حرف زدن [harf zadán] (to talk) conjugation

Persian
57 examples
This verb can also mean the following: speak

Conjugation of eiti

present
past
Stems
حرف زن
harf zan
talk
حرف زد
harf zad
talked
Participles
حرف زننده
harf zanandé
talking
حرف زده
harf zadé
talked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Present imperfect tense
حرف می‌زنم
harf mí-zanam
I talk
حرف می‌زنی
harf mí-zani
you talk
حرف می‌زند
harf mí-zanad
he/she talks
حرف می‌زنیم
harf mí-zanim
we talk
حرف می‌زنید
harf mí-zanid
you all talk
حرف می‌زنند
harf mí-zanand
they talk
Present progressive tense
دارم حرف می‌زنم
dấram harf mí-zanam
I am talking
داری حرف می‌زنی
dấri harf mí-zani
you are talking
دارد حرف می‌زند
dấrad harf mí-zanad
he/she is talking
داریم حرف می‌زنیم
dấrim harf mí-zanim
we are talking
دارید حرف می‌زنید
dấrid harf mí-zanid
you all are talking
دارند حرف می‌زنند
dấrand harf mí-zanand
they are talking
Present perfect tense
حرف زده‌ایم
harf zadé-im
I have talked
حرف زده‌اید
harf zadé-id
you have talked
حرف زده‌اند
harf zadé-and
he/she has talked
حرف زده‌ام
harf zadé-am
we have talked
حرف زده‌ای
harf zadé-i
you all have talked
حرف زده است
harf zadé ast
they have talked
Past tense
حرف زدیم
harf zádim
I talked
حرف زدید
harf zádid
you talked
حرف زدند
harf zádand
he/she talked
حرف زدم
harf zádam
we talked
حرف زدی
harf zádi
you all talked
حرف زد
harf zad
they talked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Past aorist tense
حرف زنم
harf zánam
I talked
حرف زنی
harf záni
you talked
حرف زند
harf zánad
he/she talked
حرف زنیم
harf zánim
we talked
حرف زنید
harf zánid
you all talked
حرف زنند
harf zánand
they talked
Past imperfect tense
حرف می‌زدیم
harf mí-zadim
I used to talk
حرف می‌زدید
harf mí-zadid
you used to talk
حرف می‌زدند
harf mí-zadand
he/she used to talk
حرف می‌زدم
harf mí-zadam
we used to talk
حرف می‌زدی
harf mí-zadi
you all used to talk
حرف می‌زد
harf mí-zad
they used to talk
Past progressive tense
داشتیم حرف می‌زدیم
dấštim harf mí-zadim
I was talking
داشتید حرف می‌زدید
dấštid harf mí-zadid
you were talking
داشتند حرف می‌زدند
dấštand harf mí-zadand
he/she was talking
داشتم حرف می‌زدم
dấštam harf mí-zadam
we were talking
داشتی حرف می‌زدی
dấšti harf mí-zadi
you all were talking
داشت حرف می‌زد
dâšt harf mí-zad
they were talking
Pluperfect tense
حرف زده بودم
harf zadé búdam
I had talked
حرف زده بودی
harf zadé búdi
you had talked
حرف زده بود
harf zadé bud
he/she had talked
حرف زده بودیم
harf zadé búdim
we had talked
حرف زده بودید
harf zadé búdid
you all had talked
حرف زده بودند
harf zadé búdand
they had talked
من/man
تو/tó
او/u
ما/mā
شما/šomā
آنها/ānhā
Future tense
حرف خواهم زد
harf xâhám zad
I will talk
حرف خواهی زد
harf xâhí zad
you will talk
حرف خواهد زد
harf xâhád zad
he/she will talk
حرف خواهیم زد
harf xâhím zad
we will talk
حرف خواهید زد
harf xâhíd zad
you all will talk
حرف خواهند زد
harf xâhánd zad
they will talk
Imperative mood
-
حرف بزنید
harf bézanid
you talk
-
-
حرف بزن
harf bézan
you all talk
-
Subjunctive present tense
حرف بزنم
harf bézanam
I have talked
حرف بزنی
harf bézani
you have talked
حرف بزند
harf bézanad
he/she have talked
حرف بزنیم
harf bézanim
we have talked
حرف بزنید
harf bézanid
you all have talked
حرف بزنند
harf bézanand
they have talked
Subjunctive past tense
حرف زده باشیم
harf zadé bấšim
I talk
حرف زده باشید
harf zadé bấšid
you talk
حرف زده باشند
harf zadé bấšand
he/she talk
حرف زده باشم
harf zadé bấšam
we talk
حرف زده باشی
harf zadé bấši
you all talk
حرف زده باشد
harf zadé bấšad
they talk

