شروع کردن (šoru' kardán) conjugation

Conjugate شروع کردن (šoru' kardán) - begin

Stems

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
شروع کنšoru' kon begin
past
شروع کردšoru' kard begun

Participles

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
شروع کنندهšoru' konandé beginning
past
شروع کردهšoru' kardé begun

Present imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
شروع می‌کنیمšoru' mí-konim I begin
تو/tó
شروع می‌کنیدšoru' mí-konid you begin
او/u
شروع می‌کنندšoru' mí-konand he/she begins
ما/mā
شروع می‌کنمšoru' mí-konam we begin
شما/šomā
شروع می‌کنیšoru' mí-koni you all begin
آنها/ānhā
شروع می‌کندšoru' mí-konad they begin

Present progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داریم شروع می‌کنیمdấrim šoru' mí-konim I am beginning
تو/tó
دارید شروع می‌کنیدdấrid šoru' mí-konid you are beginning
او/u
دارند شروع می‌کنندdấrand šoru' mí-konand he/she is beginning
ما/mā
دارم شروع می‌کنمdấram šoru' mí-konam we are beginning
شما/šomā
داری شروع می‌کنیdấri šoru' mí-koni you all are beginning
آنها/ānhā
دارد شروع می‌کندdấrad šoru' mí-konad they are beginning

Present perfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
شروع کرده‌امšoru' kardé-am I have begun
تو/tó
شروع کرده‌ایšoru' kardé-i you have begun
او/u
شروع کرده استšoru' kardé ast he/she has begun
ما/mā
شروع کرده‌ایمšoru' kardé-im we have begun
شما/šomā
شروع کرده‌ایدšoru' kardé-id you all have begun
آنها/ānhā
شروع کرده‌اندšoru' kardé-and they have begun

Past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
شروع کردمšoru' kárdam I began
تو/tó
شروع کردیšoru' kárdi you began
او/u
شروع کردšoru' kard he/she began
ما/mā
شروع کردیمšoru' kárdim we began
شما/šomā
شروع کردیدšoru' kárdid you all began
آنها/ānhā
شروع کردندšoru' kárdand they began

Past aorist tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
شروع کنیمšoru' kónim I began
تو/tó
شروع کنیدšoru' kónid you began
او/u
شروع کنندšoru' kónand he/she began
ما/mā
شروع کنمšoru' kónam we began
شما/šomā
شروع کنیšoru' kóni you all began
آنها/ānhā
شروع کندšoru' kónad they began

Past imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
شروع می‌کردمšoru' mí-kardam I used to begin
تو/tó
شروع می‌کردیšoru' mí-kardi you used to begin
او/u
شروع می‌کردšoru' mí-kard he/she used to begin
ما/mā
شروع می‌کردیمšoru' mí-kardim we used to begin
شما/šomā
شروع می‌کردیدšoru' mí-kardid you all used to begin
آنها/ānhā
شروع می‌کردندšoru' mí-kardand they used to begin

Past progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داشتم شروع می‌کردمdấštam šoru' mí-kardam I was beginning
تو/tó
داشتی شروع می‌کردیdấšti šoru' mí-kardi you were beginning
او/u
داشت شروع می‌کردdâšt šoru' mí-kard he/she was beginning
ما/mā
داشتیم شروع می‌کردیمdấštim šoru' mí-kardim we were beginning
شما/šomā
داشتید شروع می‌کردیدdấštid šoru' mí-kardid you all were beginning
آنها/ānhā
داشتند شروع می‌کردندdấštand šoru' mí-kardand they were beginning

Pluperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
شروع کرده بودیمšoru' kardé búdim I had begun
تو/tó
شروع کرده بودیدšoru' kardé búdid you had begun
او/u
شروع کرده بودندšoru' kardé búdand he/she had begun
ما/mā
شروع کرده بودمšoru' kardé búdam we had begun
شما/šomā
شروع کرده بودیšoru' kardé búdi you all had begun
آنها/ānhā
شروع کرده بودšoru' kardé bud they had begun

Future tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
شروع خواهیم کردšoru' xâhím kard I will begin
تو/tó
شروع خواهید کردšoru' xâhíd kard you will begin
او/u
شروع خواهند کردšoru' xâhánd kard he/she will begin
ما/mā
شروع خواهم کردšoru' xâhám kard we will begin
شما/šomā
شروع خواهی کردšoru' xâhí kard you all will begin
آنها/ānhā
شروع خواهد کردšoru' xâhád kard they will begin

Imperative mood

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
تو/tó
شروع بکنیدšoru' békonid begin!
شما/šomā
شروع بکنšoru' békon begin!

