رفتن (raftán) conjugation

Conjugate رفتن (raftán) - go

Stems

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
روrav go
past
رفتraft gone

Participles

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
present
روندهravandé going
past
رفتهrafté gone

Present imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
می‌رویمmí-ravim I go
تو/tó
می‌رویدmí-ravid you go
او/u
می‌روندmí-ravand he/she goes
ما/mā
می‌رومmí-ravam we go
شما/šomā
می‌رویmí-ravi you all go
آنها/ānhā
می‌رودmí-ravad they go

Present progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داریم می‌رویمdấrim mí-ravim I am going
تو/tó
دارید می‌رویدdấrid mí-ravid you are going
او/u
دارند می‌روندdấrand mí-ravand he/she is going
ما/mā
دارم می‌رومdấram mí-ravam we are going
شما/šomā
داری می‌رویdấri mí-ravi you all are going
آنها/ānhā
دارد می‌رودdấrad mí-ravad they are going

Present perfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
رفته‌امrafté-am I have gone
تو/tó
رفته‌ایrafté-i you have gone
او/u
رفته استrafté ast he/she has gone
ما/mā
رفته‌ایمrafté-im we have gone
شما/šomā
رفته‌ایدrafté-id you all have gone
آنها/ānhā
رفته‌اندrafté-and they have gone

Past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
رفتمráftam I went
تو/tó
رفتیráfti you went
او/u
رفتraft he/she went
ما/mā
رفتیمráftim we went
شما/šomā
رفتیدráftid you all went
آنها/ānhā
رفتندráftand they went

Past aorist tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
رویمrávim I went
تو/tó
رویدrávid you went
او/u
روندrávand he/she went
ما/mā
رومrávam we went
شما/šomā
رویrávi you all went
آنها/ānhā
رودrávad they went

Past imperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
می‌رفتمmí-raftam I used to go
تو/tó
می‌رفتیmí-rafti you used to go
او/u
می‌رفتmí-raft he/she used to go
ما/mā
می‌رفتیمmí-raftim we used to go
شما/šomā
می‌رفتیدmí-raftid you all used to go
آنها/ānhā
می‌رفتندmí-raftand they used to go

Past progressive tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
داشتم می‌رفتمdấštam mí-raftam I was going
تو/tó
داشتی می‌رفتیdấšti mí-rafti you were going
او/u
داشت می‌رفتdấšt mí-raft he/she was going
ما/mā
داشتیم می‌رفتیمdấštim mí-raftim we were going
شما/šomā
داشتید می‌رفتیدdấštid mí-raftid you all were going
آنها/ānhā
داشتند می‌رفتندdấštand mí-raftand they were going

Pluperfect tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
رفته بودیمrafté búdim I had gone
تو/tó
رفته بودیدrafté búdid you had gone
او/u
رفته بودندrafté búdand he/she had gone
ما/mā
رفته بودمrafté búdam we had gone
شما/šomā
رفته بودیrafté búdi you all had gone
آنها/ānhā
رفته بودrafté búd they had gone

Future tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
خواهیم رفتxâhím raft I will go
تو/tó
خواهید رفتxâhíd raft you will go
او/u
خواهند رفتxâhánd raft he/she will go
ما/mā
خواهم رفتxâhám raft we will go
شما/šomā
خواهی رفتxâhí raft you all will go
آنها/ānhā
خواهد رفتxâhád raft they will go

Imperative mood

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
تو/tó
برویدbéravid go!
شما/šomā
بروbérav go!

Subjunctive present tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
برویمbéravim I have gone
تو/tó
برویدbéravid you have gone
او/u
بروندbéravand he/she have gone
ما/mā
برومbéravam we have gone
شما/šomā
برویbéravi you all have gone
آنها/ānhā
برودbéravad they have gone

Subjunctive past tense

Persian FormTransliterationEnglish TranslationEx.
من/man
رفته باشمrafté bấšam I go
تو/tó
رفته باشیrafté bấši you go
او/u
رفته باشدrafté bấšad he/she go
ما/mā
رفته باشیمrafté bấšim we go
شما/šomā
رفته باشیدrafté bấšid you all go
آنها/ānhā
رفته باشندrafté bấšand they go

Feedback: Noticed a mistake? Have a suggestion?

Have you noticed a mistake or a bug here somewhere on this page? Have ideas how we can improve our content? Submit a request for us and we will do our best to take your feedback into account!

