کمک کردن (komák kardán) conjugation

Conjugate کمک کردن (komák kardán) - help

Stems

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
کمک کنkomák kon help
past
کمک کردkomák kard helped

Participles

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
کمک کنندهkomák konandé helping
past
کمک کردهkomák kardé helped

Present imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
کمک می‌کنیمkomák mí-konim I help
تو/tó
کمک می‌کنیدkomák mí-konid you help
او/u
کمک می‌کنندkomák mí-konand he/she helps
ما/mā
کمک می‌کنمkomák mí-konam we help
شما/šomā
کمک می‌کنیkomák mí-koni you all help
آنها/ānhā
کمک می‌کندkomák mí-konad they help

Present progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داریم کمک می‌کنیمdấrim komák mí-konim I am helping
تو/tó
دارید کمک می‌کنیدdấrid komák mí-konid you are helping
او/u
دارند کمک می‌کنندdấrand komák mí-konand he/she is helping
ما/mā
دارم کمک می‌کنمdấram komák mí-konam we are helping
شما/šomā
داری کمک می‌کنیdấri komák mí-koni you all are helping
آنها/ānhā
دارد کمک می‌کندdấrad komák mí-konad they are helping

Present perfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
کمک کرده‌امkomák kardé-am I have helped
تو/tó
کمک کرده‌ایkomák kardé-i you have helped
او/u
کمک کرده استkomák kardé ast he/she has helped
ما/mā
کمک کرده‌ایمkomák kardé-im we have helped
شما/šomā
کمک کرده‌ایدkomák kardé-id you all have helped
آنها/ānhā
کمک کرده‌اندkomák kardé-and they have helped

Past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
کمک کردمkomák kárdam I helped
تو/tó
کمک کردیkomák kárdi you helped
او/u
کمک کردkomák kard he/she helped
ما/mā
کمک کردیمkomák kárdim we helped
شما/šomā
کمک کردیدkomák kárdid you all helped
آنها/ānhā
کمک کردندkomák kárdand they helped

Past aorist tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
کمک کنیمkomák kónim I helped
تو/tó
کمک کنیدkomák kónid you helped
او/u
کمک کنندkomák kónand he/she helped
ما/mā
کمک کنمkomák kónam we helped
شما/šomā
کمک کنیkomák kóni you all helped
آنها/ānhā
کمک کندkomák kónad they helped

Past imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
کمک می‌کردمkomák mí-kardam I used to help
تو/tó
کمک می‌کردیkomák mí-kardi you used to help
او/u
کمک می‌کردkomák mí-kard he/she used to help
ما/mā
کمک می‌کردیمkomák mí-kardim we used to help
شما/šomā
کمک می‌کردیدkomák mí-kardid you all used to help
آنها/ānhā
کمک می‌کردندkomák mí-kardand they used to help

Past progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داشتم کمک می‌کردمdấštam komák mí-kardam I was helping
تو/tó
داشتی کمک می‌کردیdấšti komák mí-kardi you were helping
او/u
داشت کمک می‌کردdâšt komák mí-kard he/she was helping
ما/mā
داشتیم کمک می‌کردیمdấštim komák mí-kardim we were helping
شما/šomā
داشتید کمک می‌کردیدdấštid komák mí-kardid you all were helping
آنها/ānhā
داشتند کمک می‌کردندdấštand komák mí-kardand they were helping

Pluperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
کمک کرده بودیمkomák kardé búdim I had helped
تو/tó
کمک کرده بودیدkomák kardé búdid you had helped
او/u
کمک کرده بودندkomák kardé búdand he/she had helped
ما/mā
کمک کرده بودمkomák kardé búdam we had helped
شما/šomā
کمک کرده بودیkomák kardé búdi you all had helped
آنها/ānhā
کمک کرده بودkomák kardé bud they had helped

Future tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
کمک خواهیم کردkomák xâhím kard I will help
تو/tó
کمک خواهید کردkomák xâhíd kard you will help
او/u
کمک خواهند کردkomák xâhánd kard he/she will help
ما/mā
کمک خواهم کردkomák xâhám kard we will help
شما/šomā
کمک خواهی کردkomák xâhí kard you all will help
آنها/ānhā
کمک خواهد کردkomák xâhád kard they will help

Imperative mood

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
تو/tó
کمک بکنیدkomák békonid help!
شما/šomā
کمک بکنkomák békon help!

