خواندن [xândán] (to read) conjugation

Persian
45 examples
This verb can also mean the following: sing, recite

Conjugation of eiti

present
past
Stems
خوان
xân
read
خواند
xând
read
Participles
خواننده
xânandé
reading
خوانده
xândé
read
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
می‌خوانم
mí-xânam
I read
می‌خوانی
mí-xâni
you read
می‌خواند
mí-xânad
he/she reads
می‌خوانیم
mí-xânim
we read
می‌خوانید
mí-xânid
you all read
می‌خوانند
mí-xânand
they read
Present progressive tense
دارم می‌خوانم
dấram mí-xânam
I am reading
داری می‌خوانی
dấri mí-xâni
you are reading
دارد می‌خواند
dấrad mí-xânad
he/she is reading
داریم می‌خوانیم
dấrim mí-xânim
we are reading
دارید می‌خوانید
dấrid mí-xânid
you all are reading
دارند می‌خوانند
dấrand mí-xânand
they are reading
Present perfect tense
خوانده‌ایم
xândé-im
I have read
خوانده‌اید
xândé-id
you have read
خوانده‌اند
xândé-and
he/she has read
خوانده‌ام
xândé-am
we have read
خوانده‌ای
xândé-i
you all have read
خوانده است
xândé ast
they have read
Past tense
خواندیم
xấndim
I read
خواندید
xấndid
you read
خواندند
xấndand
he/she read
خواندم
xấndam
we read
خواندی
xấndi
you all read
خواند
xând
they read
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
خوانم
xấnam
I read
خوانی
xấni
you read
خواند
xấnad
he/she read
خوانیم
xấnim
we read
خوانید
xấnid
you all read
خوانند
xấnand
they read
Past imperfect tense
می‌خواندیم
mí-xândim
I used to read
می‌خواندید
mí-xândid
you used to read
می‌خواندند
mí-xândand
he/she used to read
می‌خواندم
mí-xândam
we used to read
می‌خواندی
mí-xândi
you all used to read
می‌خواند
mí-xând
they used to read
Past progressive tense
داشتیم می‌خواندیم
dấštim mí-xândim
I was reading
داشتید می‌خواندید
dấštid mí-xândid
you were reading
داشتند می‌خواندند
dấštand mí-xândand
he/she was reading
داشتم می‌خواندم
dấštam mí-xândam
we were reading
داشتی می‌خواندی
dấšti mí-xândi
you all were reading
داشت می‌خواند
dâšt mí-xând
they were reading
Pluperfect tense
خوانده بودم
xândé búdam
I had read
خوانده بودی
xândé búdi
you had read
خوانده بود
xândé bud
he/she had read
خوانده بودیم
xândé búdim
we had read
خوانده بودید
xândé búdid
you all had read
خوانده بودند
xândé búdand
they had read
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
خواهم خواند
xâhám xând
I will read
خواهی خواند
xâhí xând
you will read
خواهد خواند
xâhád xând
he/she will read
خواهیم خواند
xâhím xând
we will read
خواهید خواند
xâhíd xând
you all will read
خواهند خواند
xâhánd xând
they will read
Imperative mood
-
بخوانید
béxânid
you read
-
-
بخوان
béxân
you all read
-
Subjunctive present tense
بخوانم
béxânam
I have read
بخوانی
béxâni
you have read
بخواند
béxânad
he/she have read
بخوانیم
béxânim
we have read
بخوانید
béxânid
you all have read
بخوانند
béxânand
they have read
Subjunctive past tense
خوانده باشیم
xândé bấšim
I read
خوانده باشید
xândé bấšid
you read
خوانده باشند
xândé bấšand
he/she read
خوانده باشم
xândé bấšam
we read
خوانده باشی
xândé bấši
you all read
خوانده باشد
xândé bấšad
they read

