منتشر کردن [montasher kardán] (to publish) conjugation

Persian
19 examples

Conjugation of eiti

present
past
Stems
منتشر کن
montasher kon
publish
منتشر کرد
montasher kard
published
Participles
منتشر کننده
montasher konandé
publishing
منتشر کرده
montasher kardé
published
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
منتشر می‌کنم
montasher mí-konam
I publish
منتشر می‌کنی
montasher mí-koni
you publish
منتشر می‌کند
montasher mí-konad
he/she publishes
منتشر می‌کنیم
montasher mí-konim
we publish
منتشر می‌کنید
montasher mí-konid
you all publish
منتشر می‌کنند
montasher mí-konand
they publish
Present progressive tense
دارم منتشر می‌کنم
dấram montasher mí-konam
I am publishing
داری منتشر می‌کنی
dấri montasher mí-koni
you are publishing
دارد منتشر می‌کند
dấrad montasher mí-konad
he/she is publishing
داریم منتشر می‌کنیم
dấrim montasher mí-konim
we are publishing
دارید منتشر می‌کنید
dấrid montasher mí-konid
you all are publishing
دارند منتشر می‌کنند
dấrand montasher mí-konand
they are publishing
Present perfect tense
منتشر کرده‌ایم
montasher kardé-im
I have published
منتشر کرده‌اید
montasher kardé-id
you have published
منتشر کرده‌اند
montasher kardé-and
he/she has published
منتشر کرده‌ام
montasher kardé-am
we have published
منتشر کرده‌ای
montasher kardé-i
you all have published
منتشر کرده است
montasher kardé ast
they have published
Past tense
منتشر کردیم
montasher kárdim
I published
منتشر کردید
montasher kárdid
you published
منتشر کردند
montasher kárdand
he/she published
منتشر کردم
montasher kárdam
we published
منتشر کردی
montasher kárdi
you all published
منتشر کرد
montasher kard
they published
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
منتشر کنم
montasher kónam
I published
منتشر کنی
montasher kóni
you published
منتشر کند
montasher kónad
he/she published
منتشر کنیم
montasher kónim
we published
منتشر کنید
montasher kónid
you all published
منتشر کنند
montasher kónand
they published
Past imperfect tense
منتشر می‌کردیم
montasher mí-kardim
I used to publish
منتشر می‌کردید
montasher mí-kardid
you used to publish
منتشر می‌کردند
montasher mí-kardand
he/she used to publish
منتشر می‌کردم
montasher mí-kardam
we used to publish
منتشر می‌کردی
montasher mí-kardi
you all used to publish
منتشر می‌کرد
montasher mí-kard
they used to publish
Past progressive tense
داشتیم منتشر می‌کردیم
dấštim montasher mí-kardim
I was publishing
داشتید منتشر می‌کردید
dấštid montasher mí-kardid
you were publishing
داشتند منتشر می‌کردند
dấštand montasher mí-kardand
he/she was publishing
داشتم منتشر می‌کردم
dấštam montasher mí-kardam
we were publishing
داشتی منتشر می‌کردی
dấšti montasher mí-kardi
you all were publishing
داشت منتشر می‌کرد
dâšt montasher mí-kard
they were publishing
Pluperfect tense
منتشر کرده بودم
montasher kardé búdam
I had published
منتشر کرده بودی
montasher kardé búdi
you had published
منتشر کرده بود
montasher kardé bud
he/she had published
منتشر کرده بودیم
montasher kardé búdim
we had published
منتشر کرده بودید
montasher kardé búdid
you all had published
منتشر کرده بودند
montasher kardé búdand
they had published
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
منتشر خواهم کرد
montasher xâhám kard
I will publish
منتشر خواهی کرد
montasher xâhí kard
you will publish
منتشر خواهد کرد
montasher xâhád kard
he/she will publish
منتشر خواهیم کرد
montasher xâhím kard
we will publish
منتشر خواهید کرد
montasher xâhíd kard
you all will publish
منتشر خواهند کرد
montasher xâhánd kard
they will publish
Imperative mood
-
منتشر بکنید
montasher békonid
you publish
-
-
منتشر بکن
montasher békon
you all publish
-
Subjunctive present tense
منتشر بکنم
montasher békonam
I have published
منتشر بکنی
montasher békoni
you have published
منتشر بکند
montasher békonad
he/she have published
منتشر بکنیم
montasher békonim
we have published
منتشر بکنید
montasher békonid
you all have published
منتشر بکنند
montasher békonand
they have published
Subjunctive past tense
منتشر کرده باشیم
montasher kardé bấšim
I publish
منتشر کرده باشید
montasher kardé bấšid
you publish
منتشر کرده باشند
montasher kardé bấšand
he/she publish
منتشر کرده باشم
montasher kardé bấšam
we publish
منتشر کرده باشی
montasher kardé bấši
you all publish
منتشر کرده باشد
montasher kardé bấšad
they publish