Subjunctive present tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
شروع بکنیمšoru' békonim I have begun
تو/tó
شروع بکنیدšoru' békonid you have begun
او/u
شروع بکنندšoru' békonand he/she have begun
ما/mā
شروع بکنمšoru' békonam we have begun
شما/šomā
شروع بکنیšoru' békoni you all have begun
آنها/ānhā
شروع بکندšoru' békonad they have begun

Subjunctive past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
شروع کرده باشمšoru' kardé bấšam I begin
تو/tó
شروع کرده باشیšoru' kardé bấši you begin
او/u
شروع کرده باشدšoru' kardé bấšad he/she begin
ما/mā
شروع کرده باشیمšoru' kardé bấšim we begin
شما/šomā
شروع کرده باشیدšoru' kardé bấšid you all begin
آنها/ānhā
شروع کرده باشندšoru' kardé bấšand they begin

Feedback: Noticed a mistake? Have a suggestion?

Have you noticed a mistake or a bug here somewhere on this page? Have ideas how we can improve our content? Submit a request for us and we will do our best to take your feedback into account!

Usage information for شروع کردن

This verb can also mean the following: start, commence

Examples of شروع کردن

Example in PersianTranslation in EnglishFm.
تو مثل جوانها ميجنگي مشتاق به شروع کردن سريع تمام کردنYou fight like a young man, eager to begin, quick to finish.
در يک کلمه ، مرگ "ال" شروع شد مردم شروع کردن به فهميدن اينکه آينده رو ميشه تغيير دادAs word of Al Gough's death spreads, people begin to realize that maybe the future can be changed.
شما جناب لينکلن ...ميتوني آخرين مقاومت‌هات رو با شروع کردن از "هنري استرجز" از بين ببريYou, Mr. Lincoln, you could eliminate those last pockets of resistance, beginning with Henry Sturges himself.
.انگار دستش براي شروع کردن خالي بودهSounds like she didn't have much to begin with.
اما میتونم ببینم که دستاش شروع کردن به لرزیدنBut I can see his arms beginning to shake.
من نمي دونم از کجا شروع کنم ما با هم دوست هستيم .. از هر کجا مي خواي شروع کنI don't know where to begin you have our friendship, begin there certain run-away slaves have escaped from us into your kingdom
برو، شروع کنGo on, begin.
از اول شروع کن - شايد بتونم برات کاري بکنمStart at the beginning. Maybe I can do something for you.
.بازي رو شروع کنLet the games begin.
... هر چند تا مي توني حيوونايي رو نام ببر که با "ب" شروع بشن، شروع کنName as many animals as you can that begin with the letter "B".
. کاری که زینب شروع کرد ، ما باید ادامه بدیمWhat Zaynap has begun we should continue.
.مايکل شروع کرد که آخر هفته ها کار کنهMichael had begun to work weekends.
.فرآیند از بین بردن بانک مرکزی خصوصی را آغاز کرد .کندی همچنین اصرار داشت به اصلاح حقیقی حقوق مدنی .و شروع کرد به بازگرداندن نیروهای آمریکایی از ویتنامKennedy was also pushing for real civil rights reform and had begun the process of pulling the troops out of Vietnam.
وقتي کارشو شروع کرد هرگز نبايد کاري انجام بدي که ارتباطش رو مختل کنهOnce he has begun, you must not at any time do anything that interferes with his communication.
يک, شروع کننده همه چيز يک دايره کامل دور خودش. ماهيOne, the beginning of all things.
حال , تمامي ماشين ها کارشون ...رو شروع کرده اند با صداي جيغ ترسيده به وضوح بلند , بلافاصله همه شکنجه ميشنNow all the machines have begun to function all tortures at once, with terrifyingly loud screeching
اون شروع کرده به مسدود .کردن جريان از قلبشIt's begun to obstruct the outflow from her heart.
شما ممکنه بر اساس روحیه تون تکالیفتون رو کامل بکنید یا نه .به هر حال ما شروع کرده‌ایمWe have begun.
کارشناس خنثي کننده مين کارشو شروع کردهThe mine disposal expert has begun his job.
،بر خلاف اکثر همکلاسياش ماندين يادگيري خوندن و نوشتن رو شروع کردهUnlike most of his classmates, Pascal Mondain has begun to read and write.
.که این بخش 5دقیقه طول میکشه .ما با اظهارات ابتدایی شروع می‌کنیمWe begin, though, with opening statements.