Examples of خواندن

Example in PersianTranslation in English
.خواندن نميدانمI can't read.
اجازه بدید شما رو به عقب برگردونم , آقایان , نه به جاهایی که وکیل عمومی براتون خواندن.Let me take you back, gentlemen, not to the passages that the public attorney has read for you.
اول در بخش توزيع نامه ها كار مي كردم و حالا در قسمت خواندن فيلمنامهI got a job in the mail room, and now I'm a reader.
محمد نه خواندن بلده و نه نوشتنMuhammad can neither write nor read
هر اسيري که بتونه به 10 مسلمان خواندن ياد بده آزاد ميشهAny prisoner who can teach 10 Muslims to read will go free
آقاي بريدي آزادند که هر چي مي خوان بخونن طولاني، کوتاه يا هر چي توي چادر در شاتاکوا يا کمپين سياسيMr. Brady is free to read any remarks, long, short, or otherwise, in a Chautauqua tent or a political campaign, but our business in Hillsboro is completed.
اين همه آدم دارن امشب در سرتاسر دنيا مي ميرند اما همه مي خوان فردا در مورد کندي بخونندPeople are dying all over the world tonight but all anyone will want to read about tomorrow is Kennedy.
رئيس زندان مي خوان بدونن که آماده ايد؟The Warden wants to know whether you're ready yet?
اگه اونا يه جنگ مي خوان .ما براشون آماده خواهيم بودIf it's a fight they want, we'll be ready for them.
وايسا، فکر مي کني اونا مي خوان بيان به صداي ثبت فيش گوش بدن وقتي که تو داري اون شعراي چرتو پرتتو مي خونيPlease, like they want to go listen to a bunch of Phish records while you read your lame-ass poetry.
- بله , براي خانم کتاب مي خواند -- He is reading to madam.
اصلا نمي شود خطش را خواندHis handwriting is impossible to read.
و من بهش پيشنهاد دادم رمان جنگل رو بخونه اون گفت خواهد خواندAnd I recommended he read The Romance of the Forest, and he said he would.
من يک بازيگر رو ميشناختم که اينطور فيلمنامه رو مي خواندI knew an actor who used to read a script basically this way:
اون با چيزهايي كه آقاي جانسون خواند آشنايي داشت؟- Are you familiar with that which Mr. Johnson reads?
...و به ياد آورد که در هنگ کنگ ...مطلبي خوانده بود که خانم اُشونسي و جاکوباي با هم ديده شده بودند...He read of its arrival in the papers and remembered he had heard in Hong Kong that Jacoby and Miss O'Shaughnessy were seen together....
.گناهاني كه خوانده مي‌شوند و آشكار مي‌گردندThe sins revealed as they are read.
اما من تمام اين افسانه ها را خوانده ام و شنيده امl've read and heard all the fairy tales.
نامه اي که براي دکتر نوشته بودي و در آن به من خنديده بودي را خوانده امl read the letter you sent to the doctor.
تموم اون کوني ها فيلم هاي قابل نگاه نکردني رو ميسازن که بر اساس کتاب هاي خوانده نشده است مکس عصباني ، اين فيلمه.All they make are unwatchable movies from unreadable books. Mad Max, that's a movie.
آيا تمام رهبران قبايل آفريقا واقعاً صفحه "نبرد من" را مي خواندند ،که در آن، به نقل از نويسنده‌اش هيتلر آنها را نيمچه ميمون خطاب مي کند؟Did all the African tribal leaders really read the page of Mein Kampf where Hitler calls them half-monkeys as the author of the text puts it?
...در قطار من در روزنامه تايمز خواندم که کارگاه چارليوس مورد سرقت مسلحانه قرار گرفته و او به قتل رسيده است...On the train I read in the Times, that Charilaos's establishment had been burglarized and him murdered.
دلم داشت به هم مي خورد با آن شامپاين شيرين و خزعبلاتي که مي خواندم آن ملغمه مغشوش ملودراماتيکI was feeling a little sick at my stomach... what with that sweet champagne and that tripe I'd been reading-- that silly hodgepodge of melodramatic plots.
