یاد گرفتن (yâd gereftán) conjugation

Conjugate یاد گرفتن (yâd gereftán) - learn

Stems

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
یاد گیرyâd gir learn
past
یاد گرفتyâd gereft learned

Participles

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
یاد گیرندهyâd girandé learning
past
یاد گرفتهyâd gerefté learned

Present imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
یاد می‌گیریمyâd mí-girim I learn
تو/tó
یاد می‌گیریدyâd mí-girid you learn
او/u
یاد می‌گیرندyâd mí-girand he/she learns
ما/mā
یاد می‌گیرمyâd mí-giram we learn
شما/šomā
یاد می‌گیریyâd mí-giri you all learn
آنها/ānhā
یاد می‌گیردyâd mí-girad they learn

Present progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داریم یاد می‌گیریمdấrim yâd mí-girim I am learning
تو/tó
دارید یاد می‌گیریدdấrid yâd mí-girid you are learning
او/u
دارند یاد می‌گیرندdấrand yâd mí-girand he/she is learning
ما/mā
دارم یاد می‌گیرمdấram yâd mí-giram we are learning
شما/šomā
داری یاد می‌گیریdấri yâd mí-giri you all are learning
آنها/ānhā
دارد یاد می‌گیردdấrad yâd mí-girad they are learning

Present perfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
یاد گرفته‌امyâd gerefté-am I have learned
تو/tó
یاد گرفته‌ایyâd gerefté-i you have learned
او/u
یاد گرفته استyâd gerefté ast he/she has learned
ما/mā
یاد گرفته‌ایمyâd gerefté-im we have learned
شما/šomā
یاد گرفته‌ایدyâd gerefté-id you all have learned
آنها/ānhā
یاد گرفته‌اندyâd gerefté-and they have learned

Past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
یاد گرفتمyâd geréftam I learned
تو/tó
یاد گرفتیyâd geréfti you learned
او/u
یاد گرفتyâd gereft he/she learned
ما/mā
یاد گرفتیمyâd geréftim we learned
شما/šomā
یاد گرفتیدyâd geréftid you all learned
آنها/ānhā
یاد گرفتندyâd geréftand they learned

Past aorist tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
یاد گیریمyâd gírim I learned
تو/tó
یاد گیریدyâd gírid you learned
او/u
یاد گیرندyâd gírand he/she learned
ما/mā
یاد گیرمyâd gíram we learned
شما/šomā
یاد گیریyâd gíri you all learned
آنها/ānhā
یاد گیردyâd gírad they learned

Past imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
یاد می‌گرفتمyâd mí-gereftam I used to learn
تو/tó
یاد می‌گرفتیyâd mí-gerefti you used to learn
او/u
یاد می‌گرفتyâd mí-gereft he/she used to learn
ما/mā
یاد می‌گرفتیمyâd mí-gereftim we used to learn
شما/šomā
یاد می‌گرفتیدyâd mí-gereftid you all used to learn
آنها/ānhā
یاد می‌گرفتندyâd mí-gereftand they used to learn

Past progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داشتم یاد می‌گرفتمdấštam yâd mí-gereftam I was learning
تو/tó
داشتی یاد می‌گرفتیdấšti yâd mí-gerefti you were learning
او/u
داشت یاد می‌گرفتdâšt yâd mí-gereft he/she was learning
ما/mā
داشتیم یاد می‌گرفتیمdấštim yâd mí-gereftim we were learning
شما/šomā
داشتید یاد می‌گرفتیدdấštid yâd mí-gereftid you all were learning
آنها/ānhā
داشتند یاد می‌گرفتندdấštand yâd mí-gereftand they were learning

Pluperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
یاد گرفته بودیمyâd gerefté búdim I had learned
تو/tó
یاد گرفته بودیدyâd gerefté búdid you had learned
او/u
یاد گرفته بودندyâd gerefté búdand he/she had learned
ما/mā
یاد گرفته بودمyâd gerefté búdam we had learned
شما/šomā
یاد گرفته بودیyâd gerefté búdi you all had learned
آنها/ānhā
یاد گرفته بودyâd gerefté bud they had learned

Future tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
یاد خواهیم گرفتyâd xâhím gereft I will learn
تو/tó
یاد خواهید گرفتyâd xâhíd gereft you will learn
او/u
یاد خواهند گرفتyâd xâhánd gereft he/she will learn
ما/mā
یاد خواهم گرفتyâd xâhám gereft we will learn
شما/šomā
یاد خواهی گرفتyâd xâhí gereft you all will learn
آنها/ānhā
یاد خواهد گرفتyâd xâhád gereft they will learn

Imperative mood

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
تو/tó
یاد بگیریدyâd bégirid learn!
شما/šomā
یاد بگیرyâd bégir learn!

