ساختن (sâxtán) conjugation

Conjugate ساختن (sâxtán) - make

Stems

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
سازsâz make
past
ساختsâxt made

Participles

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
سازندهsâzandé making
past
ساختهsâxté made

Present imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
می‌سازیمmí-sâzim I make
تو/tó
می‌سازیدmí-sâzid you make
او/u
می‌سازندmí-sâzand he/she makes
ما/mā
می‌سازمmí-sâzam we make
شما/šomā
می‌سازیmí-sâzi you all make
آنها/ānhā
می‌سازدmí-sâzad they make

Present progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داریم می‌سازیمdấrim mí-sâzim I am making
تو/tó
دارید می‌سازیدdấrid mí-sâzid you are making
او/u
دارند می‌سازندdấrand mí-sâzand he/she is making
ما/mā
دارم می‌سازمdấram mí-sâzam we are making
شما/šomā
داری می‌سازیdấri mí-sâzi you all are making
آنها/ānhā
دارد می‌سازدdấrad mí-sâzad they are making

Present perfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
ساخته‌امsâxté-am I have made
تو/tó
ساخته‌ایsâxté-i you have made
او/u
ساخته استsâxté ast he/she has made
ما/mā
ساخته‌ایمsâxté-im we have made
شما/šomā
ساخته‌ایدsâxté-id you all have made
آنها/ānhā
ساخته‌اندsâxté-and they have made

Past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
ساختمsâxtam I made
تو/tó
ساختیsâxti you made
او/u
ساختsâxt he/she made
ما/mā
ساختیمsâxtim we made
شما/šomā
ساختیدsâxtid you all made
آنها/ānhā
ساختندsâxtand they made

Past aorist tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
سازیمsâzim I made
تو/tó
سازیدsâzid you made
او/u
سازندsâzand he/she made
ما/mā
سازمsâzam we made
شما/šomā
سازیsâzi you all made
آنها/ānhā
سازدsâzad they made

Past imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
می‌ساختمmí-sâxtam I used to make
تو/tó
می‌ساختیmí-sâxti you used to make
او/u
می‌ساختmí-sâxt he/she used to make
ما/mā
می‌ساختیمmí-sâxtim we used to make
شما/šomā
می‌ساختیدmí-sâxtid you all used to make
آنها/ānhā
می‌ساختندmí-sâxtand they used to make

Past progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داشتم می‌ساختمdấštam mí-sâxtam I was making
تو/tó
داشتی می‌ساختیdấšti mí-sâxti you were making
او/u
داشت می‌ساختdâšt mí-sâxt he/she was making
ما/mā
داشتیم می‌ساختیمdấštim mí-sâxtim we were making
شما/šomā
داشتید می‌ساختیدdấštid mí-sâxtid you all were making
آنها/ānhā
داشتند می‌ساختندdấštand mí-sâxtand they were making

Pluperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
ساخته بودیمsâxté búdim I had made
تو/tó
ساخته بودیدsâxté búdid you had made
او/u
ساخته بودندsâxté búdand he/she had made
ما/mā
ساخته بودمsâxté búdam we had made
شما/šomā
ساخته بودیsâxté búdi you all had made
آنها/ānhā
ساخته بودsâxté bud they had made

Future tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
خواهیم ساختxâhím sâxt I will make
تو/tó
خواهید ساختxâhíd sâxt you will make
او/u
خواهند ساختxâhánd sâxt he/she will make
ما/mā
خواهم ساختxâhám sâxt we will make
شما/šomā
خواهی ساختxâhí sâxt you all will make
آنها/ānhā
خواهد ساختxâhád sâxt they will make

Imperative mood

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
تو/tó
بسازیدbésâzid make!
شما/šomā
بسازbésâz make!

Subjunctive present tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
بسازیمbésâzim I have made
تو/tó
بسازیدbésâzid you have made
او/u
بسازندbésâzand he/she have made
ما/mā
بسازمbésâzam we have made
شما/šomā
بسازیbésâzi you all have made
آنها/ānhā
بسازدbésâzad they have made

Subjunctive past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
ساخته باشمsâxté bấšam I make
تو/tó
ساخته باشیsâxté bấši you make
او/u
ساخته باشدsâxté bấšad he/she make
ما/mā
ساخته باشیمsâxté bấšim we make
شما/šomā
ساخته باشیدsâxté bấšid you all make
آنها/ānhā
ساخته باشندsâxté bấšand they make

Feedback: Noticed a mistake? Have a suggestion?

Have you noticed a mistake or a bug here somewhere on this page? Have ideas how we can improve our content? Submit a request for us and we will do our best to take your feedback into account!

