فروختن [foruxtán] (to sell) conjugation

Persian
65 examples

Conjugation of eiti

present
past
Stems
فروش
foruš
sell
فروخت
foruxt
sold
Participles
فروشنده
forušandé
selling
فروخته
foruxté
sold
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
می‌فروشم
mí-forušam
I sell
می‌فروشی
mí-foruši
you sell
می‌فروشد
mí-forušad
he/she sells
می‌فروشیم
mí-forušim
we sell
می‌فروشید
mí-forušid
you all sell
می‌فروشند
mí-forušand
they sell
Present progressive tense
دارم می‌فروشم
dấram mí-forušam
I am selling
داری می‌فروشی
dấri mí-foruši
you are selling
دارد می‌فروشد
dấrad mí-forušad
he/she is selling
داریم می‌فروشیم
dấrim mí-forušim
we are selling
دارید می‌فروشید
dấrid mí-forušid
you all are selling
دارند می‌فروشند
dấrand mí-forušand
they are selling
Present perfect tense
فروخته‌ایم
foruxté-im
I have sold
فروخته‌اید
foruxté-id
you have sold
فروخته‌اند
foruxté-and
he/she has sold
فروخته‌ام
foruxté-am
we have sold
فروخته‌ای
foruxté-i
you all have sold
فروخته است
foruxté ast
they have sold
Past tense
فروختیم
foruxtim
I sold
فروختید
foruxtid
you sold
فروختند
foruxtand
he/she sold
فروختم
foruxtam
we sold
فروختی
foruxti
you all sold
فروخت
foruxt
they sold
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
فروشم
forušam
I sold
فروشی
foruši
you sold
فروشد
forušad
he/she sold
فروشیم
forušim
we sold
فروشید
forušid
you all sold
فروشند
forušand
they sold
Past imperfect tense
می‌فروختیم
mí-foruxtim
I used to sell
می‌فروختید
mí-foruxtid
you used to sell
می‌فروختند
mí-foruxtand
he/she used to sell
می‌فروختم
mí-foruxtam
we used to sell
می‌فروختی
mí-foruxti
you all used to sell
می‌فروخت
mí-foruxt
they used to sell
Past progressive tense
داشتیم می‌فروختیم
dấštim mí-foruxtim
I was selling
داشتید می‌فروختید
dấštid mí-foruxtid
you were selling
داشتند می‌فروختند
dấštand mí-foruxtand
he/she was selling
داشتم می‌فروختم
dấštam mí-foruxtam
we were selling
داشتی می‌فروختی
dấšti mí-foruxti
you all were selling
داشت می‌فروخت
dâšt mí-foruxt
they were selling
Pluperfect tense
فروخته بودم
foruxté búdam
I had sold
فروخته بودی
foruxté búdi
you had sold
فروخته بود
foruxté bud
he/she had sold
فروخته بودیم
foruxté búdim
we had sold
فروخته بودید
foruxté búdid
you all had sold
فروخته بودند
foruxté búdand
they had sold
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
خواهم فروخت
xâhám foruxt
I will sell
خواهی فروخت
xâhí foruxt
you will sell
خواهد فروخت
xâhád foruxt
he/she will sell
خواهیم فروخت
xâhím foruxt
we will sell
خواهید فروخت
xâhíd foruxt
you all will sell
خواهند فروخت
xâhánd foruxt
they will sell
Imperative mood
-
بفروشید
béforušid
you sell
-
-
بفروش
béforuš
you all sell
-
Subjunctive present tense
بفروشم
béforušam
I have sold
بفروشی
béforuši
you have sold
بفروشد
béforušad
he/she have sold
بفروشیم
béforušim
we have sold
بفروشید
béforušid
you all have sold
بفروشند
béforušand
they have sold
Subjunctive past tense
فروخته باشیم
foruxté bấšim
I sell
فروخته باشید
foruxté bấšid
you sell
فروخته باشند
foruxté bấšand
he/she sell
فروخته باشم
foruxté bấšam
we sell
فروخته باشی
foruxté bấši
you all sell
فروخته باشد
foruxté bấšad
they sell