Examples of حرف زدن

Example in PersianTranslation in English
به زودی خودم میفهمم که بخاطر کم حرف زدن من باهاش بوده که فلاهرتی داره با جو کار میکنه یا نهI'll soon find out if Flaherty's been working on Joe after I have a little talk with him.
حالا آماده حرف زدن هستی جو.. ؟Are you ready to talk now, Joe?
اون معمولاً وقت نامناسبي رو براي حرف زدن انتخاب ميکنه و حرف هاي چرت و پرتي ميگهHe generally picks the wrong time to talk and says the wrong things.
من مردي هستم که حرف زدن با مردي که دوست داره حرف بزنه رو دوست دارمI'm a man who likes talking to a man who likes to talk.
احتمالا نتوني به این حس برسی اگه اينجا بموني و همينطوري به حرف زدن ادامه بديYou're not likely to know if you stay here talking much longer.
...ميدوني اگه يک نفر اونجوري که شنيدم باهام حرف ميزد ...طوري که مادرت باهات حرف زدYou know, if anyone ever talked to me the way I heard... the way she spoke to you...
کمپ زندان شماره 2 توي درانيستا اون با ما حرف زدPrison camp number 2 at Dranitsa. He talked to us.
بعد به تو در ژنو تلفن کرد و يک ساعت با تو حرف زدThen he called Geneva and talked to you for an hour.
بعد از اينکه حرف زد بايد فورا از شرش خلاص بشيمAfter he's talked, we must get rid of him immediately.
اون همه روز رو درباره پدرش حرف زدHe talked about him all day today.
تمام روز از خودم حرف زده ام و تو گوش کرده اي چقدر برايت ملال انگيز بودهl've talked and you've listened to me. How boring for you.
اُه،اون با تو هم حرف زده،ها؟Oh, he talked to you too, huh?
- ... ما قبلا دربارش حرف زده بوديم- This what we talked about...
.نه، ما دربارش حرف زده بوديمNo, we talked about that!
تو بايد با اين غريبه حرف زده باشيYou and this stranger must have talked.
می‌تونم بهت نشون بدم درباره چی حرف می‌زنم .یا می‌تونی از ماشین بری بیرونI can either show you what I'm talking about, or you can get out of the car.
.من باهاش حرف می‌زنم .من او مرد رو می‌شناسمI'm gonna talk to him.
‏در مورد آدمای معمولی حرف می‌زنمI'm talking about normal people.
‏ - الان دارم بلندتر از حالت معمولی حرف می‌زنم؟Am I talking louder than I usually talk right now?
باهاشون حرف می‌زنمI'll talk to them.
آدام اسمیت باید تجدید نظر کنه - راجع به چی داری حرف می‌زنی؟Adam Smith needs revision. What are you talking about?
.اصلا نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنیI have no idea what you're talking about.
.سعید، یادت نره با کی حرف می‌زنی .من می‌دونم تو جنگ چه کار کردیSayid, don't forget who you're talking to. I know what you did in the war.
درباره چی حرف می‌زنی؟What are you talking about?
.متاسفم. نمی‌دونم درباره چی حرف می‌زنیI'm sorry. I don't know what you're talking about.
ما داریم راجع به کتاب حرف می‌زنیمWe're talking about books.
ما از شاد بودن حرف می‌زنیمWe're talking about being happy.
هروقت فهمیدی چرا اون جوجه‌ای که روی مبل نشسته ،حلقۀ ازدواج تو توی دستشه با هم حرف می‌زنیمFigure out that chick who's sitting on my sofa wearing your wedding ring, and then we'll talk.
.بعداً در این مورد حرف می‌زنیمWe'll talk about that later. We're going this way.