Usage information for رفتن

This verb can also mean the following: leave, pass away, depart, die, sweep, pass

Examples of رفتن

Example in PersianTranslation in EnglishFm.
آره، اينجا يه پسر جوون دورگه ي آفريقايي - آمريکايي" داريم" .که در حال رفتن به خونه بهش تيراندازي شدهYeah, got a young African-American male gunned down on his way home.
کجا رفتن؟Where'd they go?
مردم اونجا بودم و آنها اونجا بودن و اونا مکیده شدن رفتن تو آسمونThere were people, and they were there, and they got sucked up into the sky.
راه رفتن ، دختر.Way to go, girl.
قدم زدن تو جنگل هاي باروني، قايقراني، رفتن زير آبشار، شنا کردنWe're gonna go hiking in the rainforest, and kayaking down rivers and swimming under waterfalls. Swimming.
ميتونيم اونجا رو تحت پوشش بگيريم ولي اون اونجا نميرهWe can cover it, but she won't go there.
بله، ما همه چي رو آماده کرديم که حسابتون رو تسويه کنيدYeah, we've got everything ready to settle your account today.
ببين بزار بريم اونجا و حسابش رو برسيمLook, let's go over there and bust him, man.
.من خون هيچ کسي رو نخواهم خوردI'm not gonna drink anyone's blood.
من فقط مي خوام غول ها رو بکشمFont color = "# FFFF00" face = "Comic Sans MS" I'm just going to kill Titan
آقاي "ريس"... "کروگر" رفتMr. Reese... Kruger's gone.
و او همين حالا خواهد رفت.And now he'll be gone.
راست مي گه تينک، همه چيز به باد رفتThis has all gone too far.
. اون رفتHe's gone.
شرمنده كوچولو رفت به بهشت بادكنك‌هاSorry, kid. It's gone to balloon heaven.
...... شايد حدود يک و نيم مايل رفته بوديم و دستمال جيبي من، کاملا خيس شده بود وقتي به دور و بر نگاه کردم ...با تعجب ديدمWe might have gone about half a mile and my pocket handkerchief was quite wet through when looking out, to my amazement, I saw Peggotty burst from a hedge.
با بش رفته تا روابط رو .با واتيکان آروم کنهHe's gone with Bash to soothe relations with the Vatican.
حالا سنباد رفته و پدرت مي توني نهايتا راحت بشه .و از غروب لذت ببرهNow that Sinbad's gone, your father can finally relax and enjoy the evening.
* رفته است، رفته است، رفته است *# Gone, gone, gone #
ولي اوضاع شمال هم بهتر از اينجا نيست تمام کشور از دست رفتهThe whole country's gone sour.
در سطح آب خمیده به نظر می‌آید؟ چون نور وقتی از محیطی به محیط دیگر می‌رود، خمیده می‌شود، برای مثال از آب به هوا.That's because light bends when it goes from one medium to another, say from water to air.
...به ميدان‌هايي رفته‌ام♪ there's a place ♪ ♪ I have gone
امشب ، واقعا با چيپ تو دبيرستات رفتم بيرونTonight, I actually went out with Chip in high school.
.اون يکي رو ببين .يه ماهي سفيد باد کرده ،انتخابم براي ازدواج اشتباه بود .الان بايد يه عمر حسرت بخورم و پشيموني بکشم اون يکي رو ببين، من سال 1981 ...يه بار رفتم نيويورکwaspy white guy fish i married the wrong woman, and now i lead a life of regret oh look at this guy, i went to new york once, in 1981 and i just did not feel safe
رفتم خونه کاسيوم رو بيارم- I just went to get my Casio!
... من به سه جاي متفاوت توي پارک آبي رفتم تا اينو پيدا کردمI went to three different places in the water park to find that.
، بعد از نیمه شب . رفتم به اتاقتAfter midnight I went to your room, darefoot
-وقتی که به مدرسه پرواز رفتی رو یادته؟- Remember when you went to flight school?
نه , تو آخرین بار تنهایی رفتی نه , تنهایی نمیرمNo. You went alone last time. I'm not going alone.
.تو دکتری هستی که به جنگ رفتیYou were a doctor who went to war.
، میدونی جو . از وقتی رفتی ، خیلی چیزا عوض شدهYou see, Joe... there have been a lot of, uh, changes since you went in.
نه تو رفتی پیشش و سلام کردی و گفتی، امتحانت چطور بودNo, you went up to Winston and said hey what did you get on the test
.کنترلمون رو از دست دادیم و مستقیم رفتیم به سمت یه صخرهWe lost control, went straight over a cliff.
با مامان بزرگ رفتیم به دریای خزر جایی که می شد ششهامو با هوای ناب و خالص سیراب کنمI went to the Caspian sea with grandma where I filled my lungs with this unique air.
رفتیم بیرون و یه توپ بازی حسابی کردیمWe went outside and threw a ball around.
رفتیم که یه تلفن بزنیم و بعد وقتی وقتی به در نگاه کردیم دیدیمWe went to make a phone call, and then when... when we looked in the door, we saw...
