign this piece of pretend relic to the trove of forgeries from which you found it.
تا الان چی پیدا کردید؟What have you found so far?
اونو توی یه اتاق هتل پیدا کردند با .. ...مردی که اون قبلا هیچوقت ندیده بودشThey found her in some hotel room with a man that she'd never even seen before.
. دیدی و لونی لیپس هم همدیگر را پیدا کردندAnd Deedee and Loony Lips found each other.
هشت طومار اول رو اونجا پیدا کردندThey found the first eight scrolls there.
خب، قربان... بعضی از افراد ما یه تشابهاتی بین اون و یه افسانه قدیمی پیدا کردندWell, sir, some of our agents have found some similarities to an old legend.
این یه شوک کلی بود وقتی بدن رو پیدا کردندIt was a total shock when they found the body.
، امبرویس ، من چاقو رو پیدا کردم . امبرویس ، ما اشتباه میکردیم ، گوش کن"Ambroise ! I found my knife ! Ambroise, we were wrong...
یه چیزی پیدا کردم..I just found out something.
چرا که من جزئیات رو جذاب تر پیدا کردم .Why, I found the details most appealing.
یه آمریکایی مرده پیدا کردمI found a dead American.
. فکر میکنی چیه سادات . امروز کاغذهام رو مرتب میکردم که اینو پیدا کردمGuess what, Saodat, today I sorted out my papers and found this.
من مطمئنم که تو سرگرمی های دیگه ای پیدا کردی.I'm sure you found other amusements.
تبریک میگم، فکر کنم کوتاه ترین بحث دنیا رو پیدا کردیCongratulations! I think you found the world's thinnest argument.
تو قبلا یکیشو پیدا کردیYou found one already.
تو اینو از همین اطراف پیدا کردی؟You just found it lying around?
بهم گفت وقتی اینو بهت بدم که اون چیز رو پیدا کردی که انقدر برات ارزش داره که همه چیزت رو به خاطرش بدیHe told me to give it to you when you found something that you value so much to give up everything else.
تونستم آدرس اون موبایلو پیدا کنمI found the address that matches that cell phone number.
که چارلز دیکنز میخواست نشون بده اگر من کسی رو پیدا کنم که سرمایه جدیدی وارد کنه چی؟What if I found someone to invest new equity capital?
.دنبالشم رو پیدا کنم، و موفق هم شدمI'm looking for, and I found it.
. ولی پیش از اینکه من تورو پیدا کنم ، تو از اون خبر داشتیBut you knew about her before I found you.
باورم نمیشه، تو در اصل تونستی ! یه روش استفاده کاربردی از هندسه رو پیدا کنیYou've actually found a practical use for geometry!
و ما احساسات تو رو به هیچ عنوان ...کوچک نمیشماریم ولی همه موافقت کردیم .که اگه تو یک گروه دیگه پیدا کنی بهتر باشهAnyway, not to minimize your feelings in any way at all, but we all agreed it might be best if you found another group.
نه اینکه اگر تو یه سلاحی پیدا کنی که بشه اونو کشتNot if you found a weapon that could kill him.
- میتونستی یه راهی پیدا کنی- You could've found a way.
.کاشکی می تونستیم یه نگهدار بچه برای مگی پیدا کنیمI wish we could have found a sitter for Maggie.
ما سعی میکنیم برای اون سوالات جواب پیدا کنیم اینکه چرا بيهوش توي اسکله پيدا شديد؟We'll try to get some answers to all those questions, like why were you found unconscious on the dock?
.دوستم پشت ساختمون یه دونه پیدا کرده .سعی داشتیم براش یه خونه پیدا کنیم می‌دونی، عکسش رو گذاشتیم تو ...فیسبوکMy friend found one behind her building... and we were trying to find it a home... we put it on Facebook, but nobody claimed it yet, so...
بدون ساعت پدرم .نمیتونستیم اینو پیدا کنیمWe wouldn't have found that without my father's watch.
آره، ولی بیشتر ازش بعنوان یه میدون نبرد بین نیروهای ترانسفورمر و تاندرکت برای تصاحب سوتینی که توی جنگل پیدا کرده بودم استفاده میکردمYes, but I mostly used it as a battlefield in an ongoing war between the Transformers and the ThunderCats for control of a bra I had found in the woods.
BlLL هارلن: L'D inklings شنیده که موسسه تپه های سیاه پسران چیزی پیدا کرده بود.I'd heard inklings that the Black Hills Institute boys had found something.
‏"ژان لا بت" زن دیگه ای پیدا خواهد کردJean La Bete will find another woman!
.شما اینجا در امنیت کامل هستید - .برادرم منو پیدا خواهد کرد --You're safe here. -My brother will find me.
امریکا شمارو پیدا خواهد کرد و ما شما رو به دست عدالت خواهیم سپردAmerica will find you and we will bring you to justice.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

Not found
We have none.

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'find':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In