Examples of فروختن

Example in PersianTranslation in English
اونها مي فروختن به دشمنانمونThey're selling it to our enemy. So?
...توکِمون ميگه اون شهردارِ جديده .و حتي شروع به فروختن ابريشم کرده .کارِِ "تازِمون" ديگه تمومهTokuemon says he's the new mayor, and he even started selling silk.
از فروختن ِ چشمش به آمريکايي ها ثروتمند شدهHe got rich selling one of his eyes to an American.
فروختن يه برده در هنگام تاديبش بر خلاف موازين اجتماعي ماستIt's against our social order to sell a slave during his punishment
کاري که کلارنس ميخواد بکنه فروختن تمامش استWhat Clarence wants to do is to sell it.
...پرنده براي او فقط به منزله يک مجسمه لعاب کاري شده سياه بود ...اما وقتي که من پيشنهادي به او دادم، مخالفت او در فروشIt was only a black enameled figure to him but his contrariness kept him from selling it to me when I made him an offer.
- من آدمارو خرید و فروش نمی کنم --l don't buy or sell human beings.
برگردم به اون داستاني كه ممكنه فروش بره يا نه؟Back to a story that may sell and very possibly will not?
، من خوشم نمیاد . از فروش زمین خوشم نمیادI don't like it. I don't like selling the land.
اون الهامات زنانه ممكن است كه باعث فروش مجلات بشهThat feminine intuition stuff sells magazines
من بهت مي گم اون فرمول جديد گاز رو به بيشترين پيشنهاد فروختI'll tell you. That new gas formula, he sold it to the highest bidder.
. اولریکو بهم فروختUlrico sold it to me.
. خُب سرایدار گفت که اون هفته-ی پیش آپارتمانش رو اجاره داد . و دیروز ماشینش رو فروختWell, the doorman told me she subleased her apartment last week and yesterday she sold her car.
هر چه زودتر ترتيب اين يارو رو بده پالي بودکه پدر رو فروختTake care of that son-of-a-bitch. PauIie sold out the old man.
هري چند لحظه پيش با ما صحبت کرد... .و تو رو مثل خيار فروخت- Look, schmuck Harry spoke to us a little while ago and he sold your ass down the river.
خريداري يا فروشنده ؟ ـ فروشنده ؟Well, are you buying or selling?
...رييس کارتل توي مافياي روسيه فروشنده مواد،اسلحه و بانفوذ بين .بسياري از آدماي نابابHe heads a cartel in the Russian Mafia selling drugs, guns and influence to very unpleasant people.
اگه ما ميبرديم بازم فروشنده اين بليطا بودي؟- Would you be selling these tickets if we were winning?
ولي فقط چون رابي مجرم فروشنده مواده . دليل نميشه که مستحقه هر روز تا ده سال گاييده از خواب بيدار شهBut just because Robbie was guilty of selling dope doesn't mean he deserves to get raped up the ass every day for ten years.
من يه فروشنده پرفروشم، بوث، هر جا بخوام مي رمI'm a best-selling author, Booth; I get in anywhere.
کين ، 4 سال بحران را مي گذراند يازده روزنامه کين ادغام شد اما بيشتر آنها فروخته يا تعطيل شدEleven Kane papers merged, more sold, scrapped.
تو این کافه روادید های زیادی فروخته شده اما ما می دونیم که تو هیچکدومشون رو نفروختیThere are many exit visas sold in this café... ...butwe know that you've never sold one.
ديگه از نوشتن فيلمنامه الکي دست کشيدم - بهت ميگم نصفش فروخته شده -- I've given up writing on spec. - But this is half sold.
به نظر ميرسه اصلا فروخته نشدهIt seemed like it wasn't sold.
فروخته نشده،ضايع شدهNot sold! Lost!
آگاهی اجتماعی – من یک کتاب فروش هستم و کتاب می‌فروشمSocietally Conscious - I'm a bookseller, i sell books,
‏این ویدیو خاص رو هزار دلار می‌فروشمI'm selling this particular piece for $1,000.
من دارم دستگاهِ دودزا، کاغذ پخش کن و قاشقک ـم رو می‌فروشمI'm selling my smoke machine, glitter cannon, and castanets.
،و وقتی اونجا مستقر شدیم .خونه‌ای که اینجا دارم رو می‌فروشمAnd once we get set up there, I'm selling the house here.
خطری نداره که علاج‌هاتو اینجا می‌فروشی ؟Is it not a risk, selling your remedies here?
... قدیما وقتی که شکر می گرفتیم می فروختیم امپم و کاسوترا کیکهایwe sold ampan and kasutera cakes.
