فکر کردن (fekr kardán) conjugation

Conjugate فکر کردن (fekr kardán) - think

Stems

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
فکر کنfekr kon think
past
فکر کردfekr kard thought

Participles

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
فکر کنندهfekr konandé thinking
past
فکر کردهfekr kardé thought

Present imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
فکر می‌کنیمfekr mí-konim I think
تو/tó
فکر می‌کنیدfekr mí-konid you think
او/u
فکر می‌کنندfekr mí-konand he/she thinks
ما/mā
فکر می‌کنمfekr mí-konam we think
شما/šomā
فکر می‌کنیfekr mí-koni you all think
آنها/ānhā
فکر می‌کندfekr mí-konad they think

Present progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داریم فکر می‌کنیمdấrim fekr mí-konim I am thinking
تو/tó
دارید فکر می‌کنیدdấrid fekr mí-konid you are thinking
او/u
دارند فکر می‌کنندdấrand fekr mí-konand he/she is thinking
ما/mā
دارم فکر می‌کنمdấram fekr mí-konam we are thinking
شما/šomā
داری فکر می‌کنیdấri fekr mí-koni you all are thinking
آنها/ānhā
دارد فکر می‌کندdấrad fekr mí-konad they are thinking

Present perfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
فکر کرده‌امfekr kardé-am I have thought
تو/tó
فکر کرده‌ایfekr kardé-i you have thought
او/u
فکر کرده استfekr kardé ast he/she has thought
ما/mā
فکر کرده‌ایمfekr kardé-im we have thought
شما/šomā
فکر کرده‌ایدfekr kardé-id you all have thought
آنها/ānhā
فکر کرده‌اندfekr kardé-and they have thought

Past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
فکر کردمfekr kárdam I thought
تو/tó
فکر کردیfekr kárdi you thought
او/u
فکر کردfekr kard he/she thought
ما/mā
فکر کردیمfekr kárdim we thought
شما/šomā
فکر کردیدfekr kárdid you all thought
آنها/ānhā
فکر کردندfekr kárdand they thought

Past aorist tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
فکر کنیمfekr kónim I thought
تو/tó
فکر کنیدfekr kónid you thought
او/u
فکر کنندfekr kónand he/she thought
ما/mā
فکر کنمfekr kónam we thought
شما/šomā
فکر کنیfekr kóni you all thought
آنها/ānhā
فکر کندfekr kónad they thought

Past imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
فکر می‌کردمfekr mí-kardam I used to think
تو/tó
فکر می‌کردیfekr mí-kardi you used to think
او/u
فکر می‌کردfekr mí-kard he/she used to think
ما/mā
فکر می‌کردیمfekr mí-kardim we used to think
شما/šomā
فکر می‌کردیدfekr mí-kardid you all used to think
آنها/ānhā
فکر می‌کردندfekr mí-kardand they used to think

Past progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داشتم فکر می‌کردمdấštam fekr mí-kardam I was thinking
تو/tó
داشتی فکر می‌کردیdấšti fekr mí-kardi you were thinking
او/u
داشت فکر می‌کردdâšt fekr mí-kard he/she was thinking
ما/mā
داشتیم فکر می‌کردیمdấštim fekr mí-kardim we were thinking
شما/šomā
داشتید فکر می‌کردیدdấštid fekr mí-kardid you all were thinking
آنها/ānhā
داشتند فکر می‌کردندdấštand fekr mí-kardand they were thinking

Pluperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
فکر کرده بودیمfekr kardé búdim I had thought
تو/tó
فکر کرده بودیدfekr kardé búdid you had thought
او/u
فکر کرده بودندfekr kardé búdand he/she had thought
ما/mā
فکر کرده بودمfekr kardé búdam we had thought
شما/šomā
فکر کرده بودیfekr kardé búdi you all had thought
آنها/ānhā
فکر کرده بودfekr kardé bud they had thought

Future tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
فکر خواهیم کردfekr xâhím kard I will think
تو/tó
فکر خواهید کردfekr xâhíd kard you will think
او/u
فکر خواهند کردfekr xâhánd kard he/she will think
ما/mā
فکر خواهم کردfekr xâhám kard we will think
شما/šomā
فکر خواهی کردfekr xâhí kard you all will think
آنها/ānhā
فکر خواهد کردfekr xâhád kard they will think

Imperative mood

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
تو/tó
فکر بکنیدfekr békonid think!
شما/šomā
فکر بکنfekr békon think!