Usage information for ساختن

This verb can also mean the following: build, construct

Examples of ساختن

Example in PersianTranslation in EnglishFm.
.من پدرتو باور دارم، درمورد ساختن يه نشانI believe your father, is about to make an address.
بيش از چهار ميليارد سال براي ساختن درختان .سپري شده استIt took more than 4 billion years for it to make trees.
...و نگاه کردن به ستاره ها .و داستان ساختنAnd... and look up at the stars and make up stories.
مونده بودم چي مي تونم بهت بدم براي ساختن اين موقعيت مهم؟I was wondering what could l give you to make this important occasion?
ما تو کار ساختن و طراحي کيفهاي بزرگيمWe are going to make and market designer tote bags.
ساز زدن فضاي زيادي رو توي مغزم ميگرفت پس ديگه نزدمPlaying took up too much space in my brain, so I stopped. That doesn't even make any sense.
،و از اونجايي که هر دفتري به يه قهوه ساز نياز داره تنها کاري که بايد بکنيم اينه که يه دوربين و يه فرستندهAnd since every office runs on caffeine, all we have to do is hide a camera and transceiver inside a shiny new coffeemaker, wire it to send data out through the electrical system, then wait for them to plug it in.
بهش گفتم اگه قهوه ساز 600 دلاري مي خواسته نبايد با يه پليس ازدواج مي كردهI told her she wanted a $600 coffee maker, she should not have married a police.
قهوه‌ساز رو خاموش كردم؟Did I turn the coffee maker off?
،حتي ميتونه باعث توهم هاي شديد بشه چيزي که باعث ميشه قاتلِ فرشته سازِ ما قصد کنه بهشت رو روي زمين پياده کنهHowever, what appears to be driving your angel maker to create heaven on earth is a simple issue of mortality.
اين يادآور دائميِ بدترين ترسم بود اين که من فقط چيزي هستم که "واحد" ازم ساختThis constant reminder of my worst fear, that all I am is what Division made me.
آروم باش. بيسکوييت ساخت دست؟aare, dont take tension..have this biscuit hand-made biscuit from san-francisco idiot,.
"و بابا این "خرس گریزلی" دست‌ساز باحال و این "تیکی .رو برام ساختAnd Daddy made this cool hand-carved grizzly bear and this tiki.
خداوند 76 کيلو از گِل رو برداشت و واسم يه زن ساخت و براي اين کار، ازش تشکر مي کنمGod took 1 68 pounds of clay, and he made me a woman... and for this, I thank him.
شوايتزر اسم يه شرکتي بود که توالت مي ساخت اسکوفيلد براي خروج از سلولش اون در آوردهSchweitzer was the plumbing company that made the toilet scofield took off to get out of his cell.
متاسفانه به نظر ميرسه اين وسايل با مهارت بالايي- به وسيله مواد شيميايي غير رسمي در خونه ساخته شدن- و پيدا كردن سازنده اونا سخت شده-Unfortunately it appears that despite the heavy level of sophistication these devices were homemade with over-the-counter chemicals making them very difficult to trace.
کاروود ليپتون، مدير اجرايي جهاني يک شرکت .سازنده شيشه شدCarwood Lipton became a glass making executive in charge of factories all over the world.
بهترين مبارزها تو يه رقابت سري با هم روبرور ميشن بخاطر بدست اژدهاي بزرگي که از طلاي خاص ساخته شدهThe best fighters will meet to compete in secret for a big dragon made of solid gold.
هر چيزي در اين دنيا از ذرات کوچک ساخته شدهEverything in this world is made of tiny particles.
ما براي هم ساخته شديمWe were made to fit together.
.اينکه تو براي هدفي ساخته شدي...That you were made to serve a purpose.
اين تختا از بمب ساخته شدن؟Are these beds made out of bombs?
.پس قتلی هم وجود نداره ما اونو می‌سازیمThen there is no murder. We make murder too.
ما بخشش رو می‌سازیم تو بخشی از مغز دست آموزمون اونو می‌سازیم که زیادی رشد می‌کنهWe make mercy... manufacture it in the parts that have overgrown our basic reptile brain.
...من اخيرا اولين قالب رو ساختمI have a first mould already made--
ما خودمون سرنوشت خودمونو ميسازيم و منم يه دونه خوبشو واسه خودم ساختمWe make our own destinies, and I've made a sweet one.
.من خودم اينجا رو ساختمl made this place.
من 6تا ساختم، که حالا پيش شماست اما نمي تونم تضمين کنم اونا راه من رو ادامه نداده باشنI made six, now accounted for, but I can't guarantee they won't pick up where I left off.
من آنها ساختم مىآمدند... ...شما خر من را لگد زد.I made them come so you wouldn't kick my ass.
تو ایندتو ساختی با انجام کاری که من گفتمYou have made your fortune doing exactly what I asked you to do.