Subjunctive present tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
یاد بگیریمyâd bégirim I have learned
تو/tó
یاد بگیریدyâd bégirid you have learned
او/u
یاد بگیرندyâd bégirand he/she have learned
ما/mā
یاد بگیرمyâd bégiram we have learned
شما/šomā
یاد بگیریyâd bégiri you all have learned
آنها/ānhā
یاد بگیردyâd bégirad they have learned

Subjunctive past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
یاد گرفته باشمyâd gerefté bấšam I learn
تو/tó
یاد گرفته باشیyâd gerefté bấši you learn
او/u
یاد گرفته باشدyâd gerefté bấšad he/she learn
ما/mā
یاد گرفته باشیمyâd gerefté bấšim we learn
شما/šomā
یاد گرفته باشیدyâd gerefté bấšid you all learn
آنها/ānhā
یاد گرفته باشندyâd gerefté bấšand they learn

Feedback: Noticed a mistake? Have a suggestion?

Have you noticed a mistake or a bug here somewhere on this page? Have ideas how we can improve our content? Submit a request for us and we will do our best to take your feedback into account!

Usage information for یاد گرفتن

There is no additional usage information for the verb یاد گرفتن.

Examples of یاد گرفتن

Example in PersianTranslation in EnglishFm.
. بریم برقصیم . اونا این چیزا رو توی " مونترال " یاد گرفتنLet's go and dance.They learn that kind of thing in Montreal, you know.
بالاخره یاد گرفتنThey've learned.
میدونم که نمیخوای واسه یاد گرفتن تعویض چرخ منتظر بمونیYou don't want to wait to learn to fix it.
برای یاد گرفتن بازی، البتهTo learn the game, of course.
او درسشو یاد گرفت او به مدت 18 ماه ازش پیروی کرد تا اینکه یه شب او دستبند جونا رو برداشت و و صورتش رو زخم کردShe learned her lesson, was a good little follower for 18 months, then one night, she got Jonah alone and stabbed him in his face with a pentagram pendant, and vanished into the darkness.
برت می گه چیزای خیلی زیادی حتی از دیدن پاتریک جین می شه یاد گرفت... و همه ما هم همین کارو می کنیمBret says there's a lot to be learned from watching Patrick Jane, so... we all do.
کوبا از انسان ها فقط متنفر بودن رو یاد گرفتFrom humans Koba learned hate...
تمرینش دادم ، یادگیرنده ی کندی بود اما یاد گرفتI trained him. He was a slow learner, but he learned.
L زیادی از آن را یاد گرفت.I learned a lot from that.
...اگه فقط یه چیز باشه که یاد گرفته باشم هیچوقت اولین نفری نباش که . دستشو به یه ماده چسبناک میزنهIf there's one thing I've learned it's never to be the first to stick your hand in a viscous material.
.موندم از کجا این واژه رو یاد گرفتهWonder where he learned that word. - Ready?
مي‌دونی چیزی که از اون دوره سخت یاد گرفته باشی چیزی که باعث بشه اونا به راهشون ادامه بدن مهم نیست که چقدر اوضاع بد بشه؟You know, something you learned during your ordeal, something to keep them going no matter how bad it gets?
اگه فقط یه چیز رو توی تمام اون سالهایی که از اون بالا ...زمین رو نگاه میکردم یاد گرفته باشم .اینكه مردم اون چیزی نیستند كه بنظر میرسند...If there's one thing I've learned in all my years watching Earth, it's that people aren't what they may seem.
او 14 ، آنچه او یاد گرفته؟ -She is 14, what has she learned?
دارم پلونیز چوپَن تو گام ماژور رو یاد می‌گیرمI'm learning the Polonaise in A-flat, by Chopin.
،‏خیلی خیلی سریع یاد می‌گیرم ‏دوباره منو خواهید دیدI'm a very, very quick learner. You will be seeing me again.
خیلی چیزها دارم یاد می‌گیرمI am learning much.
، شاید پدرت ، جو فینی ، دقیقا" یه کشیش نبود و شاید در آرامش زندگی میکرد . ولی من از اون ، درباره-ی مردها یاد گرفتمMaybe your father Joe Finney wasn't exactly a saint, may he rest in peace, but I learned about men from him.
، من یاد گرفتمI've learned
قانون نیستند چیزهایی هستند که از تجربه زندگی خودم یاد گرفتمNot rules. Things I've learned from my own life experience.
این چیزی بود که از گروسمان یاد گرفتم که این آدما برای کاری که انجام میدیم .احترام زیادی قائل نیستنThat's the one thing I learned from Grossman, is these guys don't have much respect for what we do.
.همان‌جایی که من آنها را یاد گرفتمThat's where i learned them.
. خیلی چیزا توی هندوچین یاد گرفتیYou've learned much in Indo-China
هرچی که یاد گرفتی، مرد هر چی اون یارو بهت یاد دادهWhatever you learned, man, whatever that guy taught you...
،اما وقتی اون مهارت رو یاد گرفتی ...هیچ کس حقیقت رو نمیدونه"But once you learned that skill, nobody knows the truth...
- چیه - امروز چیزی یاد گرفتی؟What have you learned today?