Subjunctive present tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
فکر بکنیمfekr békonim I have thought
تو/tó
فکر بکنیدfekr békonid you have thought
او/u
فکر بکنندfekr békonand he/she have thought
ما/mā
فکر بکنمfekr békonam we have thought
شما/šomā
فکر بکنیfekr békoni you all have thought
آنها/ānhā
فکر بکندfekr békonad they have thought

Subjunctive past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
فکر کرده باشمfekr kardé bấšam I think
تو/tó
فکر کرده باشیfekr kardé bấši you think
او/u
فکر کرده باشدfekr kardé bấšad he/she think
ما/mā
فکر کرده باشیمfekr kardé bấšim we think
شما/šomā
فکر کرده باشیدfekr kardé bấšid you all think
آنها/ānhā
فکر کرده باشندfekr kardé bấšand they think

Feedback: Noticed a mistake? Have a suggestion?

Have you noticed a mistake or a bug here somewhere on this page? Have ideas how we can improve our content? Submit a request for us and we will do our best to take your feedback into account!

Usage information for فکر کردن

There is no additional usage information for the verb فکر کردن.

Examples of فکر کردن

Example in PersianTranslation in EnglishFm.
.در اين مورد فکر کردن بي فايده س، خانم اسکارلتAin't no good thinkin' about that, Miss Scarlett.
تو فرودگاه بهش می گیم هر چی وقت کمتری برای فکر کردن داشته باشه بهترهWe'll tell him at the airport. The less time to think, the easier.
چرا براي يه لحظه هم که شده از فکر کردن فقط به خودت دست بر نمي داري ؟Why don't you stop thinking about yourself for a minute?
و من براي اين که بدونم کي پشت دره .نيازي به فکر کردن نداشتمSo at 8.00 the bell would ring and I'd know who it was without even having to think.
.وقتي براي فکر کردن باقي نمونده بودThe time for thinking had all run out.
.فکر کن اشلي، فکر کنWhy, think, Ashley, think.
اما به همه ی اون پناهنده های بیچاره ای فکر کن که اگه من کمکشون نمی کردم اینجا می پوسیدندBut think of all those poor refugees who must rot here if l didn't help them.
اما به همه ی اون بدبختایی فکر کن که نمی تونن پول کافی به رنالت بدنBut think of all the poor devils who can't meet Renault's price.
.هرگز به مرز نميرسي .تو اين طور فکر کن -- You'll never make the border. - That's what you think.
فکر کنI can't think anymore, George.
وقتي که شما اون دفعه اول به مغازه من اومديد و با من قرار داد بستيد و شريک تجاري من شديد مي دونيد... زن من فکر کرد که ـ ـ ـWhen you first put the deal to me about staking me in the store, and being a silent partner, you know, my wife thought..
...به همين دليل آقا گرگه فکر کردAnd the wolf thought:
مدتي فکر کرد و گفت "بسيار خوب .He thought about it and said, "All right.
،اولين باري که او فکر کرد .اورو به کشتن دادSo the first time he thought, it killed him.
رئيسم فکر کرد من نميخوام پول اون ليوان مشروب رو بذارم توي دخل؟ ؟My employer thought I wasn't going to put the money in the till.
. دومین باره که به ازدواج فکر کردهShe's having second thoughts about marriage
. شاید فکر کرده یه مشکلی پیش اومدهMaybe he thought there was going to be trouble.
فکر کرده ميتونه همه چيزو به مامورها بگه،ولي نتونستI thought he was gonna sing to the Crime Commission. He won't.
خب، اون شاید فکر کرده که اینا تبلیغات هستنOh, well, she must have thought they were advertisements.
تا حالا به اين موضوع فکر کرده بودي ؟ - نه -Have you ever thought about it?
فکر می‌کنیم، اوناهم باید یه روزی جلوی دادگاه حاضر بشنWe think, they need to see their day in courts as well.