گزارش رويدادهايت را راجع به عمليات جنگيت خواندمI've been reading in your commentaries about your campaigns in Gaul. How does my writing compare with Catullus?
بله، من اونو خواندم، اون در سال 1945 بودYes, I read that. That was in 1945.
اين من بودم که نامه هايت را برايش مي خواندمI read your letters out loud.
چيزي که اکنون در چشم کودکان ژاپني مي خوانم .کنجکاوي است انگار که آنها براي درک مرگ يک حيوان .سعي داشتند از ميان آن تيغه نگاه کنندWhat I read right now in the eyes of Japanese children is curiosity, as if they were trying to see through the partition to understand an animal's death."
...اگه برم دانشگاه ...اون چيزي که ميخوام رو مي خوانم .و به اون چيزي که مي خوام گوش ميدم...If I go to university, I'm going to read what I want and listen to what I want, and I'm going to look at paintings and watch French films and I'm going to talk to people who know lots about lots.
بسيار خب. من ايميل تئودور توامبلي را مي خوانمOkay, I will read e-mail for Theodore Twombly.
من همه‌ی حقه‌های ذهن خوانی و احضار روح رو بلدم ولی هیچ نقصی یا حرکت مشکوکی ندیدمI know pretty much every mind-reading and séance trick there is, but I couldn't find a flaw or spot a single suspicious move and...
همون دختری که ذهن خوانی میکنه و این حرف ها؟Now, is this the girl that can read minds and such?
یعنی اگه ...جهان غیب وجود داشته باشه ،آخرت ارتباط با ارواح ذهن‌خوانی یا پیش‌بینی آیندهI mean, if there's an unseen world, an afterlife, souls to contact, mind reading, foretelling the future...
مساله‌ی فروریختن و دوباره ترکیب شدن اکتوپلاسم نیست مثل حقه‌های ارتباط با ارواح و ذهن‌خوانی توI don't really dematerialize and reassemble my ectoplasm any more than you contact spirits or read minds.
پروتئینی متخصص، نمونه‌خوانی ‌می‌کند تا مطمئن شود تنها حروف درست پذیرفته شده‌اندA specialized protein proofreads to make sure that only the right letters are accepted so that the DNA is accurately copied.
نه خوانند گان عزيز بازيگر مورد علاقه ما به منزلش نمي رفته او گفت که به ملاقات دوستي مي رود؟No, dear readers, the actress has not been taken ill, but said she was visiting a friend.
،شايد فقط در خيابان کتاب مي خوانند ،يا شايد تنها تظاهر به خواندن مي کنند ...اين زرد پوستانPerhaps they only read in the street, or perhaps they're just pretending to read, these yellow men.
شرم آور است خانواده ات اين روزنامه را مي خوانند؟What a shame. Does your family read this paper?
اون اگه ایمیل هاتونو خوانده بود همه چی رو می فهمیدIf she had read the e-mails she would have understood everything.
....اگه ایمیل ها رو خوانده بودIf she had read them...
ناظر جلسه, اتهامات را خواهند خواند,‏ متهم لطفاً برخيزندThe bailiff will read the counts. Will the defendant please rise?
نه , لطفا نامه را بخوانNo, please read me the letter.
اگه اونا بخوان تو این صلح زندگی کنند اونا باید واسه هر پاکت سیگار به ما باج بده و واسه همه کالاهای قاچاق که در حال حاضر وجود داره و اونای که قراره وارد شدهIf they want to live in peace, they'll have to pay us a tax for every pack of cigarettes, and for all kinds of smuggle, those that already exist and those who are to be invented.
اونا حاضرن روده هاي خودشونو بخورن .و چند ثانيه مهلت بخوانThey are ready to eat their own guts and ask for seconds.
هر وقت بخوان، کار رو شروع کنيمPlease also tell him that I'm ready to cut to the chase whenever he is.
- ! بخوان -- Keep reading!

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

خواستن
want

Similar but longer

خوراندن
feed

Other Persian verbs with the meaning similar to 'read':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In