پس از کجا یاد گرفتی به این خوبی تیراندازی کنی..Then how come you learned how to shoot so good?
خیلی خب، تا اینجا چی یاد گرفتیم؟Doctors who are cute. All right, what have we learned so far?
خب ما چی از برنامه امشب یاد گرفتیم؟So what have we learned from this evening's programme?
اینکه بعضی اردکا زنگوله دارن و بعضیاشونم ندارن و قتل یه کار خلاف اخلاق نیست و, از همه مهم تر, یاد گرفتیم چطوری به یه گابلین در مورد هوبگابلین بگیمThat some ducks have bells and some don't, that murder isn't morally wrong and, most importantly, we've learned how to tell a goblin from a hobgoblin.
همه ما در پایان هر دوره باید اماده بشیم و در مقابل هم قرار بگیریم تا به سرورمون ثابت بکنیم که چی یاد گرفتیمWe must all face one of the seasoned men, and demonstrate to the Dominus what we have learned.
فقط دارم میگم, شاید ما درسمون رو یاد گرفتیم که مرده هارو فرا بخونیمI'm just saying, maybe we learned our lesson about summoning dead people.
میتونم اعتماد کنم چیزی رو که امروز ...اینجا یاد گرفتید محرمانه نگه میدارید؟ ...Can I trust that you will keep what you've learned here today confidential?
یه بوکسور بودید یاد گرفتید با هواپیما پرواز کنیدYou were a boxer. You learned to fly a plane.
به روحانی اعظم فرمان دادم ...تا یک هدیه برای تو بسازه، پسرم اونم با استفاده از تمام چیزایی که از رازهای زندگی بعد از مرگ یاد گرفته بودیمI commanded the High Priest to create a gift to you, my son... using all we had learned of the mysteries of the afterlife.
# یکمی ترس # # ترس رو سریع یاد خواهی گرفت ## Do not be afraid, little one! You will learn fast to scare ... #
و این چیزیه که اون تو آشپزخونه‌ی من یاد خواهد گرفتAnd that is what he will learn in my kitchen.
یاد خواهد گرفت که چطوری با کلاس بپزهHe will learn how to cook with class.
. یاد بگیر که کار کنیTo learn to work.
. حالا از تجربه های خودت یاد بگیرNow you learn from your experiences then.
.برو بغل پنجره ی کلاس، گوش کن و یاد بگیرYou'd peep through the class window, listen and learn.
یه تفنگ واسه خودت دست و پا کن .و یاد بگیر چجوری ازش استفاده کنیGet yourself a gun and learn how to use it.
بعد یاد بگیر چطور از عشقت متنفر بشی بعد نفرتت رو برای دوست داشتنش فراموش کنThen, learn to hate your love. Then, forgive your hate for loving it.
...اگه فقط یه چیز باشه که یاد گرفته باشم هیچوقت اولین نفری نباش که . دستشو به یه ماده چسبناک میزنهIf there's one thing I've learned it's never to be the first to stick your hand in a viscous material.
اگه فقط یه چیز رو توی تمام اون سالهایی که از اون بالا ...زمین رو نگاه میکردم یاد گرفته باشم .اینكه مردم اون چیزی نیستند كه بنظر میرسند...If there's one thing I've learned in all my years watching Earth, it's that people aren't what they may seem.
اگه یه چیز از مایکلسون ها یاد گرفته باشم اینه که خودمو درگیر اختلافات خانوادگی نکنمIf there's one thing I've learned about you Mikaelsons, it's don't get in the middle of family feuding.
و میدونم که یه جورایی ناگهانیه اما اگه تا حالا چیزی یاد گرفته باشم اینه که زندگی خیلی کوتاهه و شادی خیلی زودگذرهAnd I know it seems sudden, but if I've learned anything, it's that life is too short and happiness is fleeting.
مي‌دونی چیزی که از اون دوره سخت یاد گرفته باشی چیزی که باعث بشه اونا به راهشون ادامه بدن مهم نیست که چقدر اوضاع بد بشه؟You know, something you learned during your ordeal, something to keep them going no matter how bad it gets?
.و امیدوارم درس‌ت رو یاد گرفته باشی، احمقAnd I hope you learned your lesson, bonehead.
شاید واقعاً امروز یه چیزی یاد گرفته باشیPerhaps you've actually learned something today.

Questions and answers about یاد گرفتن conjugation

Still don't understand something? Ask and receive a reply!

Ask us a question about this word and get it replied to here. Questions are answered by experienced language speakers.

Ask question about یاد گرفتن
Work in progress

Help us become the best conjugation resource. Find out more.

Play conjugation game!

Practice language skills with real sentences in our free game. Try now!

Tip: CTRL + M for navigation!

You can access a quick navigation menu with the shortcut 'CTRL + M'.

Learn languages with our Interlinear books!

Check out our new product - novel subtitled books in many languages to get reading practice!

Try out

Receive most useful verbs, tips and other info free!

Select the language(s) you're interested in

Similar verbs

VerbTranslation
Same length:
درد گرفتنhurt