... به عنوان سنگهای شکر گذاری به قیمت 10 دولار فروختیم ... " و کلی پول برای خیریه جمع آوری کردیم خیلی ازت متشکرم ...he said, "we've sold over a thousand rocks at $10 a piece as gratitude rocks, and we raised all this money for charity, thank you very much".
. خونه رو فروختیمSo we sold the house.
همه بلیطارو فروختیمIt means we sold too many seats.
‏ماشین رو فروختیم، دینوWe sold the car, Dino.
.گاور و عمو بيلي براي جنگ اوراق قرضه مي فروختندGower and Uncle Billy sold war bonds.
اين پير مرد و پدرو مادرت در اين مدت هر چيز با ارزشي را که داشتند فروختندYour grandpa, like your mom and dad, has already sold off everything of value.
.ایشون فیلمشون رو به"اخبار امروز"فروختندMr Karp sold his film to 'News Today' magazine this morning...
و بعنوان نمونه تشريحي در سراسر اروپا فروختندAnd then they sold them as medical cadavers all over Europe.
درک ميکني صندليتو داري به همون قيمتي ميفروشي که اونا روت بينوا رو فروختندYou realize you're selling your seats for exactly the same price they sold Babe Ruth for.
خب ، اينجا رو فروختم -- Well, I sold out.
من پول لازم داشتم , بنابراین کاغذ هامو به اون فروختم.I needed money, so I sold your papers to him.
.من 500 تا ویسکوزا رو به قیمت 840 فروختم .500تا فیات رو هم 120I sold 500 Viscosa at 840.
چیزی که فروختم بالا رفته- Not great. What I sold rose today.
اون رو هفت دينار فروختم به مرد جووني که قبل از شماها اومد اينجاHe's inside looking at it now. Sorry, my friend, my wife has sold it for seven.
.گوشواره ات رو فروختی .قضیه غذای گرمکنYou sold your earring. The lunch-box episode.
تو آینده‌ی مکینتاش رو فروختی نه چیزی که الان هستYou sold the future of the Macintosh.
.من رو فروختیYou sold me out.
! تو منو فروختیYou sold me out!
...‏خب حس بهتری نداشتی اگه ‏این چیزا رو به آدم پولدارا می‌فروختی، اونایی که از دست دادن این همه پول ‏براشون مهم نباشه؟Wouldn't you feel better, if you sold that stuffs to rich people, who can like afford to lose alot of money?
.با قيمت اروزن 30 دلار مي فروشمFor the low price of 30 bucks, sold.
كلي از نسخه‌هاش رو توي كتاب فروشي هاروارد مي‌فروشمAnd sold dozens of copies at the Harvard bookstore.
خواهش ميکنم من قرن‌هاست دارم به افرادِ مقدس گناه مي‌فروشمPlease... I've sold sin to saints for centuries.
بعد، اون سهام‌ها رو می‌فروشیم به دوستامونWe set the initial price, then sold those shares back to our friends.
ماموران مون در دفاتر ما در کل کشور مشغول شناسايي تمامي فروشگاه هايي هستند .که اين کت ها رو مي فروشندAgents in our offices across the country are identifying every store in the United States that sold this overcoat.
یهودیها قرنهاست که یادگاری های مسیح رو می فروشندJews have sold Christians dud relics for centuries.
من رو یاد "کروکودیل" می‌ندازه که اون زمانا می‌فروختیمReminds me of the Crocodillo we used to sell back in the day.
من گلدان آبي رو فروخته بودمBut I had sold the blue vase!
LT بسیار روشن بود که او فکر او فسیلی در زمان فروخته بود.It was very clear that he thought he had sold the fossil at the time.
بگو که سعی نکردی اونو بهم بفروش اُلگا ها.. ؟Say, you're not trying to sell him to me, are you, Olga?
‏ - پس اون پیانوی لعنتی رو بفروش ‏- Well, sell that damn thing!
اينکه به مشتري يه ماشين نفروش بهش پنج تا ماشين در طول پونزده سال بفروشDon't sell a guy one car. Sell him five cars over 15 years.
گفتم به 50 که رسيد بفروش برهI said sell when it hits 50!
نگفتم که به من بفروشI didn't say "sell me."
.من نميخوام که به تو چيزي فروخته باشم .اما اين ميراث توئه، اين کتابI don't want to sell you on anything, but this is your legacy, this book.

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

Not found
We have none.

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'sell':

None found.
Learning languages?