‏می‌دونم همه‌مون فکر می‌کنیم ‏که جاودان هستیمI know we all think that we're immortal.
فقط فکر می‌کنیم طرف درست داریم می‌جنگیم چون این چیزیه که انتخاب کردیم باورش کنیمWe only think we're fighting for the right side because that's what we choose to believe.
شما فکر می‌کنید و فکر می‌کنید و فکر می‌کنیدYou are thinking and thinking and thinking.
فکر می‌کنید شاید این همه مسائل را حل می‌کند ولی بدون اینکه تشخیص دهید ،چه محدودیت‌هایی وجود دارند .محدودیت‌هایی که بخشی از نظریه خود تورینگ استYou think, you know, maybe this is solving all problems but without realising the limitations that are there, and which are part of his own...his own theories.
شما دو تا فکر می‌کنید بتونید از پشت هوامونو داشته باشید؟You think you two can get our backs?
چیزی که فکر می‌کنید نیستIt's not what you think it is.
فکر می‌کنید بزرگ شدن تو یه جایی کوچیک مثه سربازخونه با یه عالمه دایی و عموی مست فرصتی داده بهش که یه خرده سریع‌تر بودن رو بهش یاد داده باشهYou'd think growing up in a place full of death squads and drunken uncles... she'd have learned to move a little bit faster.
بنابراین منظورم این است که همانطور که می‌دانید دلایل بسیاری‏ وجود دارد که کسی چنین کاری بکند و من بشخصه فکر می‌کنم که او به آخر خط رسیده بود.So obviously there are a lot of implications that one can draw from that and I just think she happened to reach the end of the rope there.
فکر می‌کنم این خیلی مسخره ست که بیشتر مردم توسط گذشته شان مورد اذیت و ازار قرار می‌گیرند و در گذشته شان محبوس اند توسط گذشته شان محدود می‌شوند در حالی که اگر اجازه بدیم مردم خودشون را بسازندI think it's funny because people spend so much of their life being bedeviled by their past and being locked into their past, and being limited by their past, and there's an enormous freedom from that,
و من فکر می‌کنم کانتور اعتقاد داشت ... کهپیام‌آورخداونداستAnd Cantor i think, really believed he was the messenger.
فکر می‌کنم داشتن اشتیاق ... برایقدمگذاشتندریک وادیجدید ... فراتراز بدیهیات امری کاملا ضروری استI think, that willingness to step into a realm... you know, beyond the... the taken for granted, is abolutely essential.
اما فکر می‌کنم اگر شما شخصی باشید که در این وادی قدم می‌گذارد .تا حدی قبلا محکوم به زندگی جدا از دیگران شده‌ایدBut i think if you're a person who takes that step, in a way you're already doomed, to living outside in some way.
"پريشان شدي ستوان "دنگلر فکر می‌کنی بتونی از پسش بربیای؟ADMIRAL: You're gonna be Spook's wingman. You think you can handle that?
فکر می‌کنی اگه می‌تونستم، هنوز تو این جزیره بودم؟Do you think if I could do that, I would still be on this island?
.فکر می‌کنی خوشبختی فکر می‌کنی داری بهترین استفاده رو می‌کنیYou think you're happy. You think you got it all.
،پس هر کاری که می‌کنی ،هر چیزی که فکر می‌کنی داری دنبالش می‌گردیSo whatever you're doing, whatever it is you think you're looking for...
.تو فکر می‌کنی منو می‌شناسی، ولی نمی‌شناسیYou think you know me, but you don't.
آره با خودم فکر کردم که یه کت و شلواری بپوشم که حسابی دیده بشهYeah. I thought I better put on a monkey suit.
.خيلي معذرت ميخوام قربان .فکر کردم يه صداي عجيب شنيدمI beg your pardon, sir. I thought I heard a strange voice.
فکر کردم گوشی رو گذاشتینI thought you was through.
...و من فکر کردم اون يه- ...تو فکر کردي-- And I thought he's a... - You thought...
.اون هيچوقت برام ارزشي قائل نبود .فکر کردم مي تونم عوضش کنم، اما نتونستمI thought I could make her care, but I couldn't.