،‏من تازه دارم شروع می‌کنم ...‏پس تعریف کردن از سمت کسی مثل شما ‏همون طور که تصور می‌کنین خیلی باارزشهI'm just beginning, so praise from someone such as yourself, well, you can imagine that it means quite a lot.
شما ممکنه بر اساس روحیه تون تکالیفتون رو کامل بکنید یا نه .به هر حال ما شروع کرده‌ایمWe have begun.
ده ساله بودم شروع کردم، عالی بودم ، سریع مثل برقI was ten when it all began. I was great, quick as a lightning.
شروع کردم به خوندن .و دوباره خوندمI began to red and re-read it all.
اون پرونده رو منصفانه و با وجدان بيدار شروع کردمI began the case with a clear conscience.
...ميدوني، از وقتي کارمو شروع کردمYou know, since I began my work...
و من شروع کردم به احساسه چيزهاي ديگه اي براي اون تا بخوام چيزهاي ديگه اي براش انجام بدمAnd I began to feel other things for him, to want to do other things for him.
بعد تو شروع کردی به بیرون اومدن از اونThen you began to come out of her.
وقتی که تمریناتت رو شروع کردیWhen you began training
‏چون از همون لحظه شروع کردی ‏به رقابت کردن با منFor that was the moment you began the competition between you and me.
...کار شبمون رو مثه همیشه شروع کردیم ...خودم و همکارمWe began our night, my... employee and myself.
پس شروع کردیم به گشتن املاک تجاری و کارگاه هایی که میشه توش این محصولات رو مخفی کردSo we began to look at commercial properties, businesses where this kind of production could be disguised.
با نژاد پرستی شروع کردند.They began with racism.
حاميان ما شروع کردند فقط شکر رو از مزارعي بخرند که از برده ها استفاده نشدهOur supporters began to only buy sugar produced without slaves in India.
براي بيشترين صادرات تايلند برنج مزرعه هاي برنج در منطقه مرکزي شروع کردند که با نياز خودشونو مطابقت بدنAs rice is Thailand's most sought-after export, the rice farms in the central region began to expand to keep up with demand.
.تا اعتماد و اطمینان را از بین ببرند ... در اواخر سال 2007، خود بانکداران شروع کردند به انتقاد شدید از کلاه برداری هایی .که خودشان ایجاد کرده بودندthe bankers themselves began to badmouth the scams they had created.
در ساعت 7 امشب نيروي نظامي ايالات متحده عملياتي رو شروع کردند که صدام حسين را مجبور کنند نيروهايش را ازکويت عقب نشيني کند و دست از اشغال اين کشور برداردAt 7:00 tonight the armed forces of the United States began an operation at the direction of the President to force Saddam Hussein to withdraw his troops from Kuwait and to end his occupation of their country.
عالیجناب من قبل از اینکه شروع کنم میخوام یه مطلبی رو عنوان کنمMy Lord, before this trial began I made a written application for an adjournment.
کميسيون خدمات دفتر ارتش توي بيانيه اش ...اعلام کرده از حالا به مدت دو هفته دادگاه رسمي پرونده رسوايي شرکت سايرز... .رو شروع خواهد کردThe House Armed Services Committee announced that in two weeks it will begin official hearings into the Cyrez scandal.

Questions and answers about شروع کردن conjugation

Still don't understand something? Ask and receive a reply!

Ask us a question about this word and get it replied to here. Questions are answered by experienced language speakers.

Ask question about شروع کردن
Work in progress

Help us become the best conjugation resource. Find out more.

Play conjugation game!

Practice language skills with real sentences in our free game. Try now!

Tip: CTRL + M for navigation!

You can access a quick navigation menu with the shortcut 'CTRL + M'.

Learn languages with our Interlinear books!

Check out our new product - novel subtitled books in many languages to get reading practice!

Try out

Receive most useful verbs, tips and other info free!

Select the language(s) you're interested in

Other Persian verbs with the meaning begin

Verb
آغاز شدن
آغاز کردن

Do you know these verbs?

VerbTranslation
جلق زدنmasturbate
چیندنpluck
حاضر کردنprepare
خوردنeat
زنگ زدنcall
سر کردنput up with
شدنbecome
شرح دادنexplain
صحبت کردنtalk
فهماندنexplain