رفتیم به این محل که اسمش ویسینته بود و اونجا با یه پدر روحانی آشنا شدمWe went to this place called Viciente and I met a priest there.
- نه،اونا از اينجا رفتند،اسبابشون را بستند و رفتند -- No, they've gone. They just got up and went.
آيا ديدين که از کدوم طرف رفتند؟Did you see where they went?
...من فکر کردم آنها رفتند اما واقعا اين احتمال هست... ...و به همين دليل من آمدم اينجا- I thought that they left but it's quite possible, and that's why I'm here to say that perhaps they went down another stairwell and entered the same train that she went on.
کراولي" ها هنوز اينجا ان؟" .خيلي وقته رفتندAre the Crawleys still here? They went ages ago.
نه اونها از اينجا رفتند،اسبابشونو بستند و رفتند- No, they've gone. They just got up and went.
...تا 8 درصد سود ثبت شده پيش رفته ...و اين روند نشان ميده که .رشد قابل توجهي در اين بخش وجود دارهThe profits recorded went up by 8 percent... and, this trend indicates that... there is a substantial growth in this sector.
و صحبت هاي بسيار مفيدي در مورد روند جمع آوري گزارش سالانه داشتيم و در مورد دوستانش و ميدونيد ديگه ، احساساتو ايناAnd we have meaningful conversations about how yearbook club went and about her friends and, you know, drama.
بديهي است که در طول بيست سال آينده خيلي از آنها مي ميرند اما آنهايي که زنده ماندند همان کاري را مي کنند که مادرشان قبلا کرده بود به سواحلي مي روند که مشابه جايي باشد خودشان سر از تخم در آوردندDuring the next twenty years, the vast majority will inevitably die but those that survive will, eventually, as their mothers did before them, return to the very same beach where they were hatched.
و حالا آنها مي توانند به سمت طعمه شيرجه روند بيست متر و شايد بيشتر پايين مي روندNow the shearwaters can dive down on them, descending to twenty meters or more
،نه فیات از 2,930 شروع کرد .روی 3,053 بسته شدNo, Fiat went from 2,930, closing at 3,053.
شاید صبح زود پا شده و رفته پیاده‌رویMaybe she got up early and went hiking.
من رفتم و گوشم رو گذاشتم روی ...کاروان و میتونستم صداشو بشنوم ، مثلI went and put my ear to the RV.
. وقتی میرفتم روی سِن ، خیلی خوب دیده میشدمWhen l went on that stage l was looking so good.
سریع از راهرو گذشتم و روی در کوبیدم و گفتم : حالتون خوبه؟I went down the passage and I knocked loudly on the door and I said, "Are you alright?"
دکتر سالترمان بعد از نهار به خانه مي رودDr. Soltermann went home after dinner.
همچون من که در رود رفتم و دعا کردم # # As I went down in the river to prayAs I went down in the river to pray
‏هی، هی، دیدی چقدر تند داشتم می‌رفتم؟Hey, hey, did you see how fast I was going?
ما این مشکلات را نداشتیم اگر به ایالات متحده رفته بودیمWe wouldn't have had these problems ifwe had gone to US.
افسراني كه به جبهه رفته بودند بعدها بخاطر اين آموزش ها و آن خاطرات استعفا دادند, ما برنميگرديم ما خواهيم مرد.The officers, in particular, were resigned to the fact that once we had gone to the Front, we would not return, we would die.
خب،بهتون میگم.من بیرون رفته بودم که یه سری از جوانب فیلمو درست کنم،درسته؟Well, I'll tell ya. I had gone out there to try out this new film stock, right?
رفته بودم زندگي آکروت رو بخوامI had gone to beg for Akhrot's life.
اون شبي که من رو بردن رفته بودم به يه بارThe night that I was taken, I had gone to a bar.
من رفته بودم بيرون که مراقب بزها باشمI had gone out to tend the goats.
..."منظورم اینه که اگه تو رفته بودی "ویلIf you had gone to VaiI...
در اون لحضه ما فکر مي کرديم همه چيز خوب پيش رفته بودAt that point, we thought it had gone well.
لوتز رفته بود، و من تنها 9 تا دوست توي فضاي خودم داشتمLutz had gone, und ich had only 9 Freunds left on MeinSpace.
مايکل، در اين اثناء، رفته بود به باري ...که اونطرف خيابان روبروي دادگاه بود .تا پيشنهاد معامله ي مشروط رو بخونه ".نهMichael, meanwhile, had gone to the bar across the street from the courthouse... to read the plea offer.
اون با کاپيتان مايک رفته بودHe had gone with that captain Mike.
وقتي پنج سالش بود مادرش به بهشت رفته بود .و پدرش يه جور کشاورز بودHer mama had gone to heaven when she was five, and her daddy was some kind of a farmer.