توام ایندتو ساختی با انجام کارهایی که من ازت خواستمAnd you have made your fortune doing exactly what I asked you to do.
تو رو دوست دارم نه تنها بخاطر چیزی كه از خودت ساختی بلكه بخاطر چیزیه كه داری از من میسازیI love you not only for what you have made of yourself, but for what you are making of me.
پس همه اونا رو از خودت ساختی؟So, you made all of that up?
. تو اونو ساختی .You made her.
تو اتاقم, بعد از اینکه فیلمو ساختیمIn my room, after we made the video.
اما برای چهار نفر زیر ستون برق زمانی که خیلی راه جلومون بود برای اولین بار صدای خودمون ساختیمBut four guys under a streetlamp... when it was all still ahead of us... first time we made that sound... our sound... when everything dropped away and all there was was the music...
ما آینده ها ساختیم"..we've made destinies.'
ما چيز هایی می ساختیم که بهم اجازه ميدادWe made items that allowed me to use magic
.ببین چه چیزی ساختیمLook what we made.
،آنها "هند"را همانند خانه شان ساختند وبه اون احترام گذاشتند و عشق ورزيدندThey made India their home, giving it love and respect,
مي ساختند(skeleton key)و براي صاحب خونه يک کليد اسکلتFor the owner, they made a skeleton key.
براي خودشون زندگي ساختندThey truly made a life for themselves.
. اونا تاس رو از استخوان مي ساختندTheir dice were made of bones.
به او گفته بودند که اکنون اين دختربچه ها بودند که ستاره ها را مي ساختند و در هم مي شکستند .و جلويشان لرزه بر اندام تهيه کننده ها مي افتادHe learned it was now little girls who made and unmade stars, and that producers trembled before them.
"اينها چيزي رو که هستيم مي سازند"They made us who we are.
خوبه الان ازت يه چيزي مي سازمThat's okay. I made you something.
...تو که منو ميشناسي مالک.دستکش از پوست بچه مي سازم ولي از پوست بچه ي واقعيOh, you know me, Malc. Kid gloves... but made from real kids.
چند وقتی میشه که مراحل آماده‌سازی کار انجام شده .و ترتیب نکات اصلی داده شدهPreparations have been made for some time now certain matters arranged.
در واقع تنها چيزي كه اين شب را پر معني مي‌سازد صبح قبلي آن بود...In fact, the only thing that made this night significant was the morning it preceded.
این چیزی است که سیستم ارزش‌ها و سبک زندگی را قدرتمند می‌سازدThis is what made the Values and Lifestyles system so powerful.
من يه فيلم انگليسي بين اللملي با شما خواهم ساخت خيلي خوبه.l will make one international English film with you.
من يه بچه اي از عشق خواهم ساختI will make a desperate tender of my child's love.
فیلم رو بساز - - No. - You make video!- You make video!
يه قلب آروم تپنده و بدون لحظه اي آرامش يه داستان خارق العاده از من بسازA searing loneliness, a pacing heart, and not a moment's peace... make up a wonderful story of mine;
من گفتم بچه جون يه چهار بساز 500تا بدهI say the kid makes the four. Give me $500.
اگه تصميم گرفتي خون دشمنانت را بريزي ! بگذار رودخانه اي از خون اونها جاري بشه , نه , اقيانوسي از خون بسازIf you will make blood flow, let it be a river, no, an ocean of blood.
بخواب، بعدش برگرد اينجا و .يه فيلم خوب بسازThen come back here and make a good movie.
اميدوارم دستگاه خوبي برات ساخته باشمWish I could make you vanish.

Questions and answers about ساختن conjugation

Still don't understand something? Ask and receive a reply!

Ask us a question about this word and get it replied to here. Questions are answered by experienced language speakers.

Ask question about ساختن
Work in progress

Help us become the best conjugation resource. Find out more.

Play conjugation game!

Practice language skills with real sentences in our free game. Try now!

Tip: CTRL + M for navigation!

You can access a quick navigation menu with the shortcut 'CTRL + M'.

Learn languages with our Interlinear books!

Check out our new product - novel subtitled books in many languages to get reading practice!

Try out

Receive most useful verbs, tips and other info free!

Select the language(s) you're interested in

Similar verbs

VerbTranslation
Same length:
باختنplay

Do you know these verbs?

VerbTranslation
ترجیح دادنprefer
چسباندنstick
دستبرد زدنrob
دفن کردنbury
راندنride
رفتنgo
زنگ زدنcall
ژولیدنbecome disheveled
ساک زدنsuck
عرق کردنsweat