‏در مورد چه مدل ماشینی حرف می‌زنیم؟What kind of car are we talking about?
‏درباره‌ی چی حرف می‌زنید؟What y'all talking about?
در مورد چی حرف می‌زنید؟ ماست؟What are you guys talking about?
، چه خاطراتی دخترا داشتن . تقریبا" از زمانیکه درموردش حرف زدیمWhat a memory that girl's got. Almost a year since we talked about it.
در مورد چیزهایی که دیشب ...راجع بهشون حرف زدیمEverything we talked about last night.
ما تا ساعت 2 حرف زدیم بعد از ظهر فوق العاده ای بودWe talked till 2. It was this perfect evening.
ما دو ساعت و نیم باهم حرف زدیم سلیقه هامون تو لباس یکی بودWe talked for two and a half hours. We have the same taste in clothes.
...اُه، خدا، نه. "ایثِن" قبلا در این باره حرف زدیمOh, God, no. Ethan, that's what we talked about...
.اونا باهام تجملي حرف زدند !They talked fancy to me.
همينطور خبر داره که دو تا اسير گرفتين .که در مورد خيلي چيزها حرف زدندHe also knows you picked up two prisoners who talked.
من همان شب خودم با اون حرف زدم، اما نتونستم کاري کنمI talked to him myself that very night, but I could do nothing with him.
آخرين آدمي که باهاش حرف زدم، قبل از اينکه .همه اين اتفاق ها بيفته، مارتيني بودThe last man I talked to before all this stuff started happening to me was Martini.
ولي من با سرمهندس حرف زدمBut I talked to the engineer.
بعد با خودش و خواهرش حرف زدم و قراري گذاشتيم که ديگه تفنگي نداشته باشه, تا زماني که به سن قانوني ميرسهThen I talked to him and his sister, and it was agreed by all of us that he wouldn't have another gun until he was of age.
من با مادرم حرف زدم و اون گفت،بلانچ چند سالشه؟I talked to my mother about you and she said, "How old is Blanche?"
خب با بابات حرف زدی؟So you talked to your dad?
تا حالا با کسی هم حرف زدی؟Have you even talked to anybody yet?
.نزدیک هوگو نشید ،در مورد هر چیزی که باهاش حرف زدی یه چیزی به من میگه کهWhatever it is you talked him into, something tells me you don't have his best interests at heart.
با زویی در اینباره حرف زدی؟Have you talked to Zoey about this?
با تایلر حرف زدی ؟You talked to Tyler?
، ما حرف زده بودیم . نه بطور جدیWe had talked... Not seriously...
...اگه دوباره رفته بودی سمت این مواد .می تونستی زنگ بزنی. می تونستی با من حرف بزنی...If you were anywhere near this kind of thing again, you could have called, you could have talked to me.
- هی، موضوع چیه؟ نباید اینجوری حرف بزنی درست و حسابی حرف بزن- That's no way to talk.
بيا داخل و بشين و راحت باش و حرف بزنLet's come in and sit down and be comfortable and talk.
برو خونه و در اين مورد .با زنت حرف بزنYou go on home and talk about it to your wife.
هري، يه دقيقه با يوستاس حرف بزن باشه؟Harry, talk to Eustace for a minute, will you?
بهش فكر نكن، همين‌طور حرف بزنKeep away. Keep talking.
واسه چي بايد باهاش حرف زده باشم؟- Why the hell would I talk to her?

More Persian verbs

Related

Not found
We have none.

Similar

Not found
We have none.

Similar but longer

Not found
We have none.

Other Persian verbs with the meaning similar to 'talk':

None found.
Learning languages?

Receive top verbs, tips and our newsletter free!

Languages Interested In