Examples of منتشر کردن

Example in PersianTranslation in English
بررسي پزشکي مجله‌ي "لنست"ـه يه پژوهش که توي فرانسه انجام شد رو منتشر کردن ثابت ميکنه که زيدوودين به تنهايي اونقدر سمي‌ـه که خيلي‌ها نميتونن تحملش کننThis is The Lancet medical review, and they published this study that was conducted in France and it proves that AZT alone is too toxic for most to tolerate, and has no lasting effect on HIV blood levels.
لطفا حکم رو منتشر کنPlease publish the verdict.
تو این تحقیق رو منتشر کن و من هم قول میدم که یافته هام رو در معرض دیدِ همه قرار میدمYou publish this story, and I promise you, I will publish my findings.
اکويانا کتابي از خاطرات بردگيش منتشر کردEquiano published his account of his years as a slave.
اون کتاب داستاناي خودش روخودش منتشر کردHey, he self-published this comic book last month.
سه سال قبل، يه دانشمند روسي مقاله‌اي در مورد استفاده تسليحاتي از رآکتورهاي گداخت هسته‌اي منتشر کردThree years ago, a Russian scientist published a paper on weaponized fusion reactions.
کنیان" کتابی به نام" ...پیشگویی‌های خرس نقره‌ای رو منتشر کردKenyon published a book entitled "The Silver Bear Prophecies,"
مطالبي که لارا استاتن هفته‌ي پيش منتشر کرد فقط يه بخش از اطلاعاتي بوده که به سرقت رفتهThe stuff Laura Sutton published last week was only part of what was hacked out of Berlin Station.
. با توانايي و صلاحيت فوق العاده بالا . دوتا کتاب هم منتشر کردهHighly credentialed. She's published a couple of books.
آره، هر کدومشون از دانشگاههای معتبر مدرک و امتیاز داشتن و همه شون یه چیزایی منتشر کرده بودن و موهاشون هم کاملا شونه شده بودYes, everyone had these Ivy league degrees, and they'd all been published and their hair was clearly combable.
چيزي منتشر کرده؟Is he published?
با سي.آي.اي براي دور زدن قوانين شهروندي اشاره ميکنه مهمان ما خانميست که ...اين مدرک رو منتشر کردهOur guest is the woman who published the document--
،در ماه اوت 1884 ،کانتور نامه‌ای به دوست و همکارش می‌نویسد ،آخرین مردی که هنوز کارهای او را منتشر می‌کندIn August of 1884, he writes a letter, to his friend and colleague, the last man who still publishes his work.
يادته پارسال يه مقاله اي رو درمورد رسوبات منتشر کردم ؟ . از اون مقاله خوششون اومده - خوب ، کيه که از اون مقاله بدش بياد ؟Remember that paper I had published last year on sediment flow rate?
خوب، هرچیزی هر تحقیقی، کاری که منتشر کردیWell, anything. Any published work.
...و وقتی این مقاله رو منتشر کردی که الان من به سختی از عنوانش سردرمیارم، چند سالت بود؟And how old were you when you published this paper that has a title that I can barely understand?
بنابراين من ميتونم با کاغذ ها مشغول بشم و سعي کنم که اونها رو منتشر کنم يا ميتونم از زماني که برام باقي مونده استفاده کنم تا درسهايي که بايد تو يه سال بهت بدم رو تو شش ماه آموزش بدمSo I can fight to write papers and try to get them published, or I can use the time I have left to try to teach you a year's worth of medicine in six months.
....اونها پرونده ها رو نگه مي دارند و مي دونند که هر وقت دلشون بخواد مي تونند اونها رو منتشر کنند و اينطوري سکوت برقرار ميشه ، مي فهمي ؟They know they can be published at any moment... so they keep quiet, see?
همونجور که خانم جانسون گفتند ما چیزهایی رو که به دست بیاریم رو منتشر خواهیم کرد و اجازه میدیم که واقعیت ها خودشون صحبت کنندAs Mrs. Johnson says, we will publish what we find and let the facts speak for themselves.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

Not found
We have none.

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'publish':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In