... اما ، اولی که اومده بودی من فکر کردم - چی فکر کردی ؟-But when you first came, l thought-- -You thought what?
، اینم جزای اون . تو اینجوری فکر کردیHere comes the payoff. That's what you thought.
به عروسیِ کسی که داری توش می رقصی ، فکر کردی ؟Have you thought at whose wedding you are dancing?
به شغل دوم فکر کردی ؟Have you thought about a second career?
آیا تو به این فکر کردی؟Have you thought on this?
ما همیشه بهت فکر کردیمWe always thought of you.
ما فکر کردیم میمون داریم ولی نداریمWe thought we had a monkey, but we didn't.
ما فکر کردیم که سرهنگ کمپبل خودش کالسکشو نیاز داشته باشه ، و همونطوری که می دونین اون هیچ وقت حتی یه نامه هم برای جین نمی فرسته ، و همونطور که می دونین اونا از اینجا رفتن دو روز پیش به ایرلند رفتن .We thought Colonel Campbell would need the carriage himself, and you know he would never send dear Jane post, but as it turned out they went off to Ireland two days early.
ما فکر کردیم که اون باید آنها را همراهی کنه.We thought she would accompany them.
...ما... ما فکر کردیم تو یه وزغیWe... we thought you was... a toad.
اونا فکر کردند شخص ميتونه از خطا .اجتناب کنه و فراتر از اون، شخص ميتونه مستقيماً .درون حقيقت زندگي کنهThey thought one could avoid errors and lies, that one could live directly in the truth.
ژاپني ها فکر کردند که اونجا براي من امن ترهThe Japanese thought it would be safer for me there.
اونا فکر کردند عقيم بودند که من متولد شدم اين که تقصير من نيستThey thought she was barren until I was born. It's not my fault.
.... اونا فکر کردند که اون بايد ...سرگرمش کنThey thought she'd amuse you.
اونا فکر کردند که ميتونن بيان اينجا و يک روزه شهر رو غارت کنندThey thought they could come here and sack our city in a day.
... ممکنه شما به گذشتتون فکر کنید ... یا به حال یا آینده اما شما چه بخاطر بیارید، چه ببینید ، چه تصور کنیدYou might be thinking about past or the present, or the future, but whether you're remembering or observing, or imagining still in that process you are activating thought and Law of Attraction, which is the most powerful law in the Universe,
،ولی وقتی امشب میرید بیرون .به ماجرای "لاوکرفت" فکر کنیدBut when you go out tonight, spare a thought for Lovecraft.
مکث ميکرد تا همه فکر کنند کهBefore he said Texas till everybody thought,
تا همه فکر کنند که اون داره درمورد پاريس فرانسه حرف ميزنهAfter everybody thought that he was talking about Paris, France.
و اونهايي که اين تجربه رو نداشتند .به زحمت ميتونستند به چيز ديگري فکر کنندThose who hadn't probably thought of little else as we waited for darkness.
چرا که ما از مردم خواسته بودیم در مورد چیزهایی فکر کنند که هیچ وقت بهش فکر نکرده اند و فکر کردن به انها را دوست دارند.Because we were asking people to think about things that they had never thought about before and they liked thinking about them.
،تقریباً همه آن را می پوشند بدون اینکه اندکی فکر کنند که .آن چرم از کجا می آیدJust about everybody wears it, with little or no thought of where it came from.
فکر کنم الان بايد برم سراغشون امشب داشتم ميرفتم يه نگاهي بهشون بندازمThere wasn't any other place to put them. I thought I'd send for them now.
...سام ، فکر کنم بهت گفته بودم هیچوقت این آهنگ رو نزنیSam, l thought l told you never to play--
فکر کنم اين اولين باري بود که .راجع به فيليس همچين فکري مي کردمI guess that was the first time I ever thought about Phyllis that way.