ماشين ها سه ساعت بعدي رو از مسيرهاي جداگانه خواهند رفتThe cars will go their separate ways for the next three hours.
اگه بهش فكر كني ميفهمي كه مردم خيلي از تو دورتر خواهند رفت اگه احساس كنند تو بجاي هدايت كردنشون داري مجبورشون ميكني كاري رو انجام بدندI think you'll get a-- you'll find that people will go a lot farther... if you-- if they feel they're being led and not pushed.
"جايي که تو ميروي, من خواهم رفت""whither thou goest, I will go;
،تو به پایان دنیا خواهی رفت و مرا آنجا در حال انتظار میابیYou will go to the end of the world, and you will find me waiting there.
که مثل هميشه با هديه دادن به بچه‌ها موسيقي و مراسم رقص و دادن غذا و مايحتاج اضافه براي .زمستان پيش خواهد رفتIt will go on as always with gifts for the children, music and dancing, and extra food and provisions for winter.
و مردي که دختر بچه را کشته به زندان خواهد رفت .The man who killed the girl will go to prison.
.باید بره .خواهد رفتHe needs to go. He will go.
.و حالا ، "ويليام" ما هم اونجا خواهد رفتAnd now, our William will go there as well.
.آنگاه مادرت به بهشت خواهد رفتThen mother will go to heaven.
ما واقعا سرمون شلوغه ، تو بايد بري زود باش برو و دوش بگيرWe're really busy you have to leave! Get going and take a shower!
برو برو برو داري چيکار ...Go go go go. What are you...?
پسرم! اگر امکانش هست برو داخلCaleb, go inside.
برو پشت ديوارLet go of the wall.
برو، برو، بروGo, go, go!
جنگ وقتي اتفاق مي افته که من رفته باشم ...من ، مادرمthe war came when i was gone. the people, my mother-- they must have been driven away.
ببخشيد، اميدوارم بودم تا پيش از اومدنت، من رفته باشمI was hoping to be done before you got home. We had a fight.
بايد رفته باشمI'd gone.
از من خواسته که تا فردا رفته باشمHe wants me gone by tomorrow.
مي خواستم تا وقتي مي آي خونه رفته باشمI wanted to be gone by the time you got home.
،‏اگه به بهشت رفته باشی ‏دیگه هیچوقت نمی‌تونیم همدیگه رو ببینیمIf you have gone to Heaven, then we will never meet again.
.فکر کردم تا الان رفته باشیI thought you'd be gone.
داشتم فکر میکردم که شاید رفته باشی سراغ لباس هام ... توی کشو هام رو نگاه کرده باشی .... .... و به لوازم داخل کمدهام نگاه کرده باشی...I was wondering if maybe you were going through my clothes looking in my drawers looking at the things in my closet.
وقتی که برسه اینجا باید رفته باشیBy the time she gets here, you need to be gone.
. ازت میخوام که امشب با وسائلت رفته باشیI want you and your gear gone tonight.
اميدوارم براي يافتن شما رفته باشد که يک بار ديگر از شما بخواهد او را ببخشيدI'd hoped he'd gone to find you and ask you one more time to forgive him.
رفته باشید - باشه، خدافظ -- before I get back. - Okay, goodbye.
...حق با توئه . شايد بايد از يه مسير ديگه رفته باشندMaybe.... it's got to be one of the scenic routes.
حالا کي مي تونه به من بگه کجا ممکنه واسه تعمير رفته باشند؟Now, who can tell me where they might have gone for repairs?
اونا ممکنه داخل يکي از سفينه هاي فرود امده شما رفته باشندThey may have gotten on one of your landing craft.
اگر آن زن های غرغرو رفته باشند , دخترم رو بیدار کن.If those harpies are gone, rouse out my daughter.
باشد که براي تو روشنايي ...در دل تاريکي شود . زماني که همه نورها از ميان رفته باشند...May it be a light for you In dark places when all other lights go out.

Questions and answers about رفتن conjugation

Still don't understand something? Ask and receive a reply!

Ask us a question about this word and get it replied to here. Questions are answered by experienced language speakers.

Ask question about رفتن
Work in progress

Help us become the best conjugation resource. Find out more.

Play conjugation game!

Practice language skills with real sentences in our free game. Try now!

Tip: CTRL + M for navigation!

You can access a quick navigation menu with the shortcut 'CTRL + M'.

Learn languages with our Interlinear books!

Check out our new product - novel subtitled books in many languages to get reading practice!

Try out

Receive most useful verbs, tips and other info free!

Select the language(s) you're interested in

Similar verbs

VerbTranslation
Same length:
بستنbind
پختنcook
رختنpour
کشتنkill
گفتنsay
Different length:
گرفتنgrab