Subjunctive present tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
کمک بکنیمkomák békonim I have helped
تو/tó
کمک بکنیدkomák békonid you have helped
او/u
کمک بکنندkomák békonand he/she have helped
ما/mā
کمک بکنمkomák békonam we have helped
شما/šomā
کمک بکنیkomák békoni you all have helped
آنها/ānhā
کمک بکندkomák békonad they have helped

Subjunctive past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
کمک کرده باشمkomák kardé bấšam I help
تو/tó
کمک کرده باشیkomák kardé bấši you help
او/u
کمک کرده باشدkomák kardé bấšad he/she help
ما/mā
کمک کرده باشیمkomák kardé bấšim we help
شما/šomā
کمک کرده باشیدkomák kardé bấšid you all help
آنها/ānhā
کمک کرده باشندkomák kardé bấšand they help

Feedback: Noticed a mistake? Have a suggestion?

Have you noticed a mistake or a bug here somewhere on this page? Have ideas how we can improve our content? Submit a request for us and we will do our best to take your feedback into account!

Usage information for کمک کردن

This verb can also mean the following: assist

Examples of کمک کردن

Example in PersianTranslation in EnglishFm.
اون مرد محترم مشهوريه .هميشه درحال کمک کردن به نيازمندهاستHe's a grand gentleman, always helping them what needs help.
نميتوني کاري برا کمک کردن به من انجام بدي؟- It's right here. Can't you do something to help me?
از تو سلول پيشوتا درخواست کمک کردنThey're asking for help in Pisciotta's cell.
خلاقيت آنها ناشي از حس هم دردي با مردم و نيازشان به کمک کردن به ديگران استThat they created from a sense of great sympathy and a need to help.
منظورت چيه؟ کار من کمک کردن به توئهMy job is to help you.
هانا ، بيا و به خانم ژاکل تو شام کمک کنHannah, you come and help Mrs Jaeckel with the supper.
.اوه، مادر، گوش کن .خواهش مي کنم بهم کمک کنOh, Mother, listen. Please help me.
.اوه، اينکارو باهام نکن .خواهش مي کنم ماري، بهم کمک کنOh, don't do this to me. Please, Mary, help me.
لطفا به من کمک کن.Please help me.
تو اينجا بمون و به من کمک کن که بعد از مسابقه از دست هنسي فرار کنمStay here and help me give Hennessy the slip after the match.
يه اتفاقي افتاد گارد آلمان بمن تو بلند شدن کمک کردSomething's happened. The storm troopers helped me up.
...کين کمک کرد تا دنيايي عوض شود ...اما دنياي کين اکنون تاريخي است... و اين روزنامه نگار بزرگ خودش زندگي کرد ...تا بخشي از تاريخ باشدKane helped to change the world but Kane's world now is history and the great yellow journalist himself lived to be history outlived his power to make it.
.ماري در تسخير پل ِ "ريمانجن" کمک کردMarty helped capture the Remagen Bridge.
.يه بار قبلاً هم يه مرد بهم کمک کردOnce before, a man helped me.
...شما گفتين که سوسياليسم ملي کمک کرد که بعضي از اين شرايط بهتر بشه؟Would you say... that National Socialism helped to cure some of these conditions?
تو کمک کننده نيستي رامونYou're not helping, Ramon.
حتي پليسي که در گذشته در کار قمار و چيزيهاي ديگه به ما کمک کرده در کار مواد مخدر امتناع مي ورزهEven the police that have helped us in the past with gambling and other things are going to refuse to help us when it comes to narcotics.
اون خدا در تمام طول مدت زندگي مون به ما کمک کرده بودThat God has helped us all our lives
به من کمک کرده بودندIt would have helped me
برادرم به افراد زيادي در اينجا کمک کردهMy brother has helped many people here.
....بلاهاي زيادي، عشق من ولي ميدان جنگ مدرن امروزي همه اش ....الکترونيکي شده و جنگنده اي که اين مرد در ....طراحيش به ما کمک کردهMany kinds, love... but the modern battlefield is all electronic... and the fighter that this man has helped us design... can detect, sort, identify, and eliminate... anything electronic.
- آره - ‏کمکشون می‌کنیم خونه بخرن ‏کمک می‌کنیم برای زنشون یه حلقه الماس بخرنWe're helping them finance houses, we are helping them buy their wife a diamond ring..
ما بهتون کمک می‌کنیم، باشه؟We're gonna help out, right?
الان داریم به ژاپنی‌ها کمک می‌کنیم؟We're helping the Japs now?
‏خب، هر جور که بتونم کمک می‌کنمI'll help in any way I can.
‏گیرم به ناخدا وین علیه اقدامات تو کمک می‌کنم ‏گیرم کمکش کردم شرایط رو برای خودش بهتر کنه ‏تکلیف اعتمادی که قرار بود بین من و تو باشه چی میشه؟Were I to have aided Captain Vane against your efforts, helped him move into a more favorable position last night, what would such a move say about the trust you and I are supposed to share?
‏همونطوری که من با ساکت موندنم ‏دارم بهت کمک می‌کنمSame way as I'm helping you by keeping my mouth shut.
‏من ‏فقط به دوستام کمک می‌کنمI try and help my friends.
.فکر کردم دارم کمک می‌کنمI thought I was helping.
.می‌دونم فکر می‌کنی داری بهش کمک می‌کنی .اما اینطور نیستI know you think you're helping him... but you're not.
.خیالت راحت، کمک می‌کنیOh, you're gonna help, all right.
و نسلی که همواره از اصول مشتری مداری اجتناب کرده است آن را می‌پذیرد چرا که به آنها کمک می‌کند تا خودشان باشندAnd the generation who had once rebelled against the conformity imposed by consumerism, now embraced it because it helped them to be themselves.
من کمک کردم که نورمن لباس مراسم دفن مادرش رو انتخاب کنهI helped Norman pick out the dress she was buried in. Periwinkle blue.
اون قايق گاردنر بوده که کاملاً از بين رفته من کمک کردم که با طناب اونو ببنديم و بکشيم.It was Gardner's boat all chewed up. I helped tow it.
ولی من میتونم به شما بگم که من به عدالت کمک کردمBut I can tell you that I helped the justice.
کمک کردمI helped.
من کمک کردم برادرش از زندان بياد بيرون - آره خوب بعدش؟I helped her brother get out ofjaiI. So?
.مایکل، تو واقعا بهم کمک کردی تا از این مشکل خلاص شمMichael, you really helped me get through this.
تو کمک کردیYou helped.
و واقعاً برای شناختن خودم بهم کمک کردیAnd you've really helped shape who I am.
میدونی به پسرها کمک کردی که به دوستت تجاوز کنن؟You realize you helped guys rape your friend?
.یه بار بدون اینکه بخوام،بهم کمک کردیYou once helped me without me asking.
.300سال پیش ما در ساختن نیواورلئانز کمک کردیمThree hundred years ago, we helped build New Orleans.
ما قبل به "جنی" کمک کردیمWe've helped Janey out before.
و ما به اون بیمار کمک کردیمAnd we helped that patient.
...مسئوليت آن دسته از کارخانه داران آمريکايي که در بازسازي تسليحات نظامي هيتلر به او کمک کردند و از اين بازسازي سود بردند کجاست؟Where is the responsibility of those American industrialists... who helped Hitler to rebuild his armaments, and profited by that rebuilding?
اونها بارها تو شرايط سخت به من کمک کردندThey've helped me outta tough spots more than once.
،همان زيبايي وحشي که دوستان سوررئاليستش ،بيش از همه آندره برتون .به او براي فهمش کمک کردندThe savage beauty that her surrealist friends, above all André Breton, helped her to understand.
مردم چين اون بيگانه ها رو به خاطر خواهند داشت که به چين در اون همه کشمکش کمک کردندThe Chinese people remember those foreigners who helped China during those struggles.
اونا هم کمک کردند که برم سراغشون و خفتشون کنمThey helped me take down their score.
گمون کنم احتمالا" بهش کمک کنیمmake good. I guess I probably helped with that.
اگر آنها انجام نميدادند,آنوقت مت و بٌري ميدونستند بايد کمک کنند که شامپو يه خونه خوشحال رو پيدا کنهIf they didn't object, then Barry and Matt knew they'd helped a bottle find a happy home.
من مي تونستم بهت کمک کنمI couId have helped you.
بدون تو نميتونستم بهش کمک کنمI couldn't have helped him without you.
ميتونستم بهت کمک کنمI could have helped you.
خب، من سعي کردم به تو کمک کنم!Have you ever helped anyone besides yourself?
من هميشه دوست داشتم به اين دسته کمک کنمThese are the ones I wish I could have helped. - Help me.
خب, ببخشید که این قدر صریحاً بهت میگم رفیق ولی نمیتونی به "تایلر" کمک کنیWell, sorry to break it to you, buddy, but Tyler can't be helped.
نمیتونی به کسی که اون بیرون کمک نمیخواد کمک کنیCan't help a man out that doesn't wanna be helped.
تايتوس" بهم گفت" ...به این سیاره فرستاده شدی و بهم گفت اگر .بهم کمک کنی، بالهات رو پس میگیری، با تمام قدرتTitus told me you were posted to this planet and said if I helped him, he'd get you your wings back, full reinstatement.
تصميم گرفت لباسهاي رنگارنگ طراحي کند تا به بازيگرها در روح بخشيدن به صحنه کمک کند اگر چه فيلم در نهايت به سياه و سفيد تبديل شدMark Bridges helped liven the scene even though the film was then converted to black and white.
خانواده اون به سينيوره وقتي فقير و بي مايه بود کمک کرده بودندHis family had helped Redhead.
او به گروه آموزش تئاتر در درست کردن .يک لباس دست دست‌دوز کمک کرده بودHe had helped the department in creating a hand made costume.
من مطمئنم احساساتي که به شما ميگن چه چيزي مطابق ميل شما نيست به شما کمک خواهند کرد که با جواب رد من به راحتي کنار بياينI'm sure the feelings which hindered your regard will help you overcome it.
ارتش کمک خواهد کرد همینطور قشون کهنه سربازای امریکاThe army will help. So will the American Legion.
..نمي دونم که آيا حضور شما در کنارش وقتي که به خانه برگرديم براي پيشبرد .هدفمون کمک خواهد کرد يا نهI don't know if your presence by her side will help our cause when we go home.
ميخواستم کاري انجام بدم تا .به اون پسر کمک کرده باشم .براي همين به دوستم "استينگ" زنگ زدمI wanted to do something... to help... so I called my friend, Sting.
من اين کارها رو کردم که به شماها کمک کرده باشمI did this because I wanted to help you guys.
من، ســاسمن باید کاری کنم که به این غیریهودی کمک کرده باشم؟"I, Sussman, should be doing something to help this goy.
.اميدوارم بهتون کمک کرده باشم .واقعاً بايد برمOkay, I hope this helps. I really have to leave.
هيچ اطلاع داري که متهم به گريم مذکور کمک کرده باشد که هر نوع وسني را پيدا کرده و بکشد؟And do you have any knowledge of the defendant helping said Grimm to hunt down and kill Wesen of any bloodline?
...وقتي که تونستم دوباره به گروهان ايزي بپيوندم اصلا شبيه قهرمان هايي نبودن که .کمک کرده باشند جنگ رو ببريمWhen I was able to rejoin Easy Company they didn't look like heroes who just helped win the war.

Questions and answers about کمک کردن conjugation

Still don't understand something? Ask and receive a reply!

Ask us a question about this word and get it replied to here. Questions are answered by experienced language speakers.

Ask question about کمک کردن
Work in progress

Help us become the best conjugation resource. Find out more.

Play conjugation game!

Practice language skills with real sentences in our free game. Try now!

Tip: CTRL + M for navigation!

You can access a quick navigation menu with the shortcut 'CTRL + M'.

Learn languages with our Interlinear books!

Check out our new product - novel subtitled books in many languages to get reading practice!

Try out

Receive most useful verbs, tips and other info free!

Select the language(s) you're interested in

Similar verbs

VerbTranslation
Same length:
پاک کردنclean
کار کردنwork
کوک کردنtune
کون کردنassfuck
کمک دادنhelp

Other Persian verbs with the meaning help

Verb
کمک دادن

Do you know these verbs?

VerbTranslation
سرما خوردنcatch a cold
سیخ خوردنeat cock
قمپز درکردنexaggerate
کار کردنwork
کمک دادنhelp
کنار زدنdraw
کون کردنassfuck
گستردنspread
گول خوردنbe deceived
مداخله کردنinterfere