- . من فکر کنم یه صدای نرمی دارم میشنوم --I thought I heard soft voices in here.
- فکر کنم صداي ماشين شنيدم- I thought I heard a car.
آخه نه که اینجا تاریک و خلوته ... گفتم شاید فکر کنیNo I thought since it is dark and quiet, you would assume..
بدون اینکه به من فکر کنیFrom the other side without so much as a thought of me.
اینو دوست دارم که اعتماد بنفس صحبت کردن رو داری بدون اینکه قبلش ذره‌ای فکر کنیI love that you have the confidence to speak, even without giving it an ounce of thought.
ممکنه فکر کنی که برای من تلاش کردی "ولی می‌دونم که "جسیکا" منو داد به "هاروی و بنظر میاد که همون لحظه‌ای که شریک اصلی شدیYou may have thought you were fighting for me, but I know that Jessica dumped me on Harvey, and it seems that the second you made name partner,
همیشه فکر می‌کرد .که من هرکاری می‌تونم بکنمHe used to think that I could do anything.
فکر می‌کرد من .بهتر از این چیزا هستمHe used to think that I was better than I am.
قبلا فکر می‌کردیم که زندگی سخت‌گیر است، که تنها در جایی دوام می‌آورد که خیلی گرم و خیلی سرد نباشد.We used to think that life was finicky, that it would only take hold where it was not too hot, not too cold not too dark or salty or acidic or radioactive.
.داشت به بیمارم که تو دوره کار‌اموزی داشتم فکر می‌کردمI was thinking about a patient that I had during my residency.
...داشتم فکر می‌کردم ...شاید بتونم متقاعدشون کنم ،متقاعدشون کنم که به ما ملحق شن ...اما شایدI was thinking maybe I could convince them... convince them to join us, but perhaps that's...
داشتم فکر می‌کردم همین که تونست راه برهSo I was thinking as soon as she can walk,
.اولين بار دو سال پيش بهش فکر کرده بودم .همون موقعي که بيماريم رو تشخيص دادن .آخرين لحظه منصرف شدمI had thought about it 2 years ago when I was diagnosed but I backed out at the last moment
خوب ، بوث اينطوري فکر خواهد کرد، مخصوصاً که طرف متاهل بودهWell, Booth will think so, especially since it was a married man.
و به خانوادمون فکر بکن که توي خونه هستنAnd think of the family, of the house...
من بايد دانسته باشم ... ...چيزي که انجام داده بودم اما من يادم نمياد درباره آن فکر کرده باشمI must have known what I was gonna do but I don't remember thinking about it.
متاسفم.من فقط سعي دارم بيرون از چهارچوب شما فکر کرده باشمI'm sorry, I'm just, you know, trying to think outside your box.

Questions and answers about فکر کردن conjugation

Still don't understand something? Ask and receive a reply!

Ask us a question about this word and get it replied to here. Questions are answered by experienced language speakers.

Ask question about فکر کردن
Work in progress

Help us become the best conjugation resource. Find out more.

Tip: CTRL + M for navigation!

You can access a quick navigation menu with the shortcut 'CTRL + M'.

Learn languages with our Interlinear books!

Check out our new product - novel subtitled books in many languages to get reading practice!

Try out

Receive most useful verbs, tips and other info free!

Select the language(s) you're interested in

Similar verbs

VerbTranslation
Same length:
صبر کردنwait
فوت کردنpass away
فرض کردنassume
کار کردنwork

Other Persian verbs with the meaning think

Verb
اندیشیدن
پنداشتن

Do you know these verbs?

VerbTranslation
تمام شدنbe completed
زحمت کشیدنlabor
زندگی کردنlive
ژولیدنbecome disheveled
ساک زدنsuck
سرفه کردنcough
فضولی کردنpry
فکندنdo
گستردنspread
